<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: گذری بر مقاله خلافت عقل یا خلافت نقل؟ (نوشته اسد بودا)</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=469" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com/?p=469</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>ی، ۲۷ جوز ۱۴۰۳ ۰۶::۲۸:۳۲ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>با: زریر عباسی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-894</link>
		<dc:creator><![CDATA[زریر عباسی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Jan 2019 04:26:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-894</guid>
		<description><![CDATA[حضرت علی بنا به نقل پیامبر در میان مردم کالمعقول بین المحسوس بود . اینکه عمر اعقل از علی بود را عده ای در زمان خود حضرت علی گفتند و بدتر از آن را گفتند که معاویه زیرک تر از علی است و آن حضرت در جواب فرمودند : .وَ‌اللَّهِ مَا مُعَاوِیَهُ بَأَدْهَی‏ مِنِّی وَلکِنَّهُ یَغْدِرُ وَیَفْجُرُ. وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَی النَّاسِ؛ وَلکِنْ کُلُّ غُدَرَهٍ فُجَرَهٌ، وَکُلُّ فُجَرَهٍ کُفَرَهٌ. وَلِکُلِّ‏ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. وَاللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَهِ، وَلَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَهِ. 

۰.به خدا سوگند معاویه زیرک‏تر (سیاستمدارتر و عاقل تر ) از من نیست، لیکن شیوه او پیمان‏شکنی و گنهکاری است و اگر پیمان‏شکنی ناپسند  نبود زیرک‏تر از من کسی نبود .  امّا هر پیمان‏شکنی گناه است و هر گناهی نوعی کفر. روز رستاخیز پیمان‏شکن را درفشی است افروخته و او بدان درفش شناخته. به خدا مرا با فریب غافلگیر نتوانند کرد و با سختگیری ناتوانم نتوانند شمرد.

باید دانست که انسان های بزرگ برای آدم کردن دیگران خود را حیوان نمی کنند ( حضرت علی  در سخنی این امر را چنین بیان کرده است: «لَا أَرَی‏ إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی» ) و مشکل مردم زمان علی نیز همین بود که می گفتند چرا علی ما را آدم حساب می کند و کرامت و شان و شخصیت ذاتی برای ما قایل است در حالیکه معاویه با مردم مثل یک چیز رفتار می کند و علی با مردم مثل کس رفتار می کرد . کسانی که امروز بر علی ایراد می گیرند هنوز کس نشدند بلکه چیز هستند و سزاوارند که افرادی که آنها را داخل آدم حساب نمی کنند بر ایشان حکم رانند .]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت علی بنا به نقل پیامبر در میان مردم کالمعقول بین المحسوس بود . اینکه عمر اعقل از علی بود را عده ای در زمان خود حضرت علی گفتند و بدتر از آن را گفتند که معاویه زیرک تر از علی است و آن حضرت در جواب فرمودند : .وَ‌اللَّهِ مَا مُعَاوِیَهُ بَأَدْهَی‏ مِنِّی وَلکِنَّهُ یَغْدِرُ وَیَفْجُرُ. وَ لَوْ لَا کَرَاهِیَهُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَی النَّاسِ؛ وَلکِنْ کُلُّ غُدَرَهٍ فُجَرَهٌ، وَکُلُّ فُجَرَهٍ کُفَرَهٌ. وَلِکُلِّ‏ غَادِرٍ لِوَاءٌ یُعْرَفُ بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. وَاللَّهِ مَا أُسْتَغْفَلُ بِالْمَکِیدَهِ، وَلَا أُسْتَغْمَزُ بِالشَّدِیدَهِ. </p>
<p>۰.به خدا سوگند معاویه زیرک‏تر (سیاستمدارتر و عاقل تر ) از من نیست، لیکن شیوه او پیمان‏شکنی و گنهکاری است و اگر پیمان‏شکنی ناپسند  نبود زیرک‏تر از من کسی نبود .  امّا هر پیمان‏شکنی گناه است و هر گناهی نوعی کفر. روز رستاخیز پیمان‏شکن را درفشی است افروخته و او بدان درفش شناخته. به خدا مرا با فریب غافلگیر نتوانند کرد و با سختگیری ناتوانم نتوانند شمرد.</p>
<p>باید دانست که انسان های بزرگ برای آدم کردن دیگران خود را حیوان نمی کنند ( حضرت علی  در سخنی این امر را چنین بیان کرده است: «لَا أَرَی‏ إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی» ) و مشکل مردم زمان علی نیز همین بود که می گفتند چرا علی ما را آدم حساب می کند و کرامت و شان و شخصیت ذاتی برای ما قایل است در حالیکه معاویه با مردم مثل یک چیز رفتار می کند و علی با مردم مثل کس رفتار می کرد . کسانی که امروز بر علی ایراد می گیرند هنوز کس نشدند بلکه چیز هستند و سزاوارند که افرادی که آنها را داخل آدم حساب نمی کنند بر ایشان حکم رانند .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد هادی نبوی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-75</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد هادی نبوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2015 16:54:42 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-75</guid>
		<description><![CDATA[بنام خدا
برادر بزرگوار وعزیز جناب آقای یاری سلام علیکم.
تشکر از مرحمت و پیشنهاد خیر خواهانه شما جهت کوتاه بودن بحث، حقیقت این است که این مقاله در جواب دو مقاله جناب آقای بودا بوده است، وباتوجه به علمی بودن بحث مقداری طولانی شد. حضرت عالی می توانید سر فرصت ودر طی چند نوبت مقاله را مطالعه نماید. در عین حال ارادتمند شما اگر توفیق نگارشی در آینده داشته باشد توصیه شما را شدیدا مد نظر قرار خواهد داد. در ضمن اگر جسارتی نکرده باشم، حضرت عالی وامثال شما رعایا نیستید، بلکه سرور وحد اقل هم شأن ما هستید، چرا که الناس سواء کاسنان المشط. انسان ها مانند دانه های شانه باهم برابر هستند. عزیز وموید باشید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خدا<br />
برادر بزرگوار وعزیز جناب آقای یاری سلام علیکم.<br />
تشکر از مرحمت و پیشنهاد خیر خواهانه شما جهت کوتاه بودن بحث، حقیقت این است که این مقاله در جواب دو مقاله جناب آقای بودا بوده است، وباتوجه به علمی بودن بحث مقداری طولانی شد. حضرت عالی می توانید سر فرصت ودر طی چند نوبت مقاله را مطالعه نماید. در عین حال ارادتمند شما اگر توفیق نگارشی در آینده داشته باشد توصیه شما را شدیدا مد نظر قرار خواهد داد. در ضمن اگر جسارتی نکرده باشم، حضرت عالی وامثال شما رعایا نیستید، بلکه سرور وحد اقل هم شأن ما هستید، چرا که الناس سواء کاسنان المشط. انسان ها مانند دانه های شانه باهم برابر هستند. عزیز وموید باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد هادی نبوی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-74</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد هادی نبوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2015 16:45:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-74</guid>
		<description><![CDATA[بنام خدا
سلام  به محضر برادر گرامی وعزیز جناب آقای فکور.
ضمن تشکر از توضیحات مفید جناب عالی به استحضار می رساند که: بنده دقیقا بر اساس همان نگاه امروزی به انسان وانسان شناسی، - به اصطلاح جناب عالی-  بحث را استوار ساختم. به عبارت دیگر برای تحصیل مبنای مشترک وحصول تفاهم با جناب آقای بودا، در ابتدا با استفاده از عبارت ایشان وابن سینا معیار های خلافت عقل را شناسایی کردم، وسپس با استفاده از منابع تاریخی به اثبات رساندم که این معیار ها در زندگی امام علی (ع) در مقایسه باخلیفه دوم نمود بیشتری دارد. انتظار برادرانه ام از جناب عالی که اهل بیان وفکر هستید این است که هردو مقاله جناب آقای بودا را به دقت بخوانید؛ وسپس به نوشته ناچیز بنده مراجعه مجدد بنماید. در مقاله به استناد منابع تاریخی به اثبات رسیده است که در هفت محور که از مختصات و ویژگیهای خلافت عقل است، امام علی (ع) قابل مقایسه با  عمر نیست.
حضرت عالی نوشته اید که (بر اساس مصلحت‌سنجی‌ها، عمر، اعیان واشراف را از بیت المال بیشتر داد تا از خطر شورش و نفاق داخلی جلوگیری نماید که کرد...) ای کاش این مدعا مستند می شد به منابع تاریخی، به استناد کدام منبع تاریخی عمر با این انگیزه این اقدام را کرد؟ بر فرض اگر این مصلحت سنجی بر خلاف  معیار های خلافت عقل تلقی نشود؟  جناب آقای بودا نوشته است که فرستادن مسلمانان به جنگ  با کفار توسط خلیفه دوم، جهت جلوگیری از جنگ داخلی بوده است؛ بنده  همان جا نوشته ام که این مدعا نیازمند دلیل است، انگیزه خلیفه جهاد بوده است ونه چیزی دیگر. هردو نویسنده محترم به خوبی واقف اند که  در بحث های علمی نیازمند استناد هستیم ونمی توان به انطباق اکتفا کرد. این قلم در بند چهارم مقاله به استناد منابع تاریخی نوشته است که این کار خلیفه  رنگ نژادی داشت، ولذا از نکاح عرب با عجم منع می کرد، وبدین جهت به غیر عرب اجازه سکونت در مدینه نمی داد و... شما می دانید که نوشتن هرحقیقت به صلاح نیست، راستی چرا  از زنده به گور کردن دختران توسط خلیفه دوم، تا حدود سن چهل سالگی  برادر عزیز ما هیچ نکته نمی فرماید؟  آیا قتل مخالفین سیاسی جهت استحکام وحفظ قدرت، باز از مصادیق همان مصلحت معقول ومنطبق با خلافت عقل است؟  منع نوشتن معارف وسوزاندن کتاب خانه بزرگ اسکندریه چطور؟  نتیجه گیری شما در صورتی صحیح است که به تمام هفت بند مذکور پاسخ تاریخی ومستند بدهید. بنده جهت حفظ عواطف برادران اهل سنت ما، مقداری عصا بدست راه رفتم، اجمال قضیه این که نه در بعد نظری ونه در بعد عملی، بر اساس همان مبنای جناب  آقای بودا نمی توان عمر را در مقایسه با علی نماینده خلافت عقل دانست.
این که فرموده اید بچه مسلمان امروزی اگر منصف وبدون تعصب باشد چه حکمی خواهد داشت؟؛ به باور حقیر با مطالعه تاریخ اسلام وتطبیق آن بر معیار های امروزی، به خوبی به این نتیجه  می رسد که امام علی شایسته تر از نظر نظری وعملی بوده است. در خصوص جنگ های زمان امام علی (ع)، ارباب اطلاع از تاریخ ومعارف اسلامی، می دانند که تمام فرق اسلامی باهمه اختلافاتی که دارند چه شیعه و چه سنی، امام علی را در هرسه جنگ برحق ومظلوم می دانند. در خصوص علل جنگ ها نیز جنگ جمل ریشه در همان امتیاز خواهی هایی داشت که در زمان خلیفه دوم پایه گذاری شد، ودر زمان عثمان گسترش یافت. جنگ صفین نیز ریشه در زمان خلیفه دوم دارد که معاویه را والی کرد، و عثمان بنا بقولی که داده بود که باسیره شیخین مخالفت نکند، ونیز به علل دیگر قدرت اورا افزایش داد، ومعاویه بود که ضمن تشکیل بدترین دیکتاتوری در زمان خود، بازور خلافت را میراثی کرد، وفرزند خود ودر نتیجه بنی امیه را بر جهان اسلام مسلط نمود. واما جنگ نهروان وخوارج که ریشه در جهل وفقر معارفی داشت، نیز تاحدودی برگشت به سیاست های فرهنگی خلیفه دوم دارد که جلو منع احادیث را گرفت، و شخصیت های اصلی جهان  اسلام در میان توده مردم مجهول القدر  شد ومردم شاخص ها را گم کردند. سیاست اهل بیت ودر رأس آن امام علی که سیاست عقل واخلاق باهم بودند؛ به مرور زمان نیز ثابت کرد که برنامه اصلاحی امام علی چه مقدار اهمیت داشته است.  او درد  امت وسط را داشت؛ امت پیشرو، امت الگو، امتی که دنیا وآخرت را توأمان برای انسان به ارمغان می آورد.
باز از نقد و کنکاش شما تشکر می شود، وامید است که اگر نخواسته قلم این جانب طغیانی کرده باشد، به بزگواری خود ببخشید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خدا<br />
سلام  به محضر برادر گرامی وعزیز جناب آقای فکور.<br />
ضمن تشکر از توضیحات مفید جناب عالی به استحضار می رساند که: بنده دقیقا بر اساس همان نگاه امروزی به انسان وانسان شناسی، &#8211; به اصطلاح جناب عالی-  بحث را استوار ساختم. به عبارت دیگر برای تحصیل مبنای مشترک وحصول تفاهم با جناب آقای بودا، در ابتدا با استفاده از عبارت ایشان وابن سینا معیار های خلافت عقل را شناسایی کردم، وسپس با استفاده از منابع تاریخی به اثبات رساندم که این معیار ها در زندگی امام علی (ع) در مقایسه باخلیفه دوم نمود بیشتری دارد. انتظار برادرانه ام از جناب عالی که اهل بیان وفکر هستید این است که هردو مقاله جناب آقای بودا را به دقت بخوانید؛ وسپس به نوشته ناچیز بنده مراجعه مجدد بنماید. در مقاله به استناد منابع تاریخی به اثبات رسیده است که در هفت محور که از مختصات و ویژگیهای خلافت عقل است، امام علی (ع) قابل مقایسه با  عمر نیست.<br />
حضرت عالی نوشته اید که (بر اساس مصلحت‌سنجی‌ها، عمر، اعیان واشراف را از بیت المال بیشتر داد تا از خطر شورش و نفاق داخلی جلوگیری نماید که کرد&#8230;) ای کاش این مدعا مستند می شد به منابع تاریخی، به استناد کدام منبع تاریخی عمر با این انگیزه این اقدام را کرد؟ بر فرض اگر این مصلحت سنجی بر خلاف  معیار های خلافت عقل تلقی نشود؟  جناب آقای بودا نوشته است که فرستادن مسلمانان به جنگ  با کفار توسط خلیفه دوم، جهت جلوگیری از جنگ داخلی بوده است؛ بنده  همان جا نوشته ام که این مدعا نیازمند دلیل است، انگیزه خلیفه جهاد بوده است ونه چیزی دیگر. هردو نویسنده محترم به خوبی واقف اند که  در بحث های علمی نیازمند استناد هستیم ونمی توان به انطباق اکتفا کرد. این قلم در بند چهارم مقاله به استناد منابع تاریخی نوشته است که این کار خلیفه  رنگ نژادی داشت، ولذا از نکاح عرب با عجم منع می کرد، وبدین جهت به غیر عرب اجازه سکونت در مدینه نمی داد و&#8230; شما می دانید که نوشتن هرحقیقت به صلاح نیست، راستی چرا  از زنده به گور کردن دختران توسط خلیفه دوم، تا حدود سن چهل سالگی  برادر عزیز ما هیچ نکته نمی فرماید؟  آیا قتل مخالفین سیاسی جهت استحکام وحفظ قدرت، باز از مصادیق همان مصلحت معقول ومنطبق با خلافت عقل است؟  منع نوشتن معارف وسوزاندن کتاب خانه بزرگ اسکندریه چطور؟  نتیجه گیری شما در صورتی صحیح است که به تمام هفت بند مذکور پاسخ تاریخی ومستند بدهید. بنده جهت حفظ عواطف برادران اهل سنت ما، مقداری عصا بدست راه رفتم، اجمال قضیه این که نه در بعد نظری ونه در بعد عملی، بر اساس همان مبنای جناب  آقای بودا نمی توان عمر را در مقایسه با علی نماینده خلافت عقل دانست.<br />
این که فرموده اید بچه مسلمان امروزی اگر منصف وبدون تعصب باشد چه حکمی خواهد داشت؟؛ به باور حقیر با مطالعه تاریخ اسلام وتطبیق آن بر معیار های امروزی، به خوبی به این نتیجه  می رسد که امام علی شایسته تر از نظر نظری وعملی بوده است. در خصوص جنگ های زمان امام علی (ع)، ارباب اطلاع از تاریخ ومعارف اسلامی، می دانند که تمام فرق اسلامی باهمه اختلافاتی که دارند چه شیعه و چه سنی، امام علی را در هرسه جنگ برحق ومظلوم می دانند. در خصوص علل جنگ ها نیز جنگ جمل ریشه در همان امتیاز خواهی هایی داشت که در زمان خلیفه دوم پایه گذاری شد، ودر زمان عثمان گسترش یافت. جنگ صفین نیز ریشه در زمان خلیفه دوم دارد که معاویه را والی کرد، و عثمان بنا بقولی که داده بود که باسیره شیخین مخالفت نکند، ونیز به علل دیگر قدرت اورا افزایش داد، ومعاویه بود که ضمن تشکیل بدترین دیکتاتوری در زمان خود، بازور خلافت را میراثی کرد، وفرزند خود ودر نتیجه بنی امیه را بر جهان اسلام مسلط نمود. واما جنگ نهروان وخوارج که ریشه در جهل وفقر معارفی داشت، نیز تاحدودی برگشت به سیاست های فرهنگی خلیفه دوم دارد که جلو منع احادیث را گرفت، و شخصیت های اصلی جهان  اسلام در میان توده مردم مجهول القدر  شد ومردم شاخص ها را گم کردند. سیاست اهل بیت ودر رأس آن امام علی که سیاست عقل واخلاق باهم بودند؛ به مرور زمان نیز ثابت کرد که برنامه اصلاحی امام علی چه مقدار اهمیت داشته است.  او درد  امت وسط را داشت؛ امت پیشرو، امت الگو، امتی که دنیا وآخرت را توأمان برای انسان به ارمغان می آورد.<br />
باز از نقد و کنکاش شما تشکر می شود، وامید است که اگر نخواسته قلم این جانب طغیانی کرده باشد، به بزگواری خود ببخشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: غلام‌علی یاری</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-72</link>
		<dc:creator><![CDATA[غلام‌علی یاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2015 13:27:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-72</guid>
		<description><![CDATA[سلام به همه
من نمی‌دانم که این آخوندها چرا اصلا بلد نیستند که مختصر و مفید بنویسند؟ دایما پر حرفی کرده و حرف‌های اضافی زیاد گفته و به این شیوه عادت کرده‌اند، لطفا به این رعایای بیچاره خود رحم کنید و حرف‌های خود را موجز و مختصر در عین مستدل بودن بنویسید. اگر شما بیکار هستید ما که باید کار بکنیم و در کنار کار باید به حرف‌های دور و دراز شما هم گوش بدهیم. آیا با این وضعیت، حرف‌های دراز شما جفا در حق ماها نیست؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همه<br />
من نمی‌دانم که این آخوندها چرا اصلا بلد نیستند که مختصر و مفید بنویسند؟ دایما پر حرفی کرده و حرف‌های اضافی زیاد گفته و به این شیوه عادت کرده‌اند، لطفا به این رعایای بیچاره خود رحم کنید و حرف‌های خود را موجز و مختصر در عین مستدل بودن بنویسید. اگر شما بیکار هستید ما که باید کار بکنیم و در کنار کار باید به حرف‌های دور و دراز شما هم گوش بدهیم. آیا با این وضعیت، حرف‌های دراز شما جفا در حق ماها نیست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی فکور</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-70</link>
		<dc:creator><![CDATA[علی فکور]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Feb 2015 19:18:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-70</guid>
		<description><![CDATA[سلام دارم به برادر خودم جناب آقای محمد هادی نبوی
من همانطوری که نوشتم با اینکه مقال شما را به خاطر طولانی بودن نتوانستم دقیق و با صبر و حوصله بخوانم ولی با مرور اجمالی به این نتیجه رسیدم که خواندن دقیق و تمام لازم نیست زیرا شما از یک دیدگاه وارد پاسخ شده‌ای و آقای بودا از منظر و روزنه دیگر طرح مساله کرده است. بنا بر این جواب شما نمی‌تواند جواب درست، دقیق، و برای بودا باشد. بحث این نیست که کجای مقاله شما روش نوشتار تحقیقی را زیر پا گذاشته است زیرا اصولا بحث روشی را من مطرح نساختم بلکه بحثی که من مطرح کردم این بود که شما و اسد بودا از دو دیدگاه و از دو منظر به یک پدیده اجتماعی نگاه کرده‌اید.
 بحث روی شیوه نگاه و تفاوت چشم‌انداز است. بازهم اگر روشن نیست برایت مثالی بزنم آقای بودا از منظر یک مسلمان امروزی که تا حدودی از دنیای امروز و عصر خویش متاثر است و نگاه انسان‌شناختی‌اش بر اساس بینش و برداشت دنیای مدرن است به دو خلیفه صدر اسلام که عبارت از علی و عمر است نگاه می‌کند و آن را در کلیت‌اش که عمر توانست از جنگ داخلی که در زمان و عثمان و علی اتفاق افتاد، امت اسلامی را نجات داد و همچنین ثروت مسلمین را از راه غارت و تاراج سرزمین‌های غیر مسلمان افزونی داد و مسلمانان را صاحب مال و ثروت نمود و خلافت را ارثی نکرد که یک ارزش دنیای امروزی است.
بر اساس مصلحت‌سنجی‌ها، عمر، اعیان واشراف را از بیت المال بیشتر داد تا از خطر شورش و نفاق داخلی جلوگیری نماید که کرد؛ اما علی به خاطر عدم مصلحت سنجی مسلمانان را دچار جنگ‌های داخلی کرد و این همه جنگ‌های داخلی، سوی برداشت از اسلام همانند ظهور فرقه خوارج و .... همه محصول تندروی‌های حضرت علی بود. در قسمت فدک هم عمر می‌خواست که چیزهای که توسط جنگ و غنیمت به دست آمده شخصی نگردد لذا به حضرت زهرا نداد اما از بیت المال ممکن بود که حضرت زهرا را نیز همچون زنان پیامبر که شما به آن اشاره کرده بودی سهم خوب و قابل قبولی می‌داد. مبارزه عمر می‌تواند مقاومت در برابر شخصی کردن اموال عمومی تلقی گردد و بس.
حال، یک بچه مسلمان امروزی که عینک انصاف را به چشم زده باشد و از دریچه تعصب مذهبی به قضایا نبیند وقتی به عقلش مراجعه نماید چه حکمی خواهد کرد؟ اینکه بر اساس نقل و روایات شیعه و سنی علی، عالم به دین خدا و قرآن و ... بوده است شکی درش نیست. خوب اسد بودا هم همین را گفته است که اگر امروز داوری کنیم بر اساس حکم نقل، علی مستحق خلافت است و اگر بر اساس حکم عقل داوری کنیم عمر بیشتر به مصحلت اسلام و مسلمین کار کرده است و در زمان خلافتش درایتی بیشتری از خود به نمایش گذاشته است. 
نمیدانم که منظورم از اختلاف دیدگاه برای حضرت عالی روشن شد یا نه؟]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دارم به برادر خودم جناب آقای محمد هادی نبوی<br />
من همانطوری که نوشتم با اینکه مقال شما را به خاطر طولانی بودن نتوانستم دقیق و با صبر و حوصله بخوانم ولی با مرور اجمالی به این نتیجه رسیدم که خواندن دقیق و تمام لازم نیست زیرا شما از یک دیدگاه وارد پاسخ شده‌ای و آقای بودا از منظر و روزنه دیگر طرح مساله کرده است. بنا بر این جواب شما نمی‌تواند جواب درست، دقیق، و برای بودا باشد. بحث این نیست که کجای مقاله شما روش نوشتار تحقیقی را زیر پا گذاشته است زیرا اصولا بحث روشی را من مطرح نساختم بلکه بحثی که من مطرح کردم این بود که شما و اسد بودا از دو دیدگاه و از دو منظر به یک پدیده اجتماعی نگاه کرده‌اید.<br />
 بحث روی شیوه نگاه و تفاوت چشم‌انداز است. بازهم اگر روشن نیست برایت مثالی بزنم آقای بودا از منظر یک مسلمان امروزی که تا حدودی از دنیای امروز و عصر خویش متاثر است و نگاه انسان‌شناختی‌اش بر اساس بینش و برداشت دنیای مدرن است به دو خلیفه صدر اسلام که عبارت از علی و عمر است نگاه می‌کند و آن را در کلیت‌اش که عمر توانست از جنگ داخلی که در زمان و عثمان و علی اتفاق افتاد، امت اسلامی را نجات داد و همچنین ثروت مسلمین را از راه غارت و تاراج سرزمین‌های غیر مسلمان افزونی داد و مسلمانان را صاحب مال و ثروت نمود و خلافت را ارثی نکرد که یک ارزش دنیای امروزی است.<br />
بر اساس مصلحت‌سنجی‌ها، عمر، اعیان واشراف را از بیت المال بیشتر داد تا از خطر شورش و نفاق داخلی جلوگیری نماید که کرد؛ اما علی به خاطر عدم مصلحت سنجی مسلمانان را دچار جنگ‌های داخلی کرد و این همه جنگ‌های داخلی، سوی برداشت از اسلام همانند ظهور فرقه خوارج و &#8230;. همه محصول تندروی‌های حضرت علی بود. در قسمت فدک هم عمر می‌خواست که چیزهای که توسط جنگ و غنیمت به دست آمده شخصی نگردد لذا به حضرت زهرا نداد اما از بیت المال ممکن بود که حضرت زهرا را نیز همچون زنان پیامبر که شما به آن اشاره کرده بودی سهم خوب و قابل قبولی می‌داد. مبارزه عمر می‌تواند مقاومت در برابر شخصی کردن اموال عمومی تلقی گردد و بس.<br />
حال، یک بچه مسلمان امروزی که عینک انصاف را به چشم زده باشد و از دریچه تعصب مذهبی به قضایا نبیند وقتی به عقلش مراجعه نماید چه حکمی خواهد کرد؟ اینکه بر اساس نقل و روایات شیعه و سنی علی، عالم به دین خدا و قرآن و &#8230; بوده است شکی درش نیست. خوب اسد بودا هم همین را گفته است که اگر امروز داوری کنیم بر اساس حکم نقل، علی مستحق خلافت است و اگر بر اساس حکم عقل داوری کنیم عمر بیشتر به مصحلت اسلام و مسلمین کار کرده است و در زمان خلافتش درایتی بیشتری از خود به نمایش گذاشته است.<br />
نمیدانم که منظورم از اختلاف دیدگاه برای حضرت عالی روشن شد یا نه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد هادی نبوی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-67</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد هادی نبوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2015 15:47:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-67</guid>
		<description><![CDATA[بنام خدا
سلام وعرض ادب وخسته نباشید به برادر گرامی جناب آقای فکور.
در خصوص طولانی بودن مقاله تذکر به جایی است، وشاید علمی بودن موضوع بحث تاحدودی این مشکل را رفع نماید. واما اختلاف دیدگاه وروزنه میان نویسنده وجناب آقای اسد بودا، جای سپاس است که توضیح کافی داده شود، که مقصود چیست؟ چه بخشی از قواعد ومتد یک تحقیق علمی رعایت نه شده است؟ خدمت به اهل فرهنگ واندیشه خواهد بود اگر برادر عزیز ما سهم شایسته در این خصوص بگیرد. نویسنده ضمن قدردانی از جناب آقای فکور، وآمادگی پذیرش خطاهای احتمالی، کوشش نموده است که به حد وسع وفرصت خود متاعش را عرضه نماید. باتشکر]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خدا<br />
سلام وعرض ادب وخسته نباشید به برادر گرامی جناب آقای فکور.<br />
در خصوص طولانی بودن مقاله تذکر به جایی است، وشاید علمی بودن موضوع بحث تاحدودی این مشکل را رفع نماید. واما اختلاف دیدگاه وروزنه میان نویسنده وجناب آقای اسد بودا، جای سپاس است که توضیح کافی داده شود، که مقصود چیست؟ چه بخشی از قواعد ومتد یک تحقیق علمی رعایت نه شده است؟ خدمت به اهل فرهنگ واندیشه خواهد بود اگر برادر عزیز ما سهم شایسته در این خصوص بگیرد. نویسنده ضمن قدردانی از جناب آقای فکور، وآمادگی پذیرش خطاهای احتمالی، کوشش نموده است که به حد وسع وفرصت خود متاعش را عرضه نماید. باتشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی فکور</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-66</link>
		<dc:creator><![CDATA[علی فکور]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2015 15:08:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-66</guid>
		<description><![CDATA[سلام و عرض ادب به همه
این مقاله خیلی طولانی نوشته شده بود من کاملا نتوانستم بخوانم. اما از آنچه سرسری مرور کردم چنین برداشت کردم که نویسنده محترم مقاله با اسد بودا اختلاف دیدگاه و روزنه نگاه دارد. مشکل آخوندهای ما در گذشته و حال این بوده و هست که نمی‌توانند بادید و نگاه نسل نو به دین، آیین، خدا و معنویت ببینند. احساس کردم که چنین ضعفی درین نوشته هم مشاهده می‌شود.
موفق باشید.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و عرض ادب به همه<br />
این مقاله خیلی طولانی نوشته شده بود من کاملا نتوانستم بخوانم. اما از آنچه سرسری مرور کردم چنین برداشت کردم که نویسنده محترم مقاله با اسد بودا اختلاف دیدگاه و روزنه نگاه دارد. مشکل آخوندهای ما در گذشته و حال این بوده و هست که نمی‌توانند بادید و نگاه نسل نو به دین، آیین، خدا و معنویت ببینند. احساس کردم که چنین ضعفی درین نوشته هم مشاهده می‌شود.<br />
موفق باشید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد هادی نبوی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-63</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمد هادی نبوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Feb 2015 11:34:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-63</guid>
		<description><![CDATA[بنام خدا
خدمت برادر نهایت بزرگوار جناب آقای خموش سلام علیکم.
تشکر از حسن ظن شما و وقتی که برای خواندن مقاله گذاشته اید. بدون شک نظریات نهایی امثال شما بزرگان واهل فکر کمک شایانی برای درک حقیقت خواهد بود. نویسنده خرسند است که توانسته است موجب خرسند یکی از اصحاب فرهنگ واندیشه شده است، وبر خود می بالد که وقت گران بهایی یکی از عزیزان صرف خواندن نوشته او شده است.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنام خدا<br />
خدمت برادر نهایت بزرگوار جناب آقای خموش سلام علیکم.<br />
تشکر از حسن ظن شما و وقتی که برای خواندن مقاله گذاشته اید. بدون شک نظریات نهایی امثال شما بزرگان واهل فکر کمک شایانی برای درک حقیقت خواهد بود. نویسنده خرسند است که توانسته است موجب خرسند یکی از اصحاب فرهنگ واندیشه شده است، وبر خود می بالد که وقت گران بهایی یکی از عزیزان صرف خواندن نوشته او شده است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علي‌رضا خموش</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=469#comment-62</link>
		<dc:creator><![CDATA[علي‌رضا خموش]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Feb 2015 08:54:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=469#comment-62</guid>
		<description><![CDATA[سلام به نویسنده گرامی
مقاله خوب و روانی بود، نویسنده محترم زحمت زیادی کشیده است. من اصل نوشته را که نقد بر آن وارد شده نخواندم. خواندن این نبشته انگیزه برایم شد که بروم نوشته اسد بودا را پیدا کرده و بخوانم و بعد نظر خود را نسبت به هردو متن خواهم گذاشت.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به نویسنده گرامی<br />
مقاله خوب و روانی بود، نویسنده محترم زحمت زیادی کشیده است. من اصل نوشته را که نقد بر آن وارد شده نخواندم. خواندن این نبشته انگیزه برایم شد که بروم نوشته اسد بودا را پیدا کرده و بخوانم و بعد نظر خود را نسبت به هردو متن خواهم گذاشت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
