• سه شنبه ۱ حمل ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۳
    عبدالکریم قیطانی فرد
    «بارها و بارها اگر بپرسند جوهر جهان هستی چیست؟ پاسخ‌خواهم داد جوهر جهان هستی به معنای حقیقی فقط و فقط زمان است. حقیقتا در وجود جهان مادی همه‌چیز عَرَض است و هیچ‌چیزی قایم بر خودش نیست، بلکه هر چیزی قایم بر زمان است. اما حرکت چیست و چه رابطه‌یی بازمان دارد؟ حرکت، خروج تدریجی شی از قوه یا مبدا به‌وسیله زمان، به فعل است که این خروج در ماهیت خود عرض است و به زمان و فعل نیازمند است. بدین معنا که تا زمان نباشد، فعلی نیست و تا فعل نباشد خروج و قوه نیست؛ پس حرکت وابسته به زمان است و تا زمان نباشد هیچ حرکتی به وجود نمی‌آید.»
  • دوشنبه ۳۰ حوت ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۶
    جواد محقق
    «سال 1395 سال پرحادثه، خونین و مصیبت‌بار برای مردم ما بود، از حادثه تلخ و فراموش ناشدنی دهمزنگ گرفته تا جنایت هولناک بیمارستان چهارصد بستر و حوادث و جنایات خونین دیگر، وقایع تلخ و فراموش‌نشدنی بود که در سال 95 اتفاق افتاد، سال گذشته را می‌توان در تاریخ کشور، جزو مهروموم‌های تاریک و سیاه قلمداد کرد. پس چه‌کار کنیم تا سال‌های آینده ما نیز مثل سال95 و سال‌های گذشته «سیاه و تاریک» نباشد؟ شاید پاسخ این سوال برای شما نیز این باشد که یگانه راه تغییر دنیای بیرون، تغییر درون، باطن و افکار انسان‌ها است.»
  • شنبه ۲۸ حوت ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۷
    سخی ناصری شیدانی
    «اگر اطلاعات کامل‌تر و ژرف‌مندانه از زندگی هدایت داشته باشیم. خیلی زود پی‌می‌بریم، که هدایت در سگ ولگرد زندگی خودش را روایت کرده است. هدایت و پات هر دو از دست زمانه شلاق می‌خوردند. هر دو را انسان‌نماها نجس و نفرین‌شده می‌پنداشتند. هر دو از زندگی خیری ندیده بودند. در سگ ولگرد، رد پای اگزیستانسیالیسم کی‌ یرکگارد و فرهنگ "حیوان‌دوستی" که میراث هند است نیز دیده می‌شود. هدایت و پات، ول نمی‌گشتند؛ هرچند که هدایت نام پات را سگ ولگرد گذاشته است، اما این‌ها آواره و از بهشت عاطفی‌شان کنده‌ و پرتاب در قعر دوزخ بودند.»
  • چهارشنبه ۲۵ حوت ۱۳۹۵ - ۹:۰۶
    امین یاری
    «تراکم و احتکار کمک‌های بین‌المللی به دست عده‌ای از فرماندهان جهادی و رجاله‌های سیاسی، فقر و تنگ‌دستی عمومی باعث شدند که عده‌ای از مردم و فرهنگیان و قلم به دستان در استخدام این رجاله‌های جهادی و اربابان بی‌دانش سیاسی و بازیگرانی بی‌اخلاق و تعهد اجتماعی و افرادی بی‌بینش و ‌شعور اجتماعی، به عنوان حزب فلان، در واقع به عنوان عضو باند فلان غارتگر جهاد و معامله‌گر شیاد، قرار گرفته و غلامان حلقه به گوش آنان گشته و هر چه آن‌ها فرمان دهند این‌ها برایشان جان دهند.!!!»
  • شنبه ۲۱ حوت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۳
    ستاد مردمی جنبش روشنایی قم
    «اکنون راه‌حل در تغییر رویکرد کلی است؛ باید کاری کرد که در محاسبات انحصارگران محرومیت مردم ما موجب پرداخت هزینه محسوب شود. نخست توده مردم که تا حدودی به آگاهی اجتماعی و سیاسی دست‌یافته‌اند سازمان‌دهی شود. دستکم چنین سازمان‌دهی در سطح سازمان‌های مردم‌نهاد محلی ممکن است و عملا نیز کم‌وبیش در قالب شوراهای محلی و منطقه‌یی شکل‌گرفته است. ثانیا دادخواهی ما محدود به لین برق توتاپ نشود، سطح مطالبات را بالا ببریم تا هم فرصت چانه‌زنی فراهم شود و هم اشتراکاتمان با سایر اقوام را بیشتر کند؛ تغییر ساختار نظام بر اساس طرح شهید مزاری می‌تواند یکی از این مطالبات باشد. و.... .»
  • چهارشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۵
    طرح نو
  • سه شنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۹
    جواد محقق
    «هزاره‌ها باآنکه نسبت به اقوام دیگر، از لحاظ آگاهی، استعداد، مهارت و تخصص و بینش سیاسی و شجاعت و جسارت، دست بالا دارند، اما به خاطر نداشتن استراتژی واحد، رهبری واحد، و به خاطر اختلاف و عدم تحمل و تعامل با یکدیگر، تا هنوز نتوانسته‌‌اند جایگاه واقعی خود را در دایره قدرت و سیاست به دست آورند. از دیدگاه واقع‌گرایان دربازی‌های سیاسی چه در سطح بین‌الملل و چه در سطح داخلی، مهم‌ترین عنصر قدرت، «قدرت نظامی و تسلیحاتی» است.»
  • دوشنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
    عبدالخالق فصیحی
    «دقیقا همین منافع شخصی است که رهبران فعلی را از مردم جدا نموده و شکاف عمیق بین آن‌ها و مردم محقق شد. با ایجاد این شکاف و رفتار منافقانه مدعیان رهبری، دوباره قبلی‌ات تبعیض به بعدی‌ات آن رسیده و حرکت اتصالی فاجعه از سرآغاز شد. سیالی‌ات تبعیض و نابرابری‌ها که مزاری آن را قطع کرده و برش زده بود، بار دیگر به راه افتاده و مثل گذشته صورت اتصالی به خود گرفتند. بنابراین، پاسخ سوال منفی بوده و رهبران پس از مزاری ناتوان‌تر از آن ظاهر شدند که بتوانند از دست آورد شهید مزاری محافظت نمایند. درواقع، جایگاه رهبری هزاره پس از مزاری عملا به قمارخانه خیانت و معامله‌گری بر سر منافع مردم و حتی به قیمت خون صدها جوان تبدیل شد.»
  • دوشنبه ۹ حوت ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۹
    محمد مهدی دانشمند
    «مزاری قلب تپنده هزاره بود که برای حیات، نشاط، عزت و شرافت قومش از جانش مایه گذاشت و سرش را در این راه هدیه کرد، اسماعیل‌وار در مسلخ عشق و جانبازی برای رفع تبعیض سیستماتیک و تاریخی از سوی مستبدان و حاکمان قوم‌کیش اعمال می‌شد با پای جان شتافت تا باشد قومش در عزت، آزادگی، غرور و مردانگی زیست نمایند. درس همت، شجاعت، پارسایی و مردانگی را در یک پیچ حساس تاریخی به مردم آموخت و نشان داد که دوای درد استبداد، ترس، جبونی و مماشات با اربابان ستمگر و مستبد سیاسی نیست، بلکه علاج و درمان استبداد و تبعیض؛ قربانی دادن، قربانی شدن و از خود گذشتن است.»
  • جمعه ۶ حوت ۱۳۹۵ - ۰:۴۸
    صادق روشنا
    «مزاری تا آخرین قطره خون در برابر توپ و تانک، خون و آتش که بر سر مردم او می‌بارید ایستاد ولی رهبر نا خردمند بعد از او، در شب بیست و دوم اسد برای حفظ سمتِ سفارت فرزندش مردم را در میدان شهدای روشنایی تنها گذاشت و با خونسردی تمام تماشاگر تکه‌تکه شدن جوانان و تحصیل‌کردگان مردم هزاره شد. سالگرد و بزرگداشت از مزاری شهید برای این رهبران دروغین نه راه یافتن به جهان پر عدل مزاری است و نه الهام گرفتن از زلال اندیشه‌های او، بلکه بزرگداشت از خود و سو استفاده از حضور مردم به سود قمار سیاست و بازار رقابت خودند. این ابلهان روزگار نه به دین باور دارند و نه به مردم احترام و عزت قایلند.»