• سه شنبه ۲۶ سرطان ۱۴۰۳ - ۱۱:۵۵
    علی رضایی
    «ازاین‌رو می‌توان ادعا کرد که رویداد عاشورا انفجار خشم و عصیان جریان محکوم و سرکوب‌شده‌ای اسلام بر اساس قرایت امت و امامت در برابر اسلام برساخته‌ای دستگاه خلافت بود. البته از ناحیه جریان حاکم نیز انفجار اوج استبداد و خودکامگی و فساد سیاسی و انحطاط اخلاقی بود. تقابل و برخورد این دو جریان یادشده بعد از رحلت رسول اکرم (ص) آغاز و در دوره‌های مختلف با فرازوفرود ادامه داشت. تا زمان رخداد عاشورا این دو جریان، خصوصا از سوی جریان شیعی با تساهل و مدارا برخورد می‌شد. مثلا با این‌که حضرت علی (ع) خانه‌نشین و معترض روی دستگاه خلافت بود اما در زمانی که پای مصلحت کلان اسلام و مسلمین در میان بود با آن‌ها مشاوره می‌داد.»
  • شنبه ۲ سرطان ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۱
    هادی رحمانی
    «تجارب چند دهه اخیر کشور ما به‌خوبی صدق این مدعا را ثابت می‌کند که هدف اصلی و اساسی سیاستمداران غیر پشتون بخصوص سران هزاره از مبارزه و ستیزه با تبعیض، بی‌عدالتی و انحصارطلبی فقط اطفای آتش قدرت‌طلبی، اشباع اشتهای منفعت خواهی، تجمل‌گرایی و مقام‌پرستی بوده است نه رهایی مردم خود از محرومیت و محکومیت و بی‌عدالتی پشتونیست‌ها. در طی این سال‌ها سیاستمداران ما امر سیاسی را نه ابزار دستیابی به عدالت، برابری و احقاق حقوق مردم و اقوام محروم بلکه فقط نردبان صعودشان به وزارت، ریاست و منصب دولتی می‌دانستند، وقتی به آن دست نمی‌یافتند یا از مقامشان عزل می‌شدند بوق و کرنا راه می‌انداختند که جریان عدالت‌خواهی و مبارزه با انحصارگرایی با خطر مواجه شده است.»