
بیایید با بهار برقصیم!!
(به مناسبت سیزدهم فروردین ۱۳۹۵؛ «روز طبیعت»)
بهار فصل رقصیدن است. رقصیدن رفتاری است که از سر سرور و شادی به منصه ظهور و بروز نشسته و به وقوع میپیوندد. بهار سرشار از شادیها و سرمست از مستیها است. ازاینرو در بهار همهچیز میرقصند. باد، وقتی در کوچهها میپیچد میرقصد و نشاط را در خاطر عابران میشوراند و وقتیکه بر شانههای بامها مستانه میوزد موجب آشوب پنجرهها و دیوارها میگردد؛ و لحظههای که بر شاخسار درختان میگذرد بیقراری و رقص شاخساران را به بار میآورد و زمانی که بر سبزه و چمن، دشت و دمن میوزد موجی ملایمی جشن چمن و سبزه و نمایش زیبای از گل و لاله به راه افتاده و ساحل چشمانداز و منظره دلنواز را به ارمغان میآورد.
در بهار، نسیم آشنا بوی نگار و کران تا کران زمزمه آبشار، سپیدهدم سحری خندهی آشکار، نفس پیک صبا خبر خوشگوار، دامن دشت میزبانی لالهزار، گستره صحرا نوید سبزهزار میدهد. نسیم بهاری در این لحظههای آسمانی زمزمه عشق و سرود سرمستی و پیام خوش بیداری و بشارت آمدن صبح را فریاد و پایان شب دیجور را شادباش میگوید. نسیم بهاری بر درودیوار شهر، کاکلهای درختان باغ، گونههای خندان گلهای چمن، قامتهای کشیدهی سبزهها و دامنهای درهمتنیدهی بوته علفها، میگذرد و زمزمه بیداری و شور و حال بهاری را به آنها هدیه داده و رقص برگها و نشاط گلها را به ارمغان میآورد.
نسیم بهاری چقدر شور در روح و نشاط در روان انسان و چقدر درون انسان را از حالت کرخت ایستایی و کسالتهای ممتد در جا زدگی و خستگیهای خستهکننده روزمرگی میرهاند و انسان را با بالهای وزش و قدمهای جهش خویش به سیر ملکوت برده و دنیای از سکوت را شکسته و عالمی از آواها و نواهای آشنا و ناآشنا را به شناسایی گرفته و به تصویر میکشد. بالاخره باد و نسیم بهاری در هر کوی و برزن، دشت و دمن، کوه و صحرا، آواز خوانده و با تمام توان و از عمق دلوجان رقصیده و با خود همهچیز را به رقص آورده و میرقصاند. باد بهاری و نسیم نوروزی پیک شور و سرور، رقص و غرور است. وقتی طبیعت در درون خویش به شور و حالی دست مییابد باد بهاری و نسیم نوروزی را بهعنوان پیک شادی به همهجا و همه سو میفرستد تا پیام شادی و شوق آزادی و آغاز فصل نوبهاری را به همه بشارت دهد.
بهار فصل رقص همگانی است. ابروباد و مه و خورشید همه در رقصند تا تو بینی که چسان فصل کمال، نه نقصاند. رقص، نوعی حرکت است و حرکت خود، گامی به جلو و قدمی بهسوی آینده و نگاهی به جمال و کوچیدن به کمال است. در بهار دو نوع رقص در پدیدهها و اشیا دیده میشود:
۱- رقص بیرونی که نیرویی به وجود آورنده و شکلدهنده آن بیرون از رقصنده است
۲- رقص درونی که عامل و نیرویی شکلدهنده و به وجود آورنده آن در درون رقصنده است
نیرو و عامل رقص بیرونی رقصندهها، باد و نسیم دلافروز است که مدام با وزیدنهایش جنبوجوشی در موجودات نباتی به وجود آورده و سبب جهش و جوشش منظرههای طبیعی و زیباییهایی محیطی میگردد. باد، با خیلی چیزها میرقصد و یا هم آن را به رقص آورده و میرقصاند. باد، با باغ همنوا و با سبزه و گل همصدا ، با ابر همآغوش و با آسمان همدوش و با زمین بیریا و بادل بیصدا میرقصد. باد بهاری هم خود میرقصد و هم دیگران را میرقصاند، شادی را به کلبهی دلها و انبساط را در دخمه احساسها مهمان میکند. باد بهاری پیکی از جانب حضرت دوست و پیامبری از سوی نگار نیکخوست تا خوبی و نیکویی را به این عالم بپراکند و این جهان را مملو از رقص و شادی و سرور و بازی نماید.
نیروی که از درون، رقصندهها را به رقص آورده و حرکت و جهت میدهد نیروی مرموز حیات است که در فصل بهار، اشیای نباتی را به رقص واداشته و به وجد و شور و شعف وامیدارد. بهار، هردوی این نیروی درونی و بیرونی را به کار میاندازد تا رستاخیز عظیم و زیبای بهاری را به نمایش گذاشته و طبیعت را دوباره جان بخشیده و حیات را دوباره آغاز کرده و آفرینشهای شگفتانگیز و خلاقیتهای حیرت خیز را از سر گرفته و یکبار دیگر جهان نو و تازه باآنهمه زیبایی و تازگی را بیافریند و هستی را از رکود و سکون رهانیده و به رقص و حیات دوباره بکشاند. بهار، با آفرینش رقص، نماد رستاخیز تازه و زندگی دوباره است. پس بیاییم همگام با بهار برقصیم و جهان نو و سرشار از شادی و فصل نو و سرمست از پاکی بیافرینیم و بر هر چه کهنگی، پوسیدگی، خمودگی، در جا زدگی است نه گفته و با باد بهاری و نبض رگهای حیاتی بهاری تازه و حیات دوباره بیافرینیم.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.