
جنبش روشنایی عصیان علیه فساد و تباهی!
افغانستان کشوری است که بنیادش بر پایه فساد گذاشتهشده است. فساد در این کشور بیماری مزمن و زخم چرکین و عفونت دیرین است که در تمام بدنه این کشور و اعضای رییسه و اندامها و ارگانهای مختلف آن سرایت کرده و ماندگار گردیده است. کشوری با این بیماری مزمن و مردمی با این دردی جانکاهِ دیرین در کشاکش روزگار در بستر زمان همراه باآنهمه درد و رنج بیپایان جان کنده و نفس کشیده و ناتوان و علیل در عرصه حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری ظاهر گشته و با اندوه و آه، و نالههای جانخراش و مصایب جگرسوز درصحنه حیات سیاسی و مناسبات بینالمللی هویت یافته و شناخته گردیده است. ولادت کشوری به نام و عنوان افغانستان معلول فساد و تباهی بانیان و پایهگذاران آن بوده و همچنان بر اساس فساد و تباهی تداومیافته و تاکنون به حیات ننگین و تاوانهای سنگین خویش ادامه داده و درد و رنج و محنت را بر ساکنان این فساد آباد ویرانه پیشه، تحمیل کرده و جهنم سوزان را به ارمغان آورده است.
تداوم و استمرار کشوری بانام و عنوان افغانستان معلول و زاییده تداوم و بازتولید فساد در بستر تاریخی و زمینههای سیاسیـاجتماعیای است که خود را بانام و عنوان افغانستان تعریف کرده و نمود داده است. فساد فکری، انحطاط اخلاقی، عصبیت قبیلهای، تبعیضات و تعصبات قومی، انحصار قدرت سیاسی و… خمیرمایههای هستند که کشوری به نام و عنوان افغانستان را شکل داده و به وجود آورده است. اگر فساد همهجانبه فکری، عقیدتی، سیاسی، اقتصادی و… در کنشگران و بازیگران تاریخی این سرزمین وجود نمیداشت کشوری به نام و عنوان افغانستان متولد و به منصه ظهور نمینشست و تاکنون اینهمه جنایتهای تاریخی، فجایع انسانی، دردهای هولناک بشری، رنجهای طاقتفرسای دایمی را به تجربه نمینشستیم.
این فساد و این تباهی در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی که از بدو تولد و پیدایش کشور تا هنوز ادامه داشته است، هرروز بیشازپیش دامنه آن گسترشیافته و ساحه بیشتر و ابعاد وسیعتر به خود گرفته و همچون سیل خروشان، هست و بود این مردم را به یغما برده و به تاراج میبرد. سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی این سرزمین همواره در دست رهزنان مسلح و دزدان سازمانیافته قرار داشته و همیشه این گروه بر مردم حکومت کرده و سرنوشت مردم را در دست داشته و بازور نیزه و جنایت کشتار با سر برچه و خیانت و معامله بر مقدرات مردم حاکم گشته، سرنوشت جمعی و زمینههای تاریخی و زمانههای فرهنگی را به گروگان گرفته و همواره فساد و تباهی را بازتولید کرده و رمق حیات و جوانههای اصلاحات را بلعیده و فردای بهتر و آینده روشنتر و جهان امن و زندگی آرام را به هیولایی وحشت و برهوت دهشت و جهنم تاریکی و نیستی پیوند زده است.
پیش از دوران جهاد فساد بیشتر در هیات حاکم جریان داشت. اما بعد از جهاد و سرازیر شدن پولهای هنگفت دنیای غرب برای مبارزه با پیشروی اردوگاه سوسیالیسم، فساد در کشور همگانی گشت و از دایره هیات حاکم و نیروهای حکومتی پا در متن تودهها و مردم مسلمان و شهیدپرور و مجاهدان راه خدا گذاشت و هر که مجاهد بود و شغل و حرفه جهاد را پیشه کرده بودند بهمرورزمان چنان به فساد آغشته گشتند که روی تمام فساد پیشگان تاریخ را سفید نمودهاند. امروزه اینچنین به نظر میرسد که گویا هیچ ایمان و باوری به خدا و قیامت و… در میان این مردم (جهادیها) وجود نداشته است. فساد همهجانبه مجاهدان که در عرصههای سیاسی، اعتقادی، اخلاقی، به شکل کشتارهای غیرشرعی و رفتارهای غیرقانونی، برپایی جنگهای خانمانسوز داخلی، و دزدیدن اموال عمومی و چپاول کمکهای بینالمللی، رهزنی و راهگیری مردم بیگناه، تجاوز به عنف و غرق شدن در عیاشیها و بیبندوباریهای جنسی و افراط در ثروتاندوزی و ژست گرفتنهای کذایی و نمایشها و کشوفشهای خیابانی و… تبارز یافته و در هیات ریش و پکُل جهادی و شمایل لونگی و ریش طالبانی مجسم گشته و نمود یافته است، تداوم همان فساد تاریخی و گسترش همان تباهیهای همیشگی است.
جنبش تبسم؛ انفجار ناگهانی و عصیان تودههای انسانی علیه این فساد تاریخی و عفونتهای ریشهای در تاریخ کشور بود که برای اولین بار در تاریخ، آنچنان واکنش اجتماعی و آنچنان انفجار تودهای را خلق نمود. آن انفجار تاریخی و آن واکنش گسترده اجتماعی روزنه امید را برای مبارزه و ایستاد شدن در برابر فساد تاریخی و تباهی دیرینه و همیشگی گشود و نسل نو را که از فساد و تباهی به ستوه آمده و از ظلم و تبعیض سیستماتیک خسته گردیده بودند به صحنه مبارزه و دادخواهی کشاند. این امیدواری و این بیداری بعد از جنبش تبسم در قالب جنبش روشنایی خود را منسجمتر و آگاهانهتر بروز داد و هویدا ساخت. ازاینرو جوانان و نسل هنوز پاک و نیالوده به فساد همراه با نسلهای پیشین و باتجربه اما خسته از فساد و تبعیض پا به میدان مبارزه برای آوردن روشنایی برای مردم افغانستان گذاشتند و جنبش عظیم و بیمانند روشنایی را به ارمغان آوردند که اینک خواب را از چشمان فاسدان مافیای دولتی و تیکهداران قومی ربوده احساس راحتی و برج عاج عافیتطلبی را از اینها ستانده و لرزه بر اندام و دلهره در دلها و پریشانی در روان اینها کاشته و آرامش را از آنها گرفته و آسایش را بر آنها حرام کرده و میرود که سرطان فساد بدخیم را از ریشه براندازد و برای اولین بار در تاریخ، بدنه ضعیف و پیکره نحیف کشور را جراحی و غدهای سرطانی فساد و زخم چرکین تباهی را دور انداخته و این تن بیمار از بیماری مزمن و درد دیرین نجات داده شود.
جنبش روشنایی تنها یک مطالبه کوچک کشیدن لین برق از مسیر بامیان میدان وردک نیست که عصیان مردانه و شورش آگاهانه علیه فساد تاریخی و تباهی دایمی و رنج همیشگی در کشور است. جنبش روشنایی داعیه قطع و سد نمودن مسیر تاریخی فساد و تباهی را دارد تا اعمال تبعیضات قومی و تعصبات نژادی، غارت اموال عمومی و زراندوزیهای قارونی، محو گردد و تیکهداریهای قومی و انحصارگریهای سیاسی نابود شود و قدرت و ثروت ملی از انحصار مافیای موجود بیرون و در اختیار ملت قرار داده شود. بنابراین جنبش روشنایی صدای یک ایست دادن تاریخی و نهیب یک هشدار سیاسی و بانک یک بیدارباش اجتماعی است. تقلیل دادن جنبش روشنایی به یک مطالبه کوچک لین برق، جفا بر این حرکت تاریخی و ستم بر این جنبش اجتماعی و تحقیر این خیزش بینظیر اصلاحی است.
جنبش روشنایی هرچند از یک نقطه کوچک جرقه زد و از یک رخداد جزوی شروع گردید اما شعاع روشنایی و سیطره وجودی و شکوه اقتداریاش نهتنها مرزهای افغانستان را درنوردیده است که در سطح جهان دامن خود را گسترانیده و حضور خود را اعلان و ظهور خود را به نمایش گذاشته است. این گستره وسیع و این اوجگیری در قلههای رفیع، نشانه یکتایی و استثنایی بودن این حادثه و این رخداد بیبدیل تاریخ است. این بیبدیلی و استثنایی بودن آن به خاطر ایستادگی در برابر مسیر تاریخ چندین سده فساد و تباهی است. تغییر دادن مسیر تاریخ فساد و تباهی و به جریان انداختن آن در مسیر فلاح و رستگاری آسان نیست. خون میخواهد و عزم و ارادههای پولادین. انسانهای میخواهد تاریخساز و سرنوشت آفرین که به مرحلهای از کمال اعتقادی و تکامل شخصیتی رسیده باشند و از محیط فاسد اجتماعی خود فاصله گرفته و اسیر وضعیت موجود نباشند. نسل نو هزاره که تا هنوز به فساد اجتماعی نیالوده و رنگ دنیای فاسد سیاست و خیانت را تجربه نکرده و پاک و منزه به محیط و اطرافیان خود مینگرند برای ریشهکنی فساد تاریخی، خیانت اجتماعی و معاملههای ننگین سیاسی به میدان آمده و جنبش روشنایی را شکل داده و فریاد روشنایی را سر میدهند تا مسیر جریانان و تحولات تاریخی کشور را برای اولین بار در مسیر خواستهای مردمی و آرمانهای ملی و عدالت اجتماعی سوق داده و بساط فساد سیاسی، تباهی اجتماعی، درد و رنج تاریخی را برچیده و افغانستان آباد، آزاد، و سربلند را پایهگذاری نمایند. بنابراین جنبش روشنایی یک حرکت تاریخی و یک خیزش اصلاحی و یک جوشش عقیدتی و یک عصیان علیه فساد و تباهی است.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.