<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: والی غزنی، یا حامی داعش؟!</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=660" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com/?p=660</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>ی، ۲۷ جوز ۱۴۰۳ ۰۶::۲۸:۳۲ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>با: احمدی رشاد</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-134</link>
		<dc:creator><![CDATA[احمدی رشاد]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2015 08:10:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-134</guid>
		<description><![CDATA[حیم دانای عزیز! شما که حکیم و دانا هستید از چزا برادر! در عجبم که شما با کمال حکمت و دانایی نفهمیدی که کسی که با شناسنامه سخن می کند، با کسی که بدون شناسنامه و با عناوین جعلی و اسامی مستعار سخن می گوید، بسیار تفاوت است. دیگر خود دانی!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حیم دانای عزیز! شما که حکیم و دانا هستید از چزا برادر! در عجبم که شما با کمال حکمت و دانایی نفهمیدی که کسی که با شناسنامه سخن می کند، با کسی که بدون شناسنامه و با عناوین جعلی و اسامی مستعار سخن می گوید، بسیار تفاوت است. دیگر خود دانی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمدی رشاد</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-133</link>
		<dc:creator><![CDATA[احمدی رشاد]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2015 08:07:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-133</guid>
		<description><![CDATA[تشکر رهدار عزیز!
از حجاب اسامی مستعار بیایید بیرون!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تشکر رهدار عزیز!<br />
از حجاب اسامی مستعار بیایید بیرون!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمدی رشاد</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-132</link>
		<dc:creator><![CDATA[احمدی رشاد]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2015 08:06:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-132</guid>
		<description><![CDATA[با تشکر از دوستان که این حقیر را مورد لطف قرار داده اند. مورد توجه دردمند هزاره بوده باشد که «تکرار مکررات» در بعضی مواقع نتیجه دارد و به زعم من این از همان مورد است. اما ادبیات روان شما روان ببینید  یعنی خوش بین باشید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با تشکر از دوستان که این حقیر را مورد لطف قرار داده اند. مورد توجه دردمند هزاره بوده باشد که «تکرار مکررات» در بعضی مواقع نتیجه دارد و به زعم من این از همان مورد است. اما ادبیات روان شما روان ببینید  یعنی خوش بین باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حکیم دانا</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-131</link>
		<dc:creator><![CDATA[حکیم دانا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2015 13:08:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-131</guid>
		<description><![CDATA[دلیل که نوشته اقای رشاد چنگ بدل نمیزند موضعگیری محافظه‌کارانه او در عرصه های سیاسی اجتماعی است همه او را به عنوان یک فرد سمیج و جدی نمی پندارند بلکه دو پهلو و فرصت طلب میدانند اگر ایشان با ویژگیهای جدیت و صداقت و انقلابی خود را در جامعه بروز دهد مردم او را جدی می گیرند بدنبال آثار و اعلان موضعگیریهایش میروند]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دلیل که نوشته اقای رشاد چنگ بدل نمیزند موضعگیری محافظه‌کارانه او در عرصه های سیاسی اجتماعی است همه او را به عنوان یک فرد سمیج و جدی نمی پندارند بلکه دو پهلو و فرصت طلب میدانند اگر ایشان با ویژگیهای جدیت و صداقت و انقلابی خود را در جامعه بروز دهد مردم او را جدی می گیرند بدنبال آثار و اعلان موضعگیریهایش میروند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ایمان رهدار</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-129</link>
		<dc:creator><![CDATA[ایمان رهدار]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 May 2015 03:35:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-129</guid>
		<description><![CDATA[نوشته جنابت استاد رشاد خواندم 
بدلیل که به موضوعاتی بکر و بروز  و با سرعت به قضایا می پردازد «تاخیر بیان از وقت حاجت در آن مشاهده نمی شود» نکته مثبت بوده و قابل تقدیر می باشد.
چیزی که کسل کننده در نوشته رشاد است طولانی بودن آن است که دایما به نوشته های ممتد و کشدار می پردازد که خسته کننده می شود.
متشکرم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نوشته جنابت استاد رشاد خواندم<br />
بدلیل که به موضوعاتی بکر و بروز  و با سرعت به قضایا می پردازد «تاخیر بیان از وقت حاجت در آن مشاهده نمی شود» نکته مثبت بوده و قابل تقدیر می باشد.<br />
چیزی که کسل کننده در نوشته رشاد است طولانی بودن آن است که دایما به نوشته های ممتد و کشدار می پردازد که خسته کننده می شود.<br />
متشکرم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دردمند هزاره</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=660#comment-122</link>
		<dc:creator><![CDATA[دردمند هزاره]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2015 14:52:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=660#comment-122</guid>
		<description><![CDATA[باسلام و ارادت به جناب اقای رشاد!
با وجود نوشته های فروانی که در مسایل سیاسی و اجتماعی و گاه امنیتی و فرهنگی افغانستان دارید و در هر بابی سخن به میان می آورید و گاه زحمت های زیادی برای جمع و جور کردن یک مقاله طولانی و خسته کننده را متحمل می شوید ولی در بسیار موارد به تکرار مکررات می پردازید. کاش شسته رفته فکر کرده و از یک نگاه نو به قضیه بپردازید و یا حد اقل ادبیات کوبنده و جذاب استفاده کنید و تعبرات ناب به کار ببرید که حد اقل رغبت محتوایی برای ما ایجاد نکرد نگاه نو و ادبیات زیبایی تان ما را مجذوب خود کند.
اگر متن تان را با خنجر نقد خون آلود کردم ببخشاید؛ چون قصدم این بود که زحمات تان تاثیر گذار باشد و باز تاب پیدا کند ورنه قلمی مرده تان روح تازه در انسان های مرده افغانستان  نخواهد دمید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسلام و ارادت به جناب اقای رشاد!<br />
با وجود نوشته های فروانی که در مسایل سیاسی و اجتماعی و گاه امنیتی و فرهنگی افغانستان دارید و در هر بابی سخن به میان می آورید و گاه زحمت های زیادی برای جمع و جور کردن یک مقاله طولانی و خسته کننده را متحمل می شوید ولی در بسیار موارد به تکرار مکررات می پردازید. کاش شسته رفته فکر کرده و از یک نگاه نو به قضیه بپردازید و یا حد اقل ادبیات کوبنده و جذاب استفاده کنید و تعبرات ناب به کار ببرید که حد اقل رغبت محتوایی برای ما ایجاد نکرد نگاه نو و ادبیات زیبایی تان ما را مجذوب خود کند.<br />
اگر متن تان را با خنجر نقد خون آلود کردم ببخشاید؛ چون قصدم این بود که زحمات تان تاثیر گذار باشد و باز تاب پیدا کند ورنه قلمی مرده تان روح تازه در انسان های مرده افغانستان  نخواهد دمید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
