نوستالژی پشتون سالاری؛ و تداوم جنگ و انتحاری!!

کدخبر : 1327
جمعه ۳ ثور ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۵

تشدید جنگ در قندز و جاهای مختلف شمال و نقاط گوناگون کشور و حمله انتحاری و نبرد در کابل و اعلان عملیات بهاری «عمری» از سوی طالبان نشانگر تداوم بحران و عدم توانایی نیروهای امنیتی در مهار کردن و به کنترل درآوردن اوضاع وخیم و نابسامان کشور است. این وضعیت ناگوار و اسف‌بار علاوه بر عوامل گوناگون بیرونی و درونی، یک عامل مهم و شاه‌بیت دارد که در ترانه غمبار و خونین این ملت سروده شده است. آن عامل، و آن شاه‌بیت این ترانه غمبار و جان‌سوزی که سالیان سال در کشور خوانده می‌شود؛ نوستالژی پشتون سالاری پشتون‌های کشور است. متاسفانه پشتون‌های کشور نتوانسته‌اند با شرایط زمانه تغییر و با تحولات روزگار انطباق و شرایط جدید و دنیای نو و جهان امروزی را درک کرده و فهم نمایند. بدین‌جهت در پستوی ذهن هر پشتون؛ چه بی‌سواد و چه با‌سواد؛ چه ملا و مولوی و چه مردم عادی و عامی، چه مدرن و چه سنتی، همگی افعی خطرناک پشتونگرایی و دیو هولناک پشتون سالاری نهفته است.

این گرایش قدیمی و این بینش قرون‌وسطایی، سبب گردیده است که جامعه پشتون نتوانند موضع خود در قبال ادامه بحران و تداوم قتل و خون را مشخص نموده و در یک موقعیت معین ایستاده و در یک جبهه روشن قرارگرفته و صف‌آرایی و آرایش نیروهای سیاسی، نظامی، اجتماعی‌شان را معلوم و مرزبندی‌شان با طالبان هراس افگن و سایر گروه‌های وحشت‌زا و دهشت آفرین را مشخص نمایند. پشتون‌ها متاسفانه تا هنوز به انحصار قدرت می‌اندیشند و رویای بازگشت به گذشته‌های تاریک و شرم‌آور تاریخ کشور را در سر می‌پرورانند. بدون اینکه درک کنند که زمان تغییر کرده و زمانه دگرگون‌شده و گذشته‌ها گذشته است و دیگر هرگز دوباره برنگشته و تکرار نمی‌گردند. عدم درک درست از شرایط و وضعیت ملی و بین‌المللی که در آن به سر می‌بریم و عدم شناخت روند تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در سطح جهانی؛ سبب گردیده است که جامعه پشتون درگذشته‌ها باقی‌مانده و نتوانند همگام بازمان و همراه با زمانه قدم گذاشته و خود را به همراه زمان سازگار و روز‌آمد نمایند. ازنظر زمانی در قرن بیست‌ویک نفس کشیده اما ازنظر تاریخی در قرون‌وسطی سیر نموده و زندگی می‌کنند!!؟

مشکل افغانستان و بحران کنونی، مرهون تنها بازیگران خارجی که در افغانستان به بازیگری مشغول‌اند نیست؛ بلکه عمده‌ترین و موثرترین عاملی که نقش محوری در بحران‌آفرینی و تداوم آن دارد ساختار ذهنیتی و باورهای عمومی و روانشناسی توده‌ای جامعه پشتون است. اگر پشتون‌ها ذهنیت و باور عمومی‌اش اصلاح نگردند مهار عوامل بیرونی نه امکان‌پذیر و نه با فرض امکان، چاره‌ساز می‌باشد. آنچه بستر بازیگری و دخالت کشورهای بیرونی را مهیا و آماده می‌سازد ظرفیت و استعداد درونی است. این استعداد و این ظرفیت، ذهنیت ایدیولوژیک و احساس نوستالژیک پشتون‌های کشور است که مایه تداوم بحران و عامل ادامه جنگ و سبب بحران‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی گردیده است. این ذهنیت تاریخی و این گرایش اجتماعی به‌عنوان زمینه و بستر آماده بازیگران بیرونی و دست‌اندازان خارجی، نقش بارز و برجسته در تشویق و ترغیب غرض‌ورزان و دشمنان بیرونی خراسان زمین ایفا کرده و می‌کند.

بعد از سقوط رژیم طالبان و روی کار آمدن حامد کرزی، این حس نوستالژیک پشتون سالاری کرزی و پشتون‌های ارگ نشین به یاری طالبان شتافت و آنان را دوباره جان داد و تقویت نمود. به همین خاطر طالبان به‌مرورزمان آهسته‌آهسته ارگان‌های دولتی و امنیتی را اشغال کردند و اوضاع نظامی، امنیتی، سیاسی و … کشور را به چنگ گرفته و نظامی که باید باارزش‌های نوین جامعه دموکراتیک را بیافریند به‌سوی بی‌ثباتی و تنش‌های اجتماعی، سیاسی، سوق داد و تمام زحمات و رنج‌های ملی و کمک‌ها و تلاش‌های بین‌المللی بر باد فنا رفت و امیدهای خلق‌شده ملت تبدیل به یاس و ناامیدی گردید. این شرایط دشوار کنونی و اوضاع نابسامان امروزی، که بسیار رقت‌بار است نتیجه و برآیند آن حس و آن سمپاتی پشتونیستی هست که برای مردم رقم زده‌اند.

انتحارهای مکرر در کابل و جنگ‌های ممتد در جای‌جای کشور ریشه در درون ارگ و در درون اردو و امنیت ملی دارد. پشتون‌های درون نظام، ازآنجای که از مشارکت سایر اقوام در قدرت ناراضی هستند و اقتدار سنتی پشتون‌ها را با این ترکیب سیاسی بربادرفته می‌بینند احساس علقه و همبستگی لازم را با نظام سیاسی و شرایط و وضعیت جدید دموکراتیک ندارند. ازاین‌رو اقتدار دوباره پشتون‌ها را در حاکمیت دوباره طالبان می‌بینند و احساس می‌کنند که اگر طالبان دوباره بر مقدرات و سرنوشت سیاسی مسلط گردد اقتدار بربادرفته پشتون‌ها دوباره احیاشده و حس نوستالژیک این‌ها اشباع‌شده و رویای‌شان جامه عینیت به خود گرفته و تعبیر می‌گردد.

اعلان جنگی که از سوی اشرف غنی و امنیت ملی از طریق رسانه‌ها به نشر رسیده فریبی دیگری است که می‌خواهد افکار جریحه‌دار عمومی را تسکین دهند تا از قهر و خشم احتمالی مردم در امان باشند. ورنه در طول سالیان پسا طالبان پشتون‌های حاکم به طالب پروری ادامه داده و به تقویت و تجهیز آن‌ها مبادرت ورزیده و هم‌اکنون هم اشرف غنی و سایر پشتون‌های درون ارگ و درون نیروهای امنیتی، بیشترین تعلق‌خاطر را به طالبان دارند. وضعیت کنونی کشور برآیند سستی، بی‌عرضگی و مصلحت سنجی‌های خلاف مصلحت و تشتت و پراکندگی نیروهای غیر پشتون‌اند.

اقوام غیر پشتون پیش از هر تلاش و تدبیری برای رهایی از این وضعیت ناگوار، باید یک تلاش و جهاد نرم و فرهنگی را شروع نمایند که برادران پشتون خود را از خواب دوشینه بیدار و چشمان بسته‌شان را باز و بیدارشان کنند تا دنیا، شرایط و اوضاع زمین و زمانه را درست دیده و همه‌چیز را از چشم‌انداز بیداری و هوشیاری ببینند و از دیدن رویاهای شیرین بپرهیزند که رویا رویا است نمی‌تواند واقعیت داشته باشد و یا جامه واقعیت را بر تن بپوشد.


Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.