<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت طرح نو، باشگاه اندیشه و گفت‌وگو &#187; مهاجرت دسته‌جمعی پرستوهای دانشجویی</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>Tue, 13 Oct 2026 09:41:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>مهاجرت دسته‌جمعی پرستوهای دانشجویی!!؟</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=968</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=968#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Sep 2015 21:16:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت دسته‌جمعی پرستوهای دانشجویی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=968</guid>
		<description><![CDATA[حرص و طمع افغان ملیتی‌ها برای تصاحب قدرت و کوتاه نیامدن تیم رقیب هم دریازده ماه گذشته سبب فروریختن زیربناهای امنیتی، اقتصادی و به وجود آمدن شکاف‌هایی عمیق و ترسناک قومی در میان مردم شده است. نزاع‌های دولت وحدت ملی بر سر تقسیم قدرت از یک‌سو و « طرح دیالکتیک افغانی کردن قدرت» از سوی [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">حرص و طمع افغان ملیتی‌ها برای تصاحب قدرت و کوتاه نیامدن تیم رقیب هم دریازده ماه گذشته سبب فروریختن زیربناهای امنیتی، اقتصادی و به وجود آمدن شکاف‌هایی عمیق و ترسناک قومی در میان مردم شده است. نزاع‌های دولت وحدت ملی بر سر تقسیم قدرت از یک‌سو و « طرح دیالکتیک افغانی کردن قدرت» از سوی افغان ملتی‌ها و طالبان از سوی دیگر، افغانستان را به گورستان شهروندان و به جهنم غیرقابل‌تحمل تبدیل کرده است. روزنه‌های امیدی که در مدت حضور ناتو بازشده بود و سوسوزدن‌های امیدی که در فکر و ذهن مردم به راه افتاده بود اکنون خاموش شده است. دیگر بال‌های امید مردم از سامان گرفتن کشوری، به دستان عین و غین یخ‌بسته و آرزوهای پرواز به آینده روشن و دل‌‌انگیز، در سینه مردم مرده است؛لذا مردم دسته‌دسته کوله‌بار هجرت و غربت را بر دوش کشیده و با سینه‌های مالامال از درد و دل‌تنگی از کشور خارج می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">غم‌انگیزترین و فاجعه‌آمیزترین قصه مهاجرت، قصه دانشجویان و دانش‌آموزانی است که بار سفر بسته‌اند. غم‌انگیز بودن مهاجرت دانشجویان و دانش‌آموزان به این دلیل است که آنان خسته از تنش و کشمکش، خسته از فقر و نفاق، ناامید از امنیت و رفاه شده‌اند که دیار غربت و مهاجرت را در پیش‌گرفته‌اند؛ چون آنان یک روز خود را تجسم آرزوهای خانواده و ناجی نگون‌بختی پدر و مادر می‌دیدند که اکنون لگدمال شده است. آنانی که پدرانشان به امید رفتن به دانشگاه و برآوردن آرزوهایشان گرسنگی‌ها و تاول زدن‌های دستانشان را تحمل می‌کردند و مادران و خواهرانی که به فراقشان در تاریکی و تنهایی می‌گریستند، دیگر به عیان می‌بینند که در این جزیره نفاق و تفرقه برآورده شدنی نیست؛ چون روحیه فاشیستی و غیرانسانی در این جزیره وحشت حاکم است، چون به‌جای قانون قومیت حکومت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">چون انسان‌های آن کثیف و غیرانسانی به هم دیگر می‌نگرند؛ چون شرارت و جنایت به‌جای مروت و انسانیت از درودیوارشان می‌بارد. پدران و مادرانی که یک روز با تمام سختی و نداری، فرزندانشان را به مکتب و دانشگاه می‌فرستادند تا روزی مرهمی بر دل‌سوخته، دستان پینه‌بسته و چشمان خسته‌ی به انتظار نشسته‌شان شوند ولی اکنون عزیزانشان را از مکتب و دانشگاه می‌گیرند، با هزینه‌های هنگفت برای نجات جان و ناموس، غیرت و هویت خود به دیار کفر می‌فرستند. دل از مسلمان نماهای بی تعهد کشورش کشته و دل به کُفَار با تعهد بسته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">رقت‌بار بودن قصه آنان ازاین‌روست که محصلان به جرم گناه نکردهِ قومی و مذهبی، نژادی و تباری، نه خود فرصت زیستن دارند و نه می‌توانند فرصت زیستن برای پدر و مادرشان را فراهم کنند. نه خود می‌توانند به آرمان‌ها و آرزوهای خودشان را برسند و نه می‌توانند در این ویرانه سرای وحشت و خشونت خواسته‌های پدران، مادران و خواهرانی را برآورده کنند که قریب به نیم‌قرن آرزومندانه و ملتمسانه در انتظار فردای پرامید نشسته بودند. مهاجرت دسته‌جمعی پنجاه دانشجو از اقوام مختلف از یکی از دانشگاه هرات بیانگر تاثر عمیق و قلبی این محصلانی خسته از جنگ و تعصب و ناامید از آینده کشور است که «سفر خرج» همدیگر را با همدلی فراهم کردند و گروهی هجرت و گذرگاه‌های مرگ را انتخاب کرده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">فاجعه‌بار بودن و تاسفبار بودن مهاجرت دانشجویان و دانش آموزان از سراسر دانشگاه‌ها و مکاتب کشوری بدین‌جهت است که افغانستان تمثیل و تجسم فقر و وابستگی در ابعاد اقتصادی و امنیتی است، فرار نیروی انسانی و تحصیل‌کرده که مهم‌ترین عامل در پیشرفت و توسعه کشور است به شوربختی و بدبختی کشور می‌افزاید؛ چون از دست رفتن این حجم عظیم از محصلان یعنی کمبود متخصص در آینده، یعنی وابستگی و بیچارگی و عقب‌ماندگی کشور برای همیشه تاریخ. فاجعه است چون مهاجرت دانشجویان و دانش آموزان یعنی تلف شدن هزاران استعداد‌های درخشانی که می‌توانستند مبتکر و مخترع کشور باشند و روزی افتخار ملی و بین‌المللی بیافرینند و یا روزی با درایت و تدبیر راه روشنی فراروی این کشور نگون‌بخت بگذراند. خوف از داعش و طالب، ترس از خشونت و گروگان‌گیری، بیزاری از تجاوز و ترور و مهم‌تر از همه تنفر از دورویی و دروغ‌گویی رهبران و سیاستمدارانِ بی تعهدی و بی‌مسوولیتی و درنهایت بی‌کاری و دورنمایی تاریک از آینده خود و کشور سبب شده است که محصلان رفتن را بر ماندن ترجیح دهند. رفتن به دیار غربت و گذشتن از چندین گذرگاه‌های مرگ را به‌مثابه آخرین گزینه برای دست‌وپا کردن حداقل آرزوهایشان انتخاب کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">کوتاه‌سخن، مهاجرت نیروی جوان و تحصیل‌کرده هم مایه تاسف است و هم رقت‌بار. هم غم‌انگیز است و هم فاجعه‌بار؛ چون با فرار این نیروی انسانی عظیم و کارآمد، وابستگی، عقب‌ماندگی و تلف شدن هزاران استعداد درخشان رخ می‌دهد و بیش از گذشته راه رسیدن به کاروان تمدن برای این کشور دشوارتر می‌شود. غم‌انگیز است چون محصلانی که تمثیل آرزوها و خواسته‌های پدر و مادرانی بودند که خستگی‌ها و بی‌رمقی‌های خود را فراموش کرده و آن را در قالب تحصیل فرزند و شکوفا شدن دردانه خود می‌داند و اکنون در این کلبه وحشت و در این ویرانه سرای به نام افغانستان مهم‌ترین دغدغه‌شان ترس از سلامتی فرزندانشان است. بدترین دلواپسی‌هایشان از ترور و به گروگان گرفته شدن فرزندانشان به دست اسلام‌گرایان وحشی است که «برای قرب به خدا» جنایت می‌کنند.!!!؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=968</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
