مرگ وجدان و بی مسوولیتی رهبران در افغانستان

کدخبر : 1378
پنج شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۵ - ۰:۰۳

وجدان یگانه محکمه‌ی است که احتیاج به قاضی ندارد. وجدان که در ادبیات دینی می‌توان آن را ندای درونی فطرت نامید، به‌عنوان نیروی ارزیابی‌کننده، افکار و رفتار انسان را سنجیده و در مورد آن‌ها قضاوت می‌نماید. رساترین تعبیری که اندیشمندان مسلمان از آن در اصطلاح وجدان، استفاده نموده‌اند در قرآن کریم آمده است: ” و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها ” مفسرین الهام درونی به گرایش به خیر و ارزش‌ها و دوری از شر و بدی‌ها را یکی از دونیروی هدایتگر بیرونی (پیام انبیای الهی) و نیروی درونی روشنگر عقل و وجدان  تفسیر کرده‌اند که انسان چه در ساحت شخصی حقیقی و چه ساحت و منزلت حقوقی باید همواره افکار و رفتار خویش را با آن‌ها هماهنگ کند وگرنه از جایگاه انسانی به مرتبه‌ی حیوانات و چهارپایان و بدتر از آن سقوط خواهد کرد.

عملکرد تقریبا دوساله‌ی دولت به‌اصطلاح وحدت ملی، دلالت‌های آشکار و نشانه‌های گویا بر زیر پا گذاشتن و بلکه مرگ وجدان انسانی در رهبران تاریک‌اندیش و تنگ‌نظر و متعصب و لجوج و عنود آن‌ها دارد. وعده‌ها‌ی انتخاباتی عین و غین را از یاد نبرده‌ایم. اشرف غنی با اعلام منشور بلندبالای خود از مبارزه‌ی همه‌جانبه و اساسی با فساد و ناامنی و رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال و مدیریت و انکشاف متوازن و عادلانه سخن می‌گفت، اما باگذشت قریب به دو سال، پرونده‌ی فساد ملیاردی کابل بانک نه‌تنها حل‌نشده که ابعاد دیگری از زوایای آن برملا می‌گردد.

گسترش قلمرو ناامنی و دامنه‌ی جنگ و درگیری و تغییر و وسعت جغرافیای جنگ  به شمال و شرق و غرب، انتحارها و انفجارهای مخرب و ویرانگر شاه شهید با تلفات سنگین انسانی و مالی، انفجار اخیر در نزدیک مقر امنیت ملی در پایتخت، ناامنی راه‌ها و گروگان‌گیری‌ها که به بهای جان انسان‌ها و شهروندان بی‌گناه و نیروهای فداکار امنیتی، گسترش بی‌سابقه‌ی بی‌کاری و مهاجرت بهترین نیروها با مشکلات طاقت‌فرسا به خارج از کشور، فساد گسترده در معارف و هزینه‌های گزاف برای مکاتب خیالی و خلاصه  گسترش بی‌رویه فساد سیاسی، اقتصادی، اداری و… و قرار گرفتن افغانستان در رده فاسدترین کشورها و… همگی کارنامه‌ی سیاه و تاریک دوساله‌ی حکومت وحدت ملی را به نمایش می‌گذارد.

کارنامه‌ی چنین سیاه و ناکارآمدی فضاحت‌بار رهبران بی مسوولیت حکومت به‌اصطلاح وحدت ملی، هیچ محملی جز مرگ و فقدان وجدان در رهبران مذکور نمی‌تواند داشته باشد. رهبران قومی که با آرای بالای خودی و با وعده‌های دروغین پاسداری از حقوق برابر و عادلانه‌ی شهروندی و دفاع از مطالبات برحق مردم و انکشاف متوازن ملی به ارگ نفاق‌افکن و موقعیت ناپایدار و وسوسه‌انگیز سیاسی رسیده‌اند، نیز وضعیت بهتر از عین و غین ندارند که در بسیاری از موارد به موقعیت فرومایه‌تری قناعت و دل‌خوش داشته‌اند.

 اگر غنی و عبدالله با موج‌سواری و سو استفاده از اعتبار جامعه‌ی جهانی و فریب افکار عمومی ملی توانستند در استفاده مافیایی قبیله‌ی و باندی از قدرت و ثروت به جایگاه و پایگاهی برسند و با ترفند نخ‌نما شده‌ی اختلاف بینداز و حکومت کن و فرافکنی و انحراف افکار عمومی، با بی‌مسوولیتی و بی‌وجدانی به حکومت بی‌بنیاد و لرزان و شکننده خویش ادامه دهند. اما رهبران ناپخته و بی‌خاصیت قومی نه‌تنها به موقعیت قابل‌توجه و واقعی نرسیده‌اند که با قناعت به طفیلی بودن و دنباله‌روی و بی‌عرضگی خود از یکدیگر گویی سبقت می‌گیرند و بلاهت و کودنی آنان، چنان قدرت تشخیص و فکر و تصمیم را از آن‌ها سلب کرده است که در تقابل آشکار با اصلی و مهم‌ترین مطالبات مردم خویش(عدالت‌خواهی) قرارگرفته و خواسته و ناخواسته آب به آسیاب دیگران می‌ریزند و ندای وجدان نداشته‌ی خویش را در نطفه خفه می‌کنند و با بی‌مسوولیتی تمام، چوب حراج بر اندک آبرو و موقعیتی عاریه گرفته از مردم، می‌زنند و البته عرض خود برده و اما زحمت ما می‌دارند.

غافل از اینکه سنت غیرقابل تغییر الهی از آستین و مجرای بیداری و آگاهی وجدان جمعی عمومی، به مسوولیت خود باقدرت و قوت بیش‌ازپیش به جریان طبیعی و بالنده خویش و روشنایی و روشنگری تا رسیدن به جایگاه شایسته و اهداف عدالت‌خواهانه‌ی خویش، دوام و استمرار داشته و در مسیر توفنده‌ی خود خس و خاشاک راه را در خود فروبرده و با طرح نو و آینده‌ی روشن و دلگرمی به وعده‌های راستین الهی (و لن تجد لسنته الله تبدیلا) و(العاقبته للمتقین) به مسیر عدالت‌خواهانه و روشنگرانه تا رسیدن به  سرنوشت شایسته و ساحل دلپذیر عدالت و برابری و جامعه‌ی عاری از تبعیض و تعصب همراه با آسایش و آرامش، به راه خود ادامه خواهد داد انشاا…


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.