
من و احساس عزت و ذلت در اوج!!
بعد از جنبش تبسم و روشنایی، دو احساس متضاد و دو نگرش همزاد در من جوانهزده و هر دم و به هر بهانه و به هر مناسبتی خاطر مرا هم شاد و هم ناشاد میسازند. این دو احساس، شور عزت و شکوهمندی در اوج و همچنین رنج و درد ذلت و مستمندی در اوجاند. در دوران جدید افغانستان، مردم ما در خواب عجیبی فرورفته و حساسیت جمعی و احساس هم سرنوشتی خود را ازدستداده و همه سر در لاک روزمرگی و پیدا کردن قوت لایموت خویش فروبرده و از محیط پیرامون و توطیهها، ترفندها، دشمنیها، کینهورزیهای دشمنان و خیانت و پستی دوستان و مدعیان رهبریت سیاسی خویش بیخبر، و همچون مردههای متحرک، در تقلا بوده و سهم زندهها را میخوردند.
تمام کمکها و امکانات ملی و بینالمللی به تاراج رفت و مردم ما هیچ خبر نشدند و اگر هم خبر شدند راحت نگاه کردند و هیچ واکنش و حساسیتی از خود بروز نداده و دم برنیاوردند. گو اینکه این مردم هیچ سهمی در این ثروت و هیچ حقی در این امکانات ملی و کمکهای بینالمللی نداشته و ندارند. نشستند و تماشا کردند و به حقارت خودخواسته و به ذلت تحمیلشده تن داده و سکوت مطلق نمودند. اگر سهممان را به ما ندادند اعتراض نکردیم و اگر تبعیض و بیعدالتی را بر ما اعمال کردند نخروشیدیم و اگر تحقیرمان کردند نرنجیدیم و اگر در شاهراهها گروگانمان گرفتند و کشتند بازهم دم برنیاوردیم. ما بودیم و زبونی و ما بودیم و جبونی، ما بودیم و یک دنیا حقارت، ما بودیم و یک جهان حسرت، ما بودیم و این سرنوشت نکبت، ما بودیم و این همه ذلت.
بالاخره یک رخداد و حادثه برای اولین بار تکانمان داد و از کرختی و بیحسی ممتد و دیرینه بیرونمان نمود و ما تکان خوردیم و احساس کردیم که دیگر ذلت و حقارت بس است و باید به پا خیزیم و سرنوشت را از نو باید بنویسیم و زمام امور ازدسترفته را دوباره به دست بگیریم و از زندگی و زندهبودن و زنده ماندن تعریف نو ارایه کنیم. آن رخداد و آن حادثه بیدارگر، داستان بریده شدن گلوی کودک سپیدهدم سحری، شکریه تبسم بود که توانست یکدفعه از خواب غفلت بیدار و بر اینهمه عادت به ذلت و خواری غلبهمان دهد و موج خروشانی از مردم را وارد خیابانها کند و ترس را از روح و روان مردم بزداید و مردم را وارد فاز جدیدی از حیات سیاسی و مرحلهای تازهی از مراحل تاریخی نماید.
اکنون مردم در مرحلهای نوین تاریخی خود قرار دارند. جنبش روشنایی در ادامه جنبش تبسم شکلگرفته و ادامه پیداکرده است و همچنان بهسوی اهداف موردنظر خود با همراهی و همصدایی نسل نو، با مشکلات و موانع بیرونی و درونی مبارزه کرده و تلاش دارند که بستر و شرایط را برای تحقق و عینیت بخشیدن به اهداف خویش، فراهم کرده و سرود فتح و آهنگ پیروزی را سر داده و نوید فرداهای بهتر از دیروز را به مردم بدهد. این مرحله از حیات سیاسی- اجتماعی بسیار حساس و شکننده بوده و مراقبت هوشمندانه و مواظبتهای خردمندانه را به یاری میطلبد.
وقتی به گذشته تاریخی خود نظر افکنده و میاندیشم احساس ناخوشایندی برای انسان دست داده و ناراحتی در سیما و تلخی در ذایقه، خود را بروز داده و هویدا میگرداند. گذشتههای تلخ تاریخی را شاید هیچ انسان هزارهای نتوانند با آن برخورد خوشایندی داشته و از زیربار رنج و تلخی آن خود را برهانند و از آن متاثر و دردناک و اندوهگین نگردند. گذشتههای تلخ و ناگوار تاریخی هر هزارهای آگاه و با احساس را متاثر کرده و در غم و اندوهی عمیق فرو برده و درد جانکاهی را در دل و جانشان افروخته و خاطر آرام او را آزرده و روان خسته او را افسرده و بستر آسایش او را فرسوده و تب مرتب و رنج مضاعف را بر او تحمیل کرده و صبر و قرار را از وی میرباید. اما حرکت و واکنش زیبا و پر شکوه مردم در بیستم عقرب که خالق جنبش تبسم گشت و نمایش آن همه عظمت، مدنیت، خلاقیت، که نقطهای عطفی در تاریخ سیاسی هزارهها به حساب آمد مایه مسرت و احساس عزت و عامل سربلندی و امیدواری برای آینده است. این جنبش اجتماعی و این خیزش مردمی آنقدر شکوهمندی و زیباییهایی داشت که همه (اعم از دوست دشمن) را مفتون و مسحور خویش ساخت و نسل نو هزاره را صلایی بیداری و بانگ بیدارباش رهایی و سرود زیبای آفرینش سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی را سر داد و صفحه نو در دفتر تاریخ این مردم گشود و نویدبخش آیندهای دیگری برای این مردم گردید.
به خاطر معجزه جنبش تبسم بود که مردم ما خود را باور کردند و دوباره جنبش روشنایی را در صحنه دادخواهی اجتماعی و مطالبات برحق عدالتخواهی، خلق کرد و تظاهرات عظیم و میلیونی بیست و هفت ثور را به نمایش گذاشت و الگویی برای حرکتهای مدنی و اعتراضات سیاسی را آفریدند و همچنان همگام و پابهپایی حوادث و تحولات کشور به پیش تاخته و همچنان به حرکت پیشرونده خویش توفنده و تابنده ادامه داده و تا نابودی تبعیض و بیعدالتی اجتماعی به پیش میتازند.
نمایش حرکتهای مدنی از سوی مردم بعد از خیزش و بیداری در بیستم عقرب و ایجاد جنبش روشنایی و تقدیم بهترین و رشیدترین جوانان در چوگ دهمزنگ و پایمردی و استقامت برای تحقق عدالت اجتماعی و حاکم شدن نگرش انسانی در سیاست ملی و بینالمللی از جمله رفتارهای پر شکوه و عزتمندی است که باعث افتخار است و احساس غرور و سرفرازی را در انسان زنده کرده و مایه امیدواری و اعتماد به نفس نسل نو هزاره است.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.