• شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۴
    طرح نو
    « ما تظاهر کنندگان امروز در حالی در برابر کنفرانس امنیتی مونیخ دست به گردهمایی عدالت‌خواهانه زده‌ایم که خیابان‌های کابل برای فعالیت‌های مدنی مسدود شده است و حکومت افغانستان با استفاده ابزاری از گروه‌های تروریستی و اعمال خشونت عملا امکان اعتراض مدنی را از مردم سلب کرده است. ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که حاکمان افغانستان را وادار کند که امنیت اجتماعات و تظاهرات مدنی و مسالمت‌آمیز را تامین کند و به صدای اعتراض شهروندان خود گوش فراداده و مطالبات قانونی و عدالت‌خواهانه آن‌ها را بپذیرد.»
  • پنج شنبه ۲۶ دلو ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۹
    علی غزنوی
    «مردم از دولت مردان خود انتظار داشتند که در حاکمیت حافظ منافع‌شان باشند اما با کمال تاسف که این‌ها آن‌قدر شخصیت و شهامت نداشتند که مردم خود را فراموش نکنند بلکه از فرط حقارت و کوچکی نه تنها حافظ منافع مردم خود در قدرت نشدند که همچون عروسک‌های کوکی، ارگ، هرچه کوک‌شان کردند این‌ها همان را خواندند و رقصیدند و به نمایش گذاشتند. وقتی مردم از این‌ها نا امید شدند خودشان تصمیم گرفتند که علیه این روند بایستند و جلو اعمال تبعیض و تعصب را بگیرند، این‌ها همکاری که هیچ، حتی به نفع مردم خود سکوت هم نکردند.»
  • سه شنبه ۲۴ دلو ۱۳۹۶ - ۱۸:۱۳
    غلام سخی حلامیس
    ٖ«سخن آخر اینکه؛ بازخوانی گذشته به معنای برگشت به گذشته نیست. نسل نو هزاره، اکنون نه در عصر کاتب و نه در عصر خالق قرار دارد. با توجه به تاریخ سراسر «رنج»، «آوارگی» و «قتل‌عام» مردم هزاره، بررسی و بازخوانی گذشته برای هزاره‌ها در عصر کنونی یک ضرورت است. زیرا با بازخوانی و زیرورو کردن تاریخمان، ما می‌توانیم، درس‌های بسیار بگیریم و گام‌های بعدی را در راستای تامین عدالت و آزادی، با شوکران خرد و دانایی زهرآگین سازیم. تا از این طریق، مجبور نشویم که اشتباهات گذشتگان را بار دیگر به تکرار نشینیم.»
  • پنج شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۰۵
    علی‌رضا ضیا
    «تاکنون جامعه بین‌المللی خوب متوجه بوده‌اند که عدالت‌طلبان جنبش روشنایی، خواسته‌های برحقشان را با منطق که نشانه‌ی فرهیختگی و مدنیت آن‌هاست، مطرح کرده‌اند، اما این شیوه، نه از روی عدم آشنایی به فن سیاست که به خاطر صلح‌دوستی، برادری، پرهیز از ایجاد تنش و عصبیت‌های قومی و مصالح ملی بوده است. عدالت‌خواهان به‌حق می‌دانند و درک کرده‌اند که منطق سیاسی دولت چیست؟ منطق دولت، ترور و قتل‌عام مردم بی‌گناه در راستای انحصار سازی قدرت است، اما مردم هنوز توحش را با گل پاسخ داده است.»
  • یکشنبه ۱۵ دلو ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۸
    صادق روشنا
    «این ساختار معیوب با کنشگران فاسد در درون آن نمی‌تواند راه اصلاح کشور و نجات مردمان این مرزوبوم باشد. خرد جمعی که شعار محوری این تحرک اجتماعی است باید با یک مکانیزم درست در مرحله عمل ظهور و نمود پیدا کند. ایده‌های اهل خرد و اندیشه‌های راهگشای آنان به جد گرفته شود. این مهم وقتی میسور است که شورای عالی صادقانه، هوشیارانه و به‌صورت کارشناسانه، در پی سهیم کردن مردم و نخبگان برای قدرتمند سازی جنش مردمی باشند. طرح پرونده‌سازی برای سردمداران فاسد و بی‌کفایت در دادگاه‌های بین‌المللی، طرح تغییر ساختار نظام متمرکز تک قومی، باید از همین اکنون و در همین راستا کلید بخورد.»
  • شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۱
    محمد قاسم سرابی
    «در شرایط کنونی معضل‌های ناامنی و انفجارهای مرگبار و پی‌درپی در نکات کلیدی و به‌شدت محافظت‌شده در افغانستان، بیشتر از هر عامل دیگری ناشی از بی‌کفایتی سران حکومت و ناکارآمدی نهادهای کشفی و استخباراتی آنان است. بی‌کفایتی و بی‌حیایی حکومت در قبال یک ملت مظلوم وحشت‌زده تا آنجا رسیده است که سخنگویان حکومتی در برابر چشمان میلیون‌ها نفر داغدار که عده‌ای‌شان هنوز پاره‌های تن جگرگوشه‌هایشان را از میان مخروبه‌های حادثه به دست نیاورده‌اند، ادعا می‌کنند که دولت در امر جلوگیری از رسیدن انتحارکننده به هدف موفق بوده است.»
  • شنبه ۱۴ دلو ۱۳۹۶ - ۱:۰۸
    عارف پیمان
    «چه قدر خسته و ناامیدکننده است، وقتی برای نجات قریه و سرزمینت آستین بالا زده و با تمام توان خویش به مبارزه‌ای بی‌امان پرداخته باشی و اهالی قریه در میان امواج خروشان توفان دست‌وپا بزنند و پیوسته و یکی پس از دیگری غرق بشوند اما کدخدایان و ناخدایان مدعی نجات و رهایی به خیانت مشغول و در فکر تاراج اموال و غارت هست و بود مردم‌ باشند. ناامیدکننده‌تر از آن این است که مردم وحشت‌زده و توفان گرفته نیز ندانند و چون رمه‌ی هراسناک و رم کرده به‌جای فرار از گرگان به‌ آن‌ها پناه برده و توان تشخیص گرگ و چوپان را ازدست‌داده باشند و با پای خویش به‌سوی مرگ و نابودی خویش قدم بردارند.»
  • یکشنبه ۸ دلو ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۰
    عبدالخالق فصیحی
    «مسلما صدای اعتراضی‌ای که از گلوی بریده تبسم از ماذنه میدان روشنایی برخاسته است، همان صدای آموزگاران انسانیت است. این اعتراضات، همان‌گونه که طالب خواسته‌های مردم بر محوریت برابری و مساوات‌اند، بیزاری از نا انسانی‌ها را نیز، می‌آموزاند. اعتراضات و نارضایتی‌های مدنی، تنها مطالبات سیاسی نیستند، بلکه آگاهانه و صادقانه اظهار محبت به بازگشت انسان و انسانیت در این کشور جهنمی نیز است. زنجیرهای جهل و تعصب مدت‌ها است که انسان و انسانیت را به دام انداخته و با ترور و انفجار، تبعیض و نژاد پرسی، قوم‌گرایی و انحصارطلبی، ضمن قبیله‌ای کردن قدرت، هیچ مرزی برای انسانیت باقی نگذاشته‌اند.»
  • سه شنبه ۳ دلو ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱
    هادی سلطانی
    «شب اول که در صف بلیت‌فروشی اصلی ماندیم شب دوم به داخل جنگل کنار دریا پناه بردیم ولی از شانس بدمان باران گرفت من با یک مرد میان‌سال که از اول سفر با من بود به داخل شهر رفتیم خانه‌ای را یافتیم که دیوار حیاط نداشت به داخل حیاط رفتیم خانه به‌گونه‌ای ساخته‌شده بود که از روبه‌رو دیوار یک متری باغچه و از پشت سر خانه و بالای سر بالکن بود که به‌راحتی از خیس شدن باران در امان بودیم مکانی بود که دید نداشت و جایی مناسب برای دو نفر بود زیرمان را با کارتن و رویمان را با پتو می‌پوشاندیم. ما شب تا صبح را به‌راحتی و آرامش گذراندیم. صبح وقتی‌که صاحب‌خانه از خانه بیرون آمد ما را دید و چیزی نگفت و رفت سر کارش.»