
انقلاب تبسم؛ با دو آموزه ماندگار
انقلاب تبسم، یکی از رخدادهای ماندگار در تاریخ افغانستان است. در این روز، وسعت قلمرو نارضایتی مردم، همه مرزهای قومی، مذهبی و حتی کشوری را شکست. این روز، وحدت روح انسانی را که در تنهای متعدد گرفتارشده بود با تبسم ستاره نهساله معنا نمود. در این روز ماندگار، بسیاری از قلبهایی که به انسانیت، انس بیشتری داشتند، مورد شکار تبسم شکریه و شهدای همراه قرار گرفتند. روز تبسم، همه فطرتهای انسانی را نشانه رفت و آنها را در یک وضعیت تراژدی گریه و خنده به خیابانها آورد. بیست عقرب نهتنها به مردم افغانستان بلکه به دنیا تعلیم داد که زندگی را با تبسم ماندگار، معنا کنند و با وجه ملی و جهانی آن به پایان برسانند. روز تبسم، روز افتتاح دانشگاهی بود که در آن درسهای خیزش عمومی بهسوی نظم همگانی و یورش جمعی را علیه تبعیض، قومگرایی و تحجّر مذهبی عنوان کرد. شهامت زیستن در نظم عمومی را آموخت و چرای اعتراضات و نارضایتی مردم را نیز مشخص کرد.
۱- شهامت زیستن در نظم همگانی
بیست عقرب که همان تجلی باشکوه انقلاب تبسم است، پردههای ترس و وحشت را از روی جامعه افغانستان کنار زد و صداهای اعتراضی مردم را که در دیگهای جوشان قومیت و تبعیض دمکرده بودند، اجازه فوران داد. حرارت سوزان این دیگهای جوشیده بر سر کسانی ریخت که همیشه با شعلهور ساختن آتشهای ویرانگر تعصبات قومی و مذهبی، زندگی مردم افغانستان را به آتش کشیده و خودشان روی خاکستر آن رقص خون و دزدی از ثروت ملی را به راه میانداختند. اما مردم نشان دادند که شهامت زیستن در کنار هم را دارند، اما دیوارهای قومی و مذهبی را که سران سیاسی برای رسیدن به مقاصد شیطانیشان کشیدهاند، مانع بزرگی به بر سر راه زندگی انسانیشان میدانند.
روز تبسم، روز وزیدن نسیم ملایم اما بانفوذ و پرحرارت انسانی بر چمنزار احساسات جمعی مردم افغانستان بود که چراغ مدنیت، همدلی و زندگی مسالمتآمیز را در میان مردم روشن کرد. بیست عقرب مشخص کرد که انسانیت هنوز در افغانستان نفس میکشد، اما با این وضعیت اسفبار که سران سیاسی، چکمههای آلوده باخیانت و فسادشان را روی گلوی آن فشرده و نمیگذارند که از نای دوستی و برادری تنفس نماید. روز تبسم آشکار نمود که مردم افغانستان این چکمههای آلوده را از روی انسانیت خود کنار زده و شهامت زیستن در کنار هم را دارند و میتوانند برادر باشند. این شهامت را فریاد واحد و منسجم مردم در روز بیست عقرب بر سر تبعیض، بیعدالتی و نفرتهای قومی، به نمایش گذاشت.
۲- شفافسازی ماهیت اعتراضات
بیستم عقرب ماهیت نارضایتیهای مردم را از دولت ع و غ روشن کرد و آشکار نمود که محور اعتراضات مردمی، هیچیکی از مقولههای کینهتوزی قومگرایانه، حزب گرایانه و دسیسههای سیاسی بهمنظور مقاصد و منافع شخصی نیست، بلکه فوران عواطف انسانی بهمنظور مطالبه توقف نسلکشی از یک قوم خاص، حاکمیت عدالت اجتماعی، تامین امنیت عمومی و برپایی نظم همگانی و همدلی در کشور است. مردم سران و مدیران ارشد حکومت ع و غ را به این دلیل نفی نکردند که به چه قومی تعلق دارند، بلکه تفکر قبیلهگرایی و نژادپرستی را نفی کردند که در این دولت به خاستگاه فسادهای اجتماعی و سیاسی و تبعیض قومی بدل شده است.
آنچه مردم در روز تبسم به او خندیدند و رسوا نمودند شخص یا اشخاص نبود، بلکه، تبعیض، فساد سیاسی، مغزهای منجمد ضد انسانی و تراکم گلهوار مردان سیاسی دولت ع و غ بر سر چپاول ثروت ملی بود که رسوا نمودند. البته بعضی از آنها خودشان خود را رسوا کردند و معلوم نمودند که چه افراد ناشایستی بر سرنوشت مردم مسلط گشتهاند. ماهیت نارضایتی و اعتراضات مردم، علاوه بر دادخواهی از مظلومیت شهدای زابل، این است که دولت ع و غ هیچ تلاشی برای برقراری نظم عمومی و همگانی کردن امنیت کشور نکرده و نمیکند. لبخند مردم در روز تبسم از این واقعیت رونمایی کرد که سران حکومت قبیلهگرا، اصلا به این مردم تعلق ندارند، بلکه به دورههای تبعیض و تحجّر تعلق دارند که طبیعتشان با مایههای استبداد جان گرفته است.
بیست عقرب از این حیث روز تاریخی است که در این روز، خیانت و تبعیض با تمام لانههای سیاسی و قومی، برملا و کشف شد و این نکته مکشوف گشت که اگر خون پاکمردمان بیگناه، توسط بازندگان وصف انسانی به سرکها ریخته میشود، منافع سیاسی آن در جیب کارگذاران دولت شرمآور ع و غ ریخته میشود تا بیشتر بتوانند خودشان را روی آتش ثروت ملی گرم کنند. لذا حقیقت این است که سران سیاسی دولت ع و غ با هر وجههای که حضور دارند و از هر تباری که باشند به مردم افغانستان تعلق ندارند. آنها از نسل قبیله و استبدادند که نه نظم عمومی را درک میکنند و نه امنیت همگانی را تا در پی حاکمیت آن همت گماشته و تلاش نمایند.
لذا روز تبسم، جهت و زاویه اعتراضات را معین کرد و مشخص نمود که تفکر قبیلهیی و نگاه قومی به سیاست افغانستان عین فاجعه است حال در پوشش دولت ع و غ باشد و یا در قالبهای دیگری. پس در این تحلیل، انقلاب تبسم هم شهامت زیستن در نظم همگانی را برای ما آموخت و هم ماهیت اعتراضات مردم را مشخص کرد که نگاه قومی و نژادی به سیاست، خود زمینهساز فرهنگ گروگانگیری و سربریدن مردم بیگناه است که انقلاب تبسم آن را نفی کرد.
Copyright © 2015 طرح نو. All rights reserved.