<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: پدیدارشناسی «وضعیت سیاسی هزاره‌ها»</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=2177" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com/?p=2177</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>ی، ۲۷ جوز ۱۴۰۳ ۰۶::۲۸:۳۲ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>با: امان الله علیزاده</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-893</link>
		<dc:creator><![CDATA[امان الله علیزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Dec 2018 06:21:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-893</guid>
		<description><![CDATA[با سلام وحرمت به شما جویای عزیز!
(عذرخواهی می‌کنم که بخاطر مصروفیت‌های زیاد با تاخیر جواب تان را می‌دهم)
از اینکه وقت گذاشته و سیاهه به نام «پدیدار شناسی وضعیت سیاسی هزاره هرا» را مطالعه نموده‌ای بسیار خرسندم. خرسندی من ازاین باب نیست که سیاهه بنده را مطالعه کرده‌ای، بلکه ازاین جهت است که انسان‌های دردمندی چون شما وجود دارند که در سرنوشت مردم خود حساسند. این را باید قدر بدانیم؛اما در باب نکاتی که اشاره نموده‌ای لازم می‌دانم چند نکته را توضیح دهم:
اول، تعبیر «هزاره»، یا «انسان هزاره» در این گونه نوشتار نه نگاه فاشیستی و نژادپرستی در آن است و نه نگاه برتری طلبی، بلکه تکرار این گونه واژه‌ها از باب این است که «هزاره بودن در این مملکت هنوز جرم است»، «هنوز شرم اجتماعی است» و هنوز «بار تحقیر و جوالی باخود» دارد. باید این تعبیر را آنقدر گفت، تکرار کرد و رسانه‌ی نمود که از جرم بودن و شرم اجتماعی بودن بیرون شود و از نو در جامعه رواج پیدا کند. از آن طرف باید آنقدر طالب، ملاعمر، راکتبار و تروریست گفت تا «اوغان بودن» به یک «شرم و ننگ» مبدل شود؛ زیرا در این صورت است که ما به مثابه شهروندان یک کشور در یک موقعیت برابر قرار می‌گیریم. حس برتری و تفوق جویی را از بین می‌بریم. دیدیم که مصلحت اندیشی، ملی اندیشی و تظاهر کاری این ۱۸ سال کاری از پیش نبرد. باید زور را با زور مهار کرد. پس در این خرابستان حداقل راه رسیدن به انسان و صحبت از انسان از دل ویران کردن و کوبیدن دیوارهای زمخت قومی است. تا دیوار قومی خود را بالا نیاورده و دیوار قومی انحصارگرا، تمامیت خواه را تخریب نکنیم، به موقعیت یکسان نمی‌رسیم. آن وقت سخن از انسان و انسانیت، سخن از برابری و ملی اندیشی در دو موقعیت متفاوت و در این جغرافیای نفرین شده پوچ و توخالی است.
دوم، اینکه فرموده‌ای: «ما بخاطر تجربه تلخ گذشته باید عبرت بگیریم» حرف بسیار درست است. خود می‌دانی، فرهنگ جامعه  که باید ارزش‌های انسانی و دینی را نهادینه کند و در فرایند جامعه پذیری انسان این مملکت را به خود کنترلی برساند وجود ندارد؛ چون زیرساخت‌های فرهنگی این کشور ویران است. پس باید نظارت  بیرونی و کنترل اجتماعی باشد تا مردم به طور عموم و رهبران، وکیلان و نمایندگان ما در ساختار دولتی به طور خاص، مطلق العنان عمل نکنند. از تنبیه و مجازات اجتماعی هراس داشته باشند. این نقد‌ها و انتقادها در واقع، نظارت و کنترول غیر رسمی برای رسیدن به یک جامعه منسجم و باثبات هزاره است. 
سوم، هدف از این نوشته آشکار نمودن وضعیت سیاسی مردم ماست. گاهی ممکن است نابسامانی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و غیره را در جامعه خود درک کنیم، ولی برای پیدا کردن راه خوشبختی باید از دل همین تحلیل وضعیت آشفته گذشت. بدون شناخت از وضعیت موجود چگونه به شاهراه نجات دست پیدا کنیم؟ پس این نوشته یکی از صدها و شاید هزاران نوشته در باب وضعیت مردم ما باشد، ولی سودمندی آن در این است که جامعه ما را آگاه نموده  و باعث می شود که مردم ما کنش جمعی فعال و درست داشته باشند.
بدرود جویای عزیز و گرامی!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام وحرمت به شما جویای عزیز!<br />
(عذرخواهی می‌کنم که بخاطر مصروفیت‌های زیاد با تاخیر جواب تان را می‌دهم)<br />
از اینکه وقت گذاشته و سیاهه به نام «پدیدار شناسی وضعیت سیاسی هزاره هرا» را مطالعه نموده‌ای بسیار خرسندم. خرسندی من ازاین باب نیست که سیاهه بنده را مطالعه کرده‌ای، بلکه ازاین جهت است که انسان‌های دردمندی چون شما وجود دارند که در سرنوشت مردم خود حساسند. این را باید قدر بدانیم؛اما در باب نکاتی که اشاره نموده‌ای لازم می‌دانم چند نکته را توضیح دهم:<br />
اول، تعبیر «هزاره»، یا «انسان هزاره» در این گونه نوشتار نه نگاه فاشیستی و نژادپرستی در آن است و نه نگاه برتری طلبی، بلکه تکرار این گونه واژه‌ها از باب این است که «هزاره بودن در این مملکت هنوز جرم است»، «هنوز شرم اجتماعی است» و هنوز «بار تحقیر و جوالی باخود» دارد. باید این تعبیر را آنقدر گفت، تکرار کرد و رسانه‌ی نمود که از جرم بودن و شرم اجتماعی بودن بیرون شود و از نو در جامعه رواج پیدا کند. از آن طرف باید آنقدر طالب، ملاعمر، راکتبار و تروریست گفت تا «اوغان بودن» به یک «شرم و ننگ» مبدل شود؛ زیرا در این صورت است که ما به مثابه شهروندان یک کشور در یک موقعیت برابر قرار می‌گیریم. حس برتری و تفوق جویی را از بین می‌بریم. دیدیم که مصلحت اندیشی، ملی اندیشی و تظاهر کاری این ۱۸ سال کاری از پیش نبرد. باید زور را با زور مهار کرد. پس در این خرابستان حداقل راه رسیدن به انسان و صحبت از انسان از دل ویران کردن و کوبیدن دیوارهای زمخت قومی است. تا دیوار قومی خود را بالا نیاورده و دیوار قومی انحصارگرا، تمامیت خواه را تخریب نکنیم، به موقعیت یکسان نمی‌رسیم. آن وقت سخن از انسان و انسانیت، سخن از برابری و ملی اندیشی در دو موقعیت متفاوت و در این جغرافیای نفرین شده پوچ و توخالی است.<br />
دوم، اینکه فرموده‌ای: «ما بخاطر تجربه تلخ گذشته باید عبرت بگیریم» حرف بسیار درست است. خود می‌دانی، فرهنگ جامعه  که باید ارزش‌های انسانی و دینی را نهادینه کند و در فرایند جامعه پذیری انسان این مملکت را به خود کنترلی برساند وجود ندارد؛ چون زیرساخت‌های فرهنگی این کشور ویران است. پس باید نظارت  بیرونی و کنترل اجتماعی باشد تا مردم به طور عموم و رهبران، وکیلان و نمایندگان ما در ساختار دولتی به طور خاص، مطلق العنان عمل نکنند. از تنبیه و مجازات اجتماعی هراس داشته باشند. این نقد‌ها و انتقادها در واقع، نظارت و کنترول غیر رسمی برای رسیدن به یک جامعه منسجم و باثبات هزاره است.<br />
سوم، هدف از این نوشته آشکار نمودن وضعیت سیاسی مردم ماست. گاهی ممکن است نابسامانی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و غیره را در جامعه خود درک کنیم، ولی برای پیدا کردن راه خوشبختی باید از دل همین تحلیل وضعیت آشفته گذشت. بدون شناخت از وضعیت موجود چگونه به شاهراه نجات دست پیدا کنیم؟ پس این نوشته یکی از صدها و شاید هزاران نوشته در باب وضعیت مردم ما باشد، ولی سودمندی آن در این است که جامعه ما را آگاه نموده  و باعث می شود که مردم ما کنش جمعی فعال و درست داشته باشند.<br />
بدرود جویای عزیز و گرامی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمدابراهیم "جویا"</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-892</link>
		<dc:creator><![CDATA[محمدابراهیم "جویا"]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Dec 2018 09:02:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-892</guid>
		<description><![CDATA[برادرعزیز (امان اله علیزاده ) سلام ودرود برشما!
من باید شرافتمندانه بگویم که ازسیاست چیزی نمیدانم مضمون راکه تحت عنوان پدیدارشناسی ( وضعیت سیاسی هزاره ) تحریر داشته اید مطالعه نمودم شما واقعا به مطلبی اشاره نموده اید که واقعیت جامعه ماست یعنی (چیزیکه دردیگ است ) شما انرا بیرون نموده اید که من منحیث یک هزاره انرا تائید مینمایم امادرعین زمان چندنقطه دلم را چنین به عرض میرسانم :
اول : چراهزاره (چراانسان ویا چرا بشر نی ) بخاطریکه دراین جامعه انسان وانسانیت خبری نیست باهمه اگرماهزاره بگوئیم که اصلا دشمنی ویامقابله بادیگران نیست یادرموقفی نیستیم که بالای دیگران ظلم کنیم ویا خصلتا درپی ظلم کردن نیستیم .
دوم : ماهزاره ها که درطول تاریخ صرف مشکلات (درهمه عرصه ها ) بدوش کشیده ایم اما متاسفانه که نی ازگشته خود عبرت وپند داریم ونه برای اینده خویش دید گاه داریم . درست که افرادیک جامعه همه دریک نظر نیست شاید دید گاه های مختلیف داشته باشد اما درمقابل منافع جمعی یک نقطه مشخص دارند که ازان نقطه بخاطرمنافع شخصی خویش باید عبورنکند .
سوم : ایا مسوولیت جناب شما باتحریر این موضوع خیلیها حیاتی که شما عواقب ناگوار انرادرک کردیه اید خلاصه میشود که اصلا نی مقصدم اینست تاصداها که ازاین دردکه شماانراانعکاس داده اید باهم  یک جاوهم صداشود . باعرض احترام]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برادرعزیز (امان اله علیزاده ) سلام ودرود برشما!<br />
من باید شرافتمندانه بگویم که ازسیاست چیزی نمیدانم مضمون راکه تحت عنوان پدیدارشناسی ( وضعیت سیاسی هزاره ) تحریر داشته اید مطالعه نمودم شما واقعا به مطلبی اشاره نموده اید که واقعیت جامعه ماست یعنی (چیزیکه دردیگ است ) شما انرا بیرون نموده اید که من منحیث یک هزاره انرا تائید مینمایم امادرعین زمان چندنقطه دلم را چنین به عرض میرسانم :<br />
اول : چراهزاره (چراانسان ویا چرا بشر نی ) بخاطریکه دراین جامعه انسان وانسانیت خبری نیست باهمه اگرماهزاره بگوئیم که اصلا دشمنی ویامقابله بادیگران نیست یادرموقفی نیستیم که بالای دیگران ظلم کنیم ویا خصلتا درپی ظلم کردن نیستیم .<br />
دوم : ماهزاره ها که درطول تاریخ صرف مشکلات (درهمه عرصه ها ) بدوش کشیده ایم اما متاسفانه که نی ازگشته خود عبرت وپند داریم ونه برای اینده خویش دید گاه داریم . درست که افرادیک جامعه همه دریک نظر نیست شاید دید گاه های مختلیف داشته باشد اما درمقابل منافع جمعی یک نقطه مشخص دارند که ازان نقطه بخاطرمنافع شخصی خویش باید عبورنکند .<br />
سوم : ایا مسوولیت جناب شما باتحریر این موضوع خیلیها حیاتی که شما عواقب ناگوار انرادرک کردیه اید خلاصه میشود که اصلا نی مقصدم اینست تاصداها که ازاین دردکه شماانراانعکاس داده اید باهم  یک جاوهم صداشود . باعرض احترام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امان الله علیزاده</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-887</link>
		<dc:creator><![CDATA[امان الله علیزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 13:12:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-887</guid>
		<description><![CDATA[سلام و درود به خیلی آشنا!
از اینکه برای خواندن نوشته حقیر وقت گذاشته‌اید سپاسگذارم.
در باب نکته دوم تان باید بگویم که اسم حقیر همیشه صریح بوده و هست و خواهد بود.اگر زحمت جستجو در همین سایت را به خود بدهید در خواهی یافت که بارها مقالات حقیر با همین نام به نشر رسیده است. طرح نو برای آینده نو هیچگاه محافظه کار نبوده و برای گفتن حقایق  قاطع و عریان سخن گفته است. حقیر نیز بخاطر همین عریان گویی در باب سرنوشت مردم خود، بسیاری از دوستان خود رااز دست داده‌ام. اگر شماالان دریافته‌اید که از لاک محافظه‌کاری خارج شده‌ام، باکی نیست چون به دیدگاه‌تان احترام می‌گذارم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام و درود به خیلی آشنا!<br />
از اینکه برای خواندن نوشته حقیر وقت گذاشته‌اید سپاسگذارم.<br />
در باب نکته دوم تان باید بگویم که اسم حقیر همیشه صریح بوده و هست و خواهد بود.اگر زحمت جستجو در همین سایت را به خود بدهید در خواهی یافت که بارها مقالات حقیر با همین نام به نشر رسیده است. طرح نو برای آینده نو هیچگاه محافظه کار نبوده و برای گفتن حقایق  قاطع و عریان سخن گفته است. حقیر نیز بخاطر همین عریان گویی در باب سرنوشت مردم خود، بسیاری از دوستان خود رااز دست داده‌ام. اگر شماالان دریافته‌اید که از لاک محافظه‌کاری خارج شده‌ام، باکی نیست چون به دیدگاه‌تان احترام می‌گذارم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خیلی آشنا</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-885</link>
		<dc:creator><![CDATA[خیلی آشنا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Aug 2018 14:44:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2177#comment-885</guid>
		<description><![CDATA[جالب و زیبا!
چونکه حالت تهاجم عریان و نیش و کنایه های روشن در متن بیشتر مشاهده می شود.
نویسنده با اسم صریح امده و از لاک محافظه کاری خارج شده و نرمش قهرمامانه را از خودش نشان داده است!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب و زیبا!<br />
چونکه حالت تهاجم عریان و نیش و کنایه های روشن در متن بیشتر مشاهده می شود.<br />
نویسنده با اسم صریح امده و از لاک محافظه کاری خارج شده و نرمش قهرمامانه را از خودش نشان داده است!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
