
رهبری در بزرگی است نه سوگیری!
(تحلیلی بر تقابل دو نسلی از رهبران هزاره)
شرایط کنونی، برای جنبش مردمی و ضد تبعیض روشنایی، بسیار حساس و حیاتی است. ریخته شدن خونهای جوانان ما در دهمزنگ، شوک عظیمی که در بین مردم ایجاد گردید، موقعیت سیاسی جنبش را در عرصهی چانهزنی سیاسی، به خصوص در برابر حکومت تمامیت خواه و تبعیضگرا متزلزل و چند پارچه نشان میدهد. این همان نقطهی کوری است که هزارهها همواره در آن کمرش خمیده و از پشت خنجر خورده اند. اما اینبار که جنبش تبسم و جنبش روشنایی، به عنوان دو همایش بزرگ مدنی و ملی، رنجهای تاریخی ناشی از تبعیض سیستماتیک قومی حاکمیت، بر هزارهها و فریاد دادخواهانهی آنان را در گسترهی ملی و بین المللی، بازتاب میداد، امیدها را در دلها زنده کرده بود که عصر ستم کشی و حقارت، به سر آمده و اینک نسل فرهیختهی به کار نشسته که تبعیض را بر نمیتابند و تبعیضگران را با قدرت نرم خود به تسلیم وا میدارند.
اما هزارهها بزرگانی دارند که داعیهی رهبری و سروری بر مردم را در سر دارند، در تصور این رهبران، مردمان، محکوم به اطاعتاند و صلاح خویش را میباید به آنان وانهند. تقدیر زندگی بر بستر نظامهای توتالیتاریزم، چنین سرنوشت محتومی را برای آنان رقم زده است. استبداد حاکم، دقیقن بر چنین منطقی استوار بوده و همواره بر شالودههای چنین ساختار ویرانگر قرون وسطایی، رژه رفته است. در انتخابات، زمانیکه آراء آنان، ترازوی دمکراسی را سنگین میکند و سودای معامله پر سود نشان میدهد، رهبران هزاره از پای تابوت میت گرفته تا کنجهای دنج مساجد قول و قریه را به گدایی رای، بر میخیزند و با وعده و وعیدهای زیادی به مردمان فقیر و تبعیض دیده، نقش رهبران کاریزمایی را بازی میکنند، اما همینکه انتخابات تمام شد، دیگر از مردم خبری نیست. حضور رهبران سیاسی و حزبی ما در جنبش روشنایی، دقیقن با چنین منطقی، صورت گرفت و به همین دلیل، نیز به منزل نهایی نرسید و باعث جداییهای ویرانگرتر گردیده است.
اما نسل کنونی ما که وارد سیاست شدهاند، ساختارهای سنتی که بیانگر رابطههای خطی و عمودی هست، را بر نمیتابند، تقصیری هم ندارند، جهان ما تغییراتی زیادی نموده و جوان کنونی، هر روزه با انبوهی از معلومات علمی، سیاسی و فرهنگی مواجه هستند که دنیای آنان را متمایز از دنیای سنت و ساختارهای گذشته نشان میدهد. پس جوان ما حق دارند که رهبران را و بزرگان را مورد پرسش قرار دهند و حتا بر دیدگاههای آنان دست رد بگذارند. اما بزرگان ما نسبت به این نسل یک وظیفهی انسانی و پدری دارند و آن این است که «بزرگی نمایند، نه سوگیری» جبر زندگی و حیات جمعی نیز حکم بر انتقال جبری تجارب انسانی، از نسلی به نسلی دیگر میدهد و چه نیکو خواهد بود که بزرگان، این تجارب خویش را نه با دید منت که از سر وظیفهی بزرگی و اخلاقی خود در اختیار رهبران جوان و آیندهی جامعه بگذارند. آری در چنین فضای است که رهبری معنا پیدا کرده و نقش آن از نسلی به نسلی تداوم پیدا میکند و الا راهی را که رهبران گذشته رفتهاند، رهبران جدید و جوان دوباره باید تجربه نمایند که برایند آن عقب ماندن جامعه و گسست ویرانگر میان نسلهای مختلفی جامعه خواهد بود. بنابراین، حضور رهبران در جنبش روشنایی، از همان آغاز اشتباه بود و آنان میباید هرکدام در جایگاه خود بزرگی میکردند و به عنوان ریش سفید و بزرگ، نابسامانی جنبش را به سامان کرده و به رهبران جوان جنبش، مشی رهبری میآموختند و در چانهزنیهای ارگ و قدرت سیاسی، از قدرت و نفوذ اجتماعی جنبش بهره میبردند.
اما با تاسف که چنین نشده و اتفاقاتی رخ نمود که نباید واقع میشد. ولی عبرت آموزی از شکستها و پیروزیها همواره ملتها را آبدیده و کارکشته به بار آورده است، تاریخ حیات انسانی، مملو از الگوهای موفقی است که رهبران جامعه توانسته مردم را از بحرانها نجات بخشند. این نمونهها در نسل کنونی نیز میتواند رخ دهد و رهبران و بزرگان هزاره، رهبران جوان جنبش را فرزندان خود قلمداد نمایند که باید راهبری را یاد بگیرند، نه اینکه هر که سر برآورد آن را سرکوب نمایند تا به رهبری و بزرگی آنان، لطمه نزنند. این روش رهبری و کیاست در جامعهی کنونی و این نسل فرهیخته و آگاه نیست، بلکه سلطنت و اربابی است که رعیت را شایستهی رهبری نمیدانند و میخواهند قدرت رهبری را برای فرزندان خود به میراث بگذارند. پس رهبران ما میتوانند خود را از انزوای مردمی نجات بخشند و دو باره بر قلبهای مردم خانه گزینند، به شرطیکه با مردم و نسل کنونی، به عنوان شهروند آگاه و جوانان بیدار و شایستهی رهبری برخورد نمایند. صریحتر بگویم اگر بهزادها و رحمانیها و سعادتها و همچنان جوانان فرهیختهی دیگر، شایستگی و ذوق رهبری داشته باشند و جامعه آنان را قبول نمایند، رهبران باید با بزرگی خود به قول خود شان پیرو شوند، زیرا این پیروی عین بزرگی آنان است و مهم آن است که جامعه به سامان میرسد و همه به پیشرفت و ترقی دست مییابند.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.