• یکشنبه ۲۸ قوس ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۷
    خالق فصیح
    «چرا حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها آرام و خاموش نشسته و با ژست قهرآمیز از مردم بغل کج کرده‌اند، به‌سادگی روشن نیست. چه چیز سنگینی بر این دو نهاد راهبردی، لنگرانداخته است که زبان آن‌ها را بند آورده و شهامت سخن گفتن از بی‌عدالتی را از آن‌ها سلب کرده است؟ شاید دلیل این سکوت وابستگی شدید این‌ها به منابع قدرت و مکنت خاینانه خاینان باشد که نمی‌توانند خودشان را از زنجیر زمخت این وابستگی رها سازند. همین‌گونه احتمال دارد این سکوت به دلیل رخوت ذهنی و مشغولیت مادی بیش‌ازحد آن‌ها باشد که تصور روشنی از درک وضعیت اسفبار مردم را برای آن‌ها ناممکن کرده است.»
  • جمعه ۲۶ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲
    صادق روشنا
    «داعیه عدالت‌خواهانه جنبش را شخصی جلوه می‌دهند تا تمام نکبتی را بر سر فرد و سابقه نکبت‌بار او بکوبند تا شاید روزنه‌ی باز شود و خود را از تنگنای سیاسی و اجتماعی نجات دهند؛ اما به‌راستی جنبش و رهروان جنبش، پیرو چند فرد شورای عالی مردمی‌اند یا مردم خود با درک و درد تاریخی و تبعیض و تعصب امروزی، خود مسیر عدالت‌خواهی را برگزیده‌اند؟ آیا معیار حمایت از جنبش چند فرد خاصی به‌مثابه نمایندگان مردم در شورای عالی مردمی است یا ملاک و میزان برای حمایت از جنبش، عدالت‌خواهی، برابری، حقوق شهروندی، تغییر نگاه فاشیستی و قومی و برچیدن بساط ظلم و زورگویی است؟»
  • دوشنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۰
    عبدالله رستگار
    «اگر همه گروه‌های قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین می‌رود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر می‌شود و کشور از واگرایی و تنش‌های قومی رهایی می‌یابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش می‌ورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار ‌گیرد و قدرت سیاسی را حیاط‌خلوت قومی خویش می‌پندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره بر‌افروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»