<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فهم وارونه انسان هزاره از مسایل روزمره!</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=2001" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com/?p=2001</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>ی، ۲۷ جوز ۱۴۰۳ ۰۶::۲۸:۳۲ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>با: علی غزنوی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2001#comment-876</link>
		<dc:creator><![CDATA[علی غزنوی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jan 2018 20:28:31 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2001#comment-876</guid>
		<description><![CDATA[تشکر دارم از آقای علی عزیز که اظهار نظر نموده و باعث شد که این چند سطر را بنویسم. هرچند در نظر نداشتم که جوابی بدهم اما از آنجای که سکوت نمودن بازهم سبب وارونه‌فهمی بیشتر می‌گردد این یادداشت را می‌نویسم. در پاسخ شما باید عرض کنم که این یادداشت شما نیز حکایت از کج‌فهمی و وارونه اندیشی‌تان می‌کند! کجایی نبشته من بر ادعای عقل کل بودن من دلالت دارد که شما چنین استنباط فرموده‌ای؟! هر کسی که یک مساله اجتماعی را متوجه شد و آن را گوشزد نمود و تذکر داد، معنی‌اش عقل کل دانستن خودش است؟! برداشت کلی‌گویی از متن کرده‌ای اما یک مورد هم اشاره نکرده‌ای که کدام پاراگراف کلی‌گویی است. بگذریم از اینکه تلقی‌تان به احتمال زیاد از گلی‌گویی بازهم وارونه فهمی است.!! اما اینکه در میان این همه نوشته شما هیچ راهکاری را نیافتی، بازهم به خاطر این است که جنابعالی اصلا صورت مساله را متوجه نشده‌ای!؟ اگر صورت مساله را متوجه می‌شدی حتما متوجه می‌شدی که راه‌حل این مساله با خودش است. مساله‌ی که در این جا مطرح شده یک مساله‌ای معرفت‌شناسانه است. وقتی آدم‌ها متوجه خطایی در شناخت خود گردید همین خودش راه‌حل است. زدودن جهل خودش دانایی است.
اگر جنابعالی دچار کج‌فهمی و وارونه اندیشی نباشی هرگز از نوشته من چنین برداشتی نمی‌کردی که «همه خوبی‌ها در دیگران جمع باشد و همه بدی‌ها در مردم هزاره‌ها جمع شده باشد»!! مگر من ادعا کرده‌ام که همه‌ی خوبی‌ها در دیگران و همه‌ی بدی‌ها در مردم هزاره جمع است؟! اینکه از کجایی مطلب من چنین استنباط کرده‌ای خدا می‌داند و دید احول شما.! مگر من راجع به دیگران صحبت کرده‌ام و حتی راجع به خوبی و بدی هزاره‌ها مگر لب گشوده‌ام که جنابعالی چنین برداشت ناصواب و فهم وارنه نموده‌ای؟! آنچه من به عنوان ضعف در فهم و برداشت نا درست هزاره‌ها، آن‌هم تحصیل‌کرده‌هایشان از مسایل روزمره را مطرح کرده‌ام هیچ ربطی به همه‌ی خوبی و بدی ندارد که حضرت والا آن را به نوشته من نسبت داده‌ای! مساله من یک مساله هزارگی است و دغدغه من این نقطه ضعف و اشکال در فهم و اندیشه قوم من است. از دیگران ‌چندان خبر ندارم چون در میانش زندگی نمی‌کنم. شاید هم این ضعف را دیگران هم داشته باشند و شاید هم بدتر از ما هزاره‌ها باشند، اما مساله و موضع نوشته من مساله هزاره‌ها است نه دیگران. بازهم به خود بناز که خیلی فهیم هستی و هیچ مو، لای درز فهم‌تان نمی‌رود!!
جنابعالی از طرفی اصل صورت مساله را قبول نداری و از طرف دیگر خواهان راه‌کار برای خروج هزاره‌ها از این فاجعه همگانی هستی!؟ راه‌حل خواستن فرع بر این است که صورت مساله را قبول داشته و به وجود چنین مشکلی اذعان نمایی. داستان من و تو مثل داستان آدم سالم و بیماری است که دچار بیماری اعصاب و دیوانگی گردیده است اما خود او متوجه نیست، کسی از سر دلسوزی بیماری وی را به او تذکر می‌دهد تا او دنبال درمان رفته و بیماری خود را درمان نماید اما او (دیوانه) به ریش این آدم سالم می‌خندد و خود او را دیوانه خطاب می‌کند.!!؟ خداوند از این بلایی کج‌اندیشی و وارونه فهمی همه مارا نجات دهد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تشکر دارم از آقای علی عزیز که اظهار نظر نموده و باعث شد که این چند سطر را بنویسم. هرچند در نظر نداشتم که جوابی بدهم اما از آنجای که سکوت نمودن بازهم سبب وارونه‌فهمی بیشتر می‌گردد این یادداشت را می‌نویسم. در پاسخ شما باید عرض کنم که این یادداشت شما نیز حکایت از کج‌فهمی و وارونه اندیشی‌تان می‌کند! کجایی نبشته من بر ادعای عقل کل بودن من دلالت دارد که شما چنین استنباط فرموده‌ای؟! هر کسی که یک مساله اجتماعی را متوجه شد و آن را گوشزد نمود و تذکر داد، معنی‌اش عقل کل دانستن خودش است؟! برداشت کلی‌گویی از متن کرده‌ای اما یک مورد هم اشاره نکرده‌ای که کدام پاراگراف کلی‌گویی است. بگذریم از اینکه تلقی‌تان به احتمال زیاد از گلی‌گویی بازهم وارونه فهمی است.!! اما اینکه در میان این همه نوشته شما هیچ راهکاری را نیافتی، بازهم به خاطر این است که جنابعالی اصلا صورت مساله را متوجه نشده‌ای!؟ اگر صورت مساله را متوجه می‌شدی حتما متوجه می‌شدی که راه‌حل این مساله با خودش است. مساله‌ی که در این جا مطرح شده یک مساله‌ای معرفت‌شناسانه است. وقتی آدم‌ها متوجه خطایی در شناخت خود گردید همین خودش راه‌حل است. زدودن جهل خودش دانایی است.<br />
اگر جنابعالی دچار کج‌فهمی و وارونه اندیشی نباشی هرگز از نوشته من چنین برداشتی نمی‌کردی که «همه خوبی‌ها در دیگران جمع باشد و همه بدی‌ها در مردم هزاره‌ها جمع شده باشد»!! مگر من ادعا کرده‌ام که همه‌ی خوبی‌ها در دیگران و همه‌ی بدی‌ها در مردم هزاره جمع است؟! اینکه از کجایی مطلب من چنین استنباط کرده‌ای خدا می‌داند و دید احول شما.! مگر من راجع به دیگران صحبت کرده‌ام و حتی راجع به خوبی و بدی هزاره‌ها مگر لب گشوده‌ام که جنابعالی چنین برداشت ناصواب و فهم وارنه نموده‌ای؟! آنچه من به عنوان ضعف در فهم و برداشت نا درست هزاره‌ها، آن‌هم تحصیل‌کرده‌هایشان از مسایل روزمره را مطرح کرده‌ام هیچ ربطی به همه‌ی خوبی و بدی ندارد که حضرت والا آن را به نوشته من نسبت داده‌ای! مساله من یک مساله هزارگی است و دغدغه من این نقطه ضعف و اشکال در فهم و اندیشه قوم من است. از دیگران ‌چندان خبر ندارم چون در میانش زندگی نمی‌کنم. شاید هم این ضعف را دیگران هم داشته باشند و شاید هم بدتر از ما هزاره‌ها باشند، اما مساله و موضع نوشته من مساله هزاره‌ها است نه دیگران. بازهم به خود بناز که خیلی فهیم هستی و هیچ مو، لای درز فهم‌تان نمی‌رود!!<br />
جنابعالی از طرفی اصل صورت مساله را قبول نداری و از طرف دیگر خواهان راه‌کار برای خروج هزاره‌ها از این فاجعه همگانی هستی!؟ راه‌حل خواستن فرع بر این است که صورت مساله را قبول داشته و به وجود چنین مشکلی اذعان نمایی. داستان من و تو مثل داستان آدم سالم و بیماری است که دچار بیماری اعصاب و دیوانگی گردیده است اما خود او متوجه نیست، کسی از سر دلسوزی بیماری وی را به او تذکر می‌دهد تا او دنبال درمان رفته و بیماری خود را درمان نماید اما او (دیوانه) به ریش این آدم سالم می‌خندد و خود او را دیوانه خطاب می‌کند.!!؟ خداوند از این بلایی کج‌اندیشی و وارونه فهمی همه مارا نجات دهد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2001#comment-875</link>
		<dc:creator><![CDATA[علی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jan 2018 06:43:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2001#comment-875</guid>
		<description><![CDATA[این آقا هرچند خود را عقل کل پنداشته و دیگران را دربست به باد انتقاد و نفهمی گرفته است اما خود نیز جز کلی گویی و نسبت دادن نفهمیدن، درک نکردن، بلدنبودن و کج اندیشیدن و کج رفتن و چند تا نه ونه دیگر به دیگران، چیزی دیگری در چنته نداشته است در میان این همه نوشته دریغ از اینکه یک راهکار و یا یک راه بز رو برای خروج از فاجعه همگانی هزاره ها به زعم خود ارائه دهد. با اذعان به وجود صدها عیب و نقص در مردم هزاره اینگونه هم نیست که همه خوبی ها در دیگران جمع باشد و همه بدی ها در مردم هزاره جمع شده باشد و این نوع کلی نویسی بدترین شیوه و بدترین نوع داوری در مورد قوم فهیم هزاره و از بارزترین مصداق خودزنی و خودکم بینی است  اگر نویسنده هزاره باشد.  دعای پایانی نویسنده را خداوند اول در حق خود ایشان و بعد در حق دیگران مستجاب گرداند.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این آقا هرچند خود را عقل کل پنداشته و دیگران را دربست به باد انتقاد و نفهمی گرفته است اما خود نیز جز کلی گویی و نسبت دادن نفهمیدن، درک نکردن، بلدنبودن و کج اندیشیدن و کج رفتن و چند تا نه ونه دیگر به دیگران، چیزی دیگری در چنته نداشته است در میان این همه نوشته دریغ از اینکه یک راهکار و یا یک راه بز رو برای خروج از فاجعه همگانی هزاره ها به زعم خود ارائه دهد. با اذعان به وجود صدها عیب و نقص در مردم هزاره اینگونه هم نیست که همه خوبی ها در دیگران جمع باشد و همه بدی ها در مردم هزاره جمع شده باشد و این نوع کلی نویسی بدترین شیوه و بدترین نوع داوری در مورد قوم فهیم هزاره و از بارزترین مصداق خودزنی و خودکم بینی است  اگر نویسنده هزاره باشد.  دعای پایانی نویسنده را خداوند اول در حق خود ایشان و بعد در حق دیگران مستجاب گرداند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
