
تقوای سیاسی درسیرهی حکومتی امام علی(ع)
سخن و سیرهی امام علی(ع) نه تنها نسخهی تربیت و آموزش فردی و اجتماعی، بلکه منشور حکومت و قانون مردم داری نیز هست. رهنمودها و شیوههای حکومتی آن حضرت، بدان سبب آموزنده و گرهگشای معضلات حکومتی و پاسخگوی چالشهای سیاسیست که در آن ژرفای اندیشه و اخلاص در نظر و عمل موج میزند. علی (ع)که در سایهی تربیت پیامبر اکرم (ص) و همراهی و همگامی او به قلهی بلند انسانیت دست یافت و به الگوی تمام نما، نه برای مسلمانان بلکه برای بشریت درآمد.
دروازهی دانش نبوی و خازن علم اولین و آخرین بود، حکمتها رام خردورزی او، اندیشههای ژرفکاو، حیران گسترهی دانش او در عرصهی غیب و شهود عالماند. سبقت در ایمان، عصمت، عبادت، زهد و پارسایی، انفاق و ایثار، جهاد و شجاعت ، احسان و انصاف و عدالت ، مهرورزی و صلابت و تقوی و کرامت و… همه در وجود او شکل گرفت و در سخن و سیرهی شخصی و حکومتی او تبارز یافت و به عنوان بهترین الگو و اسوهی تقوامداری در رهبری سیاسی و سنت حکومتی تبدیل گشته و بر تارک روزگار درخشید.
حکومت در بینش، منش و روش آن حضرت، اگر بر مبنای حق محوری و تقوامداری و عدالت گستری نباشد از آب بيني بزغاله و کفش کهنهی بیارزشتر است؛ آنچنان که در بیانات ارزشمند خود فرمود: ” پروردگارا تو میدانی آنچه ما انجام دادیم نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم بلکه بدان سبب بود که نشانههای از بین رفتهی دینت را باز گردانیم و در شهرها اصلاح و آسایش برقرار نمايم تا بندگان ستمدیدهات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود.” نگاه علی(ع) به حکومت نگاهی الهی است که با نگاه دنیامدارانه و قدرتمحورانه تفاوت اساسی دارد.
از همینرو هنگامی که به اصرار و اجتماع مردم برای بیعت با او و قبول زمامداری، تقوا و اصلاح و اجرای عدالت را سرلوحهی ساختار و رفتار حکومتی خویش قرار داده و هدف و غایت حکومت را اعلای کلمهی حق و اعتلای همه جانبهی مردمان و تکامل مادی و معنوی جامعهی انسانی در جهت و مسیر قرب الهی اعلام نمود. و در برابر پیشنهاد برخی از یاران که خواستار ابقای افرادی چون معاویه و دادن امتیاز به برخی سرشناسان، همانند طلحه و زبیر و… برای قوام حکومت نوپای وی بودند، هیچگاه عدالت و تقوا و خدامحوری را فدای مصلحت اندیشی سیاسی و حکومت خود را بر بنیاد شکننده و فاسد قدرت طلبی و خودمحوری استوار نساخته و با اجرا و پایهگذاری مدلی از نظام مدیریت اسلامی برای آیندهی مسلمانان نیز معیارهای لازم و اصول کلی ارایه داد. اصول و شاخصههای مهم تقوای سیاسی در سیره ی حکومتی امام علی(ع) به شرح ذیل میباشد:
1- تقوای سیاسی که علاوه بر تقوای شخصی به عنوان نیروی روحی مقدس و متعالی و کشش به سوی ارزشهای معنوی و فوق حیوانی و بازدارنده از پستیها و آلایش مادی، رهبر و سیاستمدار با آمادگی کامل از تمام معلومات و تجارب و استعدادهای خود در جهت رشد و تعالی حیات اجتماعی معقول، با کمال اخلاص بهره برداری و استفاده میکند تا جامعه را در جهت تکامل مادی و معنوی رهنمون باشد.
جلوههای عینی آن در پنج سال حکومت دادگرانهی علی(ع) و منشورهاي حکومتی وی برای زمامداران ، در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی و.. آشکارا قابل مشاهده است. برخوردهای سیاسی با سران مخالف حکومت وی همانند طلحه و زبیر و معاویه و خوارج و…که جنگهای خونین صفین و جمل و نهروان را بر آن حضرت تحمیل کردند هیچگاه از مدار حق طلبی و انصاف و مسیر عدالت خواهی تجاوز نکرد و هنگام تقسیم بیتالمال به آنها سهم برابر با مردم میداد.
در جنگ جمل به کارگردانی عایشه و طلحه و زبیر و مروان حکم و… همه را پس از پیروزی مورد عفو قرارداد و در جنگهای صفین و نهروان نیز آن حضرت هیچگاه ازم دار عدالتخواهانه و تقوا محوری عدول نکرده و خوارج را با آن همه کارشکنیها در ابراز عقیده و مخالفت آزاد گذاشته و سهم آنان را از بیتالمال قطع نکرد. این همه از روحی چنان سترگ و استوار و آزاده او را در مرز دوستی و محبت مفرط عدهی و دشمنی و جسارت متهورانهی برخی دیگر قرارداد که: دو دسته دربارهی آن بزرگ مرد به هلاکت افتند: دوستدارانی که او را تا سرحد الوهیت بالا بردند و دشمنانی که از سر جهل و افراط او را کافر خواندند.
2- یکی از برنامههای اصلاحی تقوامدارانهی آن حضرت در دوران زمامداری، گماشتن نیروهای شایسته کارآمد و صالح در مصادر امور حکومت بود. زیرا استقرار و دوام حکومت با شاخصههای دینداری تقوا و عدالت محور، بدون کارگزاران شایسته عملی نخواهد بود. عهد نامهی مالک اشتر که در سالهای اخیر به عنوان منشور حکومتداری عادلانه به رسمیت شناخته شده و در بخشهای از منشور آن سازمان نیز گنجانده شده است شاهد گویا و زندهی است بر مدعای فوق که اشارهگونه به آن پرداخته میشود.
اول: اولین توصیهی آن حضرت به مالک، تقوامداری و تقدم اطاعت الهی بر همه امور و پرهیز از تکبر و خود شیفتگی و برتربینی و مفتون قدرت شدن و درصدد برابری با عظمت خداوندی برآمدن ، زیرا خداوند هر جباری را ذلیل و هر متکبری را پست و خوار میسازد.
دوم: انصاف در برقراری ارتباط با مردم از نزدیکان و غیر آنان با این ملاک که بهترین امور در نزد تو متوسطترین آنها در حق و فراگیرترین آنها در عدالت و جامعترین آنها به رضایت مردم باشد.
سوم: همکاران خود را از پرهیزکاران و اهل صدق و حقگویان برگزین و از تملقگویان و چاپلوسان و افراد حریص بر قدرت و ثروت بر حذر باش.
چهارم: نسبت به مردم تحت حاکمیت خود با رحمت ورافت و لطف برخورد کن و بسان درندهی مباش که خوردن آنان را غنیمت بشماری؛ زیرا مردم دو صنفند ، یا برادر دینی تو یا همنوع تو میباشند.
پنجم: از مشورت با عالمان و حکیمان بهره بگیر و در اصلاح امور جامعه از آنان یاری بخواه.
ششم: قضات را از میان مرم کسانی را انتخاب کن که در علم و فهم و عمل و ثبات شخصیت از همه بهتر باشند زیرا این دین در گذشته در دست اشرار اسیر بود که در آن با هوای نفس عمل میشد و آن را وسیلهی دنیا طلبی خود قرار داده بودند.
هفتم: در امور مالیات به گونهی رفتار کن که پرداخت آن در جهت صلاح حال مردم و آبادانی شهرها و پیشرفت معیشت مردم قرار بگیرد.
هشتم: دبیران خود را از کسانی انتخاب کن که دارای اخلاق فاضله بوده و از صداقت، پشتکار و شایستگی برخوردار باشند.
نهم: در مورد بازرگانان و صنعتگران به خیر و نیکی سفارش و از تعدی و اسراف و احتکار بر حذرشان بدار. دهم: خدا را در مورد طبقات پایین، از بینوایان و نیازمندان و زمینگیر شدگان در نظر بگیر و برای مراجعهی آنان قسمتی از وقت خود را اختصاص بده که مستقیما با شخص خودت ارتباط برقرار کنند و حاجب و نگهبان را مانع این ارتباط قرار مده و بگذار بدون لکنت زبان و احساس حقارت با تو سخن بگویند. زیرا به فرمودهی رسول اکرم : هیچ امتی به پاکی و قداست نخواهد رسید اگر حق ضعیفان امت از قدرتمندش بدون گرفتگی زبان گرفته نشود.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.