
چشمانداز شورای سراسری هزارههای اهل سنت
افتتاح دفتر شورای سراسری هزارههای اهل سنت علیرغم برخورداری از بایستههای سیاسی در زمانه غلیان خشونت، یک ضرورت اجتماعی با چشماندازی پیوند هویتهای تجزیهشده در جغرافیای شیعه و سنی یک قوم گم شده است. این شورا، هزارهها را بهسوی هماهنگی هویت هزارگی فرامیخواند که خودسر آغاز یک تحول نیک در جهت بهبود وضعیت بههمریخته مردم هزاره است که باید آن را گرامی داشت. این شورا مهمترین و مطمینترین مرکز آدرسدهی گمشدگان تاریخ است که استبداد همهچیزی آنها را به تاراج برده و وحدت آنها را پراکنده ساخته بود اما درعینحال، جدیت، تعهد، صداقت و مثبتانگاری اصل دیگری است که سلامت و موفقیت این خیزش اساسی را تضمین خواهد کرد. پس ضرورت دارد که هزارهها با نشانههای سنی و شیعیشان این اقدام مبارک را قدر دانسته و صادقانه در کنار همدیگر از هویت هزارگی گمشده و رنجکشیده خویش پرسوجو نمایند.
در طول تاریخ،خشم و خشونتهای زیادی از خانه استبداد دهان بازکرده و ملک و مُلک هزاره را بلعیدند؛ از هزاره،کلهمنارها ساخته و درنهایت هویت واحد هزارگی ما را به اجزای ریزی چون شیعه، سنی، اسماعیلی و غیره تقسیم و مدت طولانی از یاد ما بردند. ولی افتتاح دفتر شورای سراسری هزارههای اهل سنت، همه هزارهها را در یک اکنونیت مهم تاریخی و سرنوشتساز قرار داده است؛ در اکنونیت پیوند هویت هزارگی چندتکه شده که بایستی همصدا و هماهنگ، صادقانه و زیرکانه گرد هم آمده و گمشدههای خود را در آغوش بگیریم. منفیبافی و نگاههای سیاسی بر خواسته از گرایشهای حزبی، منطقهای، خودمحوری و ملاحظات مذهبی را کنار گذاشته و پیوند دوباره اعضای جداشدهی یک پیکر را جشن بگیریم. از این چشمانداز، لحظهای در درون تاریخ ستم دیدگان خود رجوع کرده و در زمانه گردن زده شدهها و به حراج گذاشته شدههای مظلوم هزاره درنگ نماییم. صدای دلخراش گریههای و نالههای مردمی را گوش دهیم که فقط به جرم هزاره بودن زیر شلاق ستم از نفس افتادند. با چشمانداز این شورا، از زیر پلکهای نمزده و چشمان خونگرفته هزارههای تحت ستم استبداد قومی، زمانه خود را که تبسم ۹ ساله تجلی کامل آن است و نیز به آینده نا روشن هزاره نگاهی بیندازیم.
افتتاح دفتر شورای سراسری هزارههای اهل سنت، درواقع افتتاح دفتر هویتیابی برای همه هزارهها است. این شورا، هزارهها را به یک وجه مشترک اساسی راه میبرد و آن هویت گمشده هزارگی به انضمام تمام ستمها، محرومیتها و رنجهای تاریخیشان است. در این وجه جمع، همهچیز جز هزاره بودن، بیرنگ و بیاعتبار است. گرایشهای حزبی، منطقهای و حتی مذهبی هیچکدام نمیتوانند تیغ ستم و توحش را از گردن بیگناه هزاره پسزده و زخم ستمهای گذشته را التیام بخشد. وضعیت زیست سیاسی و اجتماعی هزارهها، همیشه وضعیت کشتار و پاکسازی قومی بوده است که جز انسجام هزارگی هیچ رویکرد دیگری در برابر آن پاسخگو نخواهد بود. سربریدنهای عمدی ۹ ساله هزاره، نشانهی روشنی وضعیت پاکسازی قومی است؛ وضعیت که معیارهای آن تعقیبکننده ملاکهای استبداد عبدالرحمنی است که شاخصه آن، تفکر آدم کشی، سربریدن و تصفیه قومی است. تفاوت تنها در ابزار قتل و کشتار است نه در تفکر آدم کشی. پس تنها راه عبور از وضعیت کشتار، پیوند صادقانه همه هزارههای سنی و شیعی در پروسه بازیافت هویت هزارگی است که شورای سراسری هزارههای اهل سنت پیشگام آن است. هویت اصلی سیاسی و اجتماعی ما هزاره بودن است، نه سنی بودن و شیعه بودن و لذا رنجها و محرومیتهای ما از جنس هزارگی است نه مذهبی. پس باید از چشمانداز شورایی سراسری هزارههای اهل سنت، آینده گل هزارهها را نگاه کرد، به پیام وحدتبخش آن گوش داد و این قطعه جداشده از پیکر هزاره را به قطعات دیگرش وصل نمود. با نگاه وحدتگرایانه به هویت هزارگی، هم جلو تکرار سربریدنهای ۹ سالهای مثل شکریه تبسم گرفته خواهد شد و هم حضور مقتدر و موثری را در عرصه سیاست شاهد خواهیم بود.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.