• یکشنبه ۲۷ عقرب ۱۳۹۷ - ۰:۱۲
    احمدی رشاد
    «واقعیت این است که آمریکا در مهروموم‌های بعد از طالبان دچار یک اشتباه استراتژیک شدند و آن متمرکز نمودن سیاست‌های خود در افغانستان تنها از مجرای قوم پشتون بود. این وضعیت، نشان‌دهنده آن بود که آمریکا بر پیچیدگی‌های روابط اقوام همانند رقیب روس خود در افغانستان، اشراف نداشتند. نتیجه سیاست‌های آمریکا در افغانستان، بازی کردن با مهره‌های بود که عناصر پشتون در آمریکا طرح نموده بود. آمریکا جهان و منطقه را می‌خواهد با عینک قبیله‌ای پشتون ببیند و معلوم است که نتیجه‌اش جز رسوایی و شکست چیزی نخواهد بود. حال آمریکا متوجه این اشتباه استراتژیک خود شده است ولی بازگشت دوباره و طرح نقشه راه جدید، برایش بسیار پرهزینه می‌باشد.»
  • یکشنبه ۲۰ عقرب ۱۳۹۷ - ۲۱:۰۷
    علی غزنوی
    «فاجعه‌ی بریده شدن گلوی نازک و معصوم «شکریه تبسم» که در زابل رخ داد آن‌قدر سنگین و شرم‌آور و دردناک بود که وجدان‌های خفته و غیرت‌های به تاراج رفته به خفت و ذلت را تکان دهد و از خواب و خماری دیرینه رهانیده و بیدار نماید. شاید در تمام تاریخ جنایت و قساوتی که بشر از خود به یادگار گذاشته، فاجعه زابل یکی از استثنایی‌ترین و یکی از رخداد تکین باشد که رهگذران بی‌گناه را از مسیر راه ربوده و ماه‌ها در شکنجه اسارت کشانیده و عاقبت هم، کارد بر گلوی آنان گذاشته سرشان را بریده و جنازه‌هایشان را در کنار جاده انداخته و حتی بر دختر نه‌ساله هم رحم نکرده و تاریخ را شرمنده مظلومیت معصومیت او نموده است.»
  • چهارشنبه ۱۶ عقرب ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۸
    یاسین عباسی
    «آیا دیگر در این جاده‌ها جوی خون جاری نیست؟ دیگر کشتار، قتل‌عام و اعمال تروریستی در این کشور وجود ندارد؟ همه می‌دانند که جاده‌ها، همان جاده‌های مرگ‌اند و هرروز در آن گلوها بریده می‌شود، اما این گلوها، دیگر گلوهای کودکان آمریکایی و اروپای نیستند، بلکه گلوی دختر نه‌ساله تبسم هزاره است. خانه‌های که در آتش تروریست‌ها می‌سوزند، سنگر آمریکایی‌ها و ناتو نیستند، بلکه خانه‌های مسکونی هزاره‌های بیچاره‌اند که بدون دلیل آوار و به خاکستر تبدیل می‌شوند.!!»
  • دوشنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۷ - ۹:۳۶
    خالق فصیح
    «پرسش دیگر این‌که هزاره‌‌ها با کی طرف‌اند؛ طالبان، داعش، کوچی و یا دولت؟ سردرگمی بین اسم و عنوان، گروه‌‌ها یا شاخه‌ها و سازمان دشمنی‌ها، هزاره‌ها را به فاجعه نزدیک‌تر می‌‌کند تا این‌که فاجعه را از آن‌ها دور سازد؛ چون هزاره‌ها، نه با اسم و گروه، که با یک سازمان نظام‌مند دشمنی‌‌ها مواجه‌اند. تفکیک بین گروه‌ها، نمودها و سازمان، یک ضرورت است، چراکه با تشخیص دشمنی‌ها هزاره را از سردرگمی بین گروه و دولت خارج می‌‌کند و انسجام و قدرت جمعی ناشی از همدلی را بیش‌ازپیش ضروری می‌‌سازد.»