• دوشنبه ۲۵ دلو ۱۴۰۰ - ۲۲:۴۷
    ع- جاوید
    «انسانی که به‌واقع، بیان و قلم را توانایی و یارایی توصیف او نیست ... او که با شگفتی زاده شد و با معیار دیگر زیست و به‌گونه‌ای دیگر ماند و باحالتی برتر رفت. او که در قوس نزول و وجود نوری، همسان و به مرتبت و منزلت جان پیامبر (ص) مفتخر شد. در عرصه‌ی صعود نیز افتخار همشانی و هم‌طرازی با کتاب خدا و معلم و مفسر و مجری دستورات آن معجزه‌ی ابدی و یادگار جاودان رسول خاتم را با خود داشت. و به امر آفریدگار حکیم و نص پیامبر عظیم، آن امانت بزرگ و سترگ را به جانشینان شایسته‌ی پس از خود، سپرد، که اینک و تا هرگاه که خدای متعال، اراده کند، عهده‌دار آن امانت عظیم الهی، ولی‌الله اعظم و خاتم اوصیا حضرت بقیة‌الله (عج) می‌باشند.»
  • یکشنبه ۱۷ دلو ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۷
    محمد محق
    «نخستین کسی که در سیاق مباحث سیاسی تعبیر 'اهل عقد ' را به کار برد ابوالحسن اشعری، بنیان‌گذار مکتب کلامی اشاعره در قرن چهارم هجری بود، اما نه به‌مثابه اصطلاحی ویژه. ابوبکر باقلانی متکلم بزرگ اشعری در آغاز قرن پنجم نخستین کسی بود که تعبیر اهل حل و عقد را باهم به کار برد، اما با اقتباس از معنایی که در عقد نکاح به کار می‌رود، با تکیه بیشتر به مفهوم ولایت و اهلیت و نه به معنای خاص سیاسی که دلالت بر مکانیسم واضحی در عرصه انتقال قدرت داشته باشد.»
  • سه شنبه ۱۲ دلو ۱۴۰۰ - ۱۱:۴۷
    احمد علی رضایی (نوید)
    «به لحاظ اجتماعی غالبا بنیادگرایی با خرده ناسیونالیسم قومی- قبیله‌ای و نژادی گره‌خورده است (ازجمله در افغانستان كه دال مركزی بنیادگرایی قومیت است) و نیز به لحاظ ایدیولوژیك، در عرصه‌های هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی ویژه خویش، ذات باور، متصلب و غیر منعطف است لذا برای تثبیت هویت خویش و طرد رقیب از ابزارهای خشونت استفاده می‌كند و معتقد به گفتگو و مذاكره نیست. درنتیجه گفتمان بنیادگرایی در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی و ملی متصلب است چون ایدیولوژی بنیادگرایی پیوند عمیق بافرهنگ پدرسالاری دارد.»
  • سه شنبه ۵ دلو ۱۴۰۰ - ۰:۳۵
    جاوید احسان
    «تیکه‌داران قومی نه در سطح ملی یک نظام سیاسی محکم و استوار را مهندسی و حمایت و سر پا نگه‌ داشتند و نه در سطح قومی کدام برنامه و طرحی داشته و دارند. میراث این‌ها برای جوامع هزاره، تاجیک و ازبیک ویرانی مطلق سیاسی است. تاجیک‌ها حداقل احمد مسعود را دارند که به‌عنوان اپوزیسیون طالبان موردتوجه جامعه جهانی است و طالبان هم مجبور به نشست و مذاکره با وی شده‌اند؛ اما در این میان جامعه هزاره از ویرانی مطلق سیاسی و پراکندگی و سردرگمی گسترده‌ای اجتماعی رنج می‌برد.»