<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: مودت قربی، اجر رسالت، چرا ؟</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=1121" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com/?p=1121</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>ی، ۲۷ جوز ۱۴۰۳ ۰۶::۲۸:۳۲ +۰۳:۳۰</lastBuildDate>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>با: اح</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-939</link>
		<dc:creator><![CDATA[اح]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Sep 2021 11:10:52 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-939</guid>
		<description><![CDATA[منظور از چراغ روشن همان بمب گذاری و انتحاری در زایشگاه زنان و کودکانی است که هنوز به دنیا نیامده اند یا انتحاری در زیارت سخی سادات خود هر بی بند و باری می کنند ولی وقتی به مردم عادی می رسند نصیحتشان فقط دین داری است چرا باید سید جمال یک مطرب شود در حالی که سید است مگر نباید سادات نیز سیادت خود را نشان دهند و کمی محترمانه تر رفتار کنند ما که از این چراغ ها جز خیانت و زن و بچه کشی توهین مال اندوزی خمس خوری ندیدیم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منظور از چراغ روشن همان بمب گذاری و انتحاری در زایشگاه زنان و کودکانی است که هنوز به دنیا نیامده اند یا انتحاری در زیارت سخی سادات خود هر بی بند و باری می کنند ولی وقتی به مردم عادی می رسند نصیحتشان فقط دین داری است چرا باید سید جمال یک مطرب شود در حالی که سید است مگر نباید سادات نیز سیادت خود را نشان دهند و کمی محترمانه تر رفتار کنند ما که از این چراغ ها جز خیانت و زن و بچه کشی توهین مال اندوزی خمس خوری ندیدیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اح</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-924</link>
		<dc:creator><![CDATA[اح]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Jan 2021 16:15:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-924</guid>
		<description><![CDATA[سلام طبق اصل قران و انکه اهل تسنن می دهند فقط خمس را باید در غنیمت جنگی حساب کرد و نه دیگر هیچ معلوم نیست این خمس دادن را چه کسی رسم انداخته شاید یک سید پر نفوذ شاید وگرنه اگر قران را هم بخوانید خمس فقط بر غنیمت جنگی قرار می گیرد نه ارد و رب زن بیچاره ای که با هزار بد بختی ان را ذخیره کرده است و یا دختر پنجم کاش سادات متنفر از هزاره و انتحاری کننده مانند دفتر اوا نیز که مسعولیت انتحاری علیه شیعیان هزاره بر عهده دارد کمی هم سر خمس گرفتن غیرتی می شدند]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام طبق اصل قران و انکه اهل تسنن می دهند فقط خمس را باید در غنیمت جنگی حساب کرد و نه دیگر هیچ معلوم نیست این خمس دادن را چه کسی رسم انداخته شاید یک سید پر نفوذ شاید وگرنه اگر قران را هم بخوانید خمس فقط بر غنیمت جنگی قرار می گیرد نه ارد و رب زن بیچاره ای که با هزار بد بختی ان را ذخیره کرده است و یا دختر پنجم کاش سادات متنفر از هزاره و انتحاری کننده مانند دفتر اوا نیز که مسعولیت انتحاری علیه شیعیان هزاره بر عهده دارد کمی هم سر خمس گرفتن غیرتی می شدند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمدی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-918</link>
		<dc:creator><![CDATA[احمدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Aug 2020 02:30:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-918</guid>
		<description><![CDATA[کاش سادات با غیرت که هزاره ها را ادم حساب نمی کنند خمس  را نیز از انان نمی گرفتند ولی خیال باطل این قونم هر جا بحث خمس می شود ساکت می شوند چون دنیا پرست تر و پول پرستر از انند که شما سادات با غیرت سر خمس نیز همین قدر جدی بودید که سر انتخاری جدی هستید و سر فحش دادن]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش سادات با غیرت که هزاره ها را ادم حساب نمی کنند خمس  را نیز از انان نمی گرفتند ولی خیال باطل این قونم هر جا بحث خمس می شود ساکت می شوند چون دنیا پرست تر و پول پرستر از انند که شما سادات با غیرت سر خمس نیز همین قدر جدی بودید که سر انتخاری جدی هستید و سر فحش دادن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زکی</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-863</link>
		<dc:creator><![CDATA[زکی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 22:28:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-863</guid>
		<description><![CDATA[بعضى چنین تصوّر مى کنند، که این مالیات اسلامى که بیست درصد بسیارى از اموال را دربر مى گیرد، و نیمى از آن اختصاص به سادات و فرزندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)دارد، یک نوع امتیاز نژادى محسوب مى شود، و ملاحظات جهات خویشاوندى و تبعیض در آن به چشم مى خورد، و این موضوع با روح عدالت اجتماعى اسلام و جهانى بودن و همگانى بودن آن، سازگار نیست!

 پاسخ:

کسانى که چنین فکر مى کنند بطور قطع شرایط و خصوصیات این حکم اسلامى را کاملاً بررسى نکرده اند، زیرا جواب این اشکال بطور کامل در این شرایط نهفته شده است; توضیح این که:

اوّلاً، نیمى از خمس که مربوط به سادات بنى هاشم است منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود، آن هم به اندازه احتیاجات یک سال، و نه بیشتر; بنابر این، تنها کسانى از آن مى توانند استفاده کنند که یا از کار افتاده اند، و یا بیمارند، و یا کودک یتیم و یا کسان دیگرى که به علّتى در بن بست از نظر هزینه زندگى قرار گرفته اند.

بنابراین، کسانى که قادر به کار کردن هستند، و بالفعل یا بالقوّه مى توانند درآمدى که زندگانى آنها را بگرداند داشته باشند، هرگز نمى توانند از این قسمت خمس استفاده کنند، و جمله اى که در میان بعضى از عوام معروف است، که مى گویند: «سادات خمس

بگیرند، هرچند ناودان خانه آنها طلا باشد!» گفتار عوامانه اى بیش نیست، و هیچ گونه پایه ندارد.

ثانیاً، مستمندان و نیازمندان سادات و بنى هاشم حق ندارند از «زکوه» چیزى مصرف کنند، و به جاى آن باید تنها از همین قسمت خمس استفاده نمایند.(۱)

ثالثاً، اگر سهم سادات که نیمى از خمس است، از نیازمندى سادات، بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ریخت.

همانطور که اگر سهم سادات کفایت آنها را ندهد، باید از بیت المال و یا سهم «زکات» به عنوان ناچارى به آنها داد.(۲)

با توجّه به جهات سه گانه فوق روشن مى شود که در حقیقت هیچ گونه تفاوت از نظر مادّى میان سادات و غیرسادات گذارده نشده است.

نیازمندان غیرسادات مى توانند مخارج سال خود را

از محلّ زکوه بگیرند ولى از خمس محرومند و نیازمندان سادات تنها مى توانند از محلّ خمس استفاده کنند، امّا حقّ استفاده از زکوه را ندارند.

در حقیقت دو صندوق در اینجا وجود دارد، صندوق خمس و صندوق زکوه، و هرکدام از این دو دسته تنها حق دارند از یکى از این دو صندوق استفاده کنند، آن هم به اندازه مساوى یعنى به اندازه نیازمندیهاى یک سال خود.

ولى کسانى که دقّت در این شرایط و خصوصیّات نکرده اند، چنین مى پندارند که براى سادات سهم بیشترى از بیت المال قرار داده شده است.

تنها سؤالى که پیش مى آید، این است که اگر هیچ گونه تفاوتى از نظر نتیجه میان این دو نبوده باشد، این برنامه چه ثمره اى دارد؟

پاسخ این سؤال را نیز با توجّه به یک مطلب مى توان دریافت، و آن این که میان خمس و زکوه تفاوت مهمّى

وجود دارد و آن این است که زکوه از مالیاتهائى است که در حقیقت جزو اموال عمومى جامعه اسلامى محسوب مى شود، لذا مصارف آن همه در همین قسمت مى باشد، ولى خمس از مالیاتهائى است که مربوط به حکومت اسلامى است; یعنى، مخارج دستگاه حکومت اسلامى و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین مى شود.

بنابراین، محروم بودن سادات از دسترسى به اموال عمومى (زکوه) در حقیقت براى دور نگه داشتن خویشاوندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) از این قسمت است، تا بهانه اى به دست هیچ کس نیفتد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) خویشاوندان خود را بر اموال عمومى مسلّط ساخته است.

ولى از سوى دیگر، نیازمندان سادات نیز، باید به ترتیبى تأمین شوند; این موضوع در قوانین اسلام چنین پیش بینى شده که آنها از بودجه حکومت اسلامى بهره مند گردند نه از بودجه عمومى.

بنابراین، خمس نه تنها یک امتیاز براى سادات نیست بلکه یک نوع کنار زدن آنها است، به خاطر مصالح عموم، و به خاطر این که هیچ گونه سوءظنّى تولید نشود.(۳)

 جالب این که این موضوع در احادیث شیعه و سنّى وارد شده است; در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)رسیدند، و تقاضا کردند که آنها را مأمور جمع آورى زکوه چهارپایان کنند و گفتند این سهمى را که خداوند براى جمع آورى کنندگان زکوه، تعیین کرده است، ما به آن سزاوارتریم; پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: اى «بنى عبدالمطّلب» زکوه نه براى من حلال است، نه براى شما، ولى من به جاى این (محرومیّت) به شما وعده شفاعت مى دهم... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین کرده راضى باشید( و کار به امر زکوه نداشته باشید)! آنها گفتند راضى شدیم.(۴)

از این حدیث بخوبى استفاده مى شود که بنى هاشم

این را یک نوع محرومیّت براى خود مى دیدند، و پیامبر در مقابل آن به آنها وعده شفاعت داد.

در «صحیح مسلم» که از معروفترین کتابهاى اهل تسنّن است، حدیثى مى خوانیم که خلاصه اش این است که «عبّاس» و «ربیعه بن حارث» خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)رسیدند، و تقاضا کردند که فرزندان آنها یعنى «عبدالمطّلب بن ربیعه» و «فضل بن عبّاس» که دو جوان بودند، مأمور جمع آورى زکوه شوند، و همانند دیگران سهمى بگیرند، تا بتوانند هزینه ازدواج خود را از این راه فراهم کنند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از این موضوع امتناع ورزید و دستور داد از راه دیگر وسایل ازدواج آنها فراهم گردد و از محلّ خمس، مهریه پرداخته شود.(۵)

از این حدیث که شرح آن طولانى است نیز استفاده مى شود که پیغمبر(صلى الله علیه وآله) اصرار داشت خویشاوندان را از دست یافتن به زکوه (اموال عمومى مردم) دور نگه

دارد.

از مجموع آنچه گفتیم روشن شد که خمس نه تنها امتیازى براى سادات محسوب نمى شود، بلکه یک نوع محرومیّت براى حفظ مصالح عمومى بوده است.

پایان

 

 
۱٫ دلیل بر این که بنى هاشم از گرفتن زکوه ممنوعند روایات بسیار زیادى است که در کتب شیعه و اهل تسنّن وارد شده است، و این روایات بقدرى زیاد هستند که جاى هرگونه شکّ و تردید را در این موضوع از بین مى برند، و انکار این روایات مساوى با انکار مسلّمات است; براى اطّلاع از این روایات از طرق شیعه به کتاب وسائل الشّیعه، جلد ششم، باب ۲۹- از ابواب مستحقّین زکوه، حدیث اوّل و دوم و سوم و چهارم.
   و همچنین باب ۳۰، حدیث اوّل و باب ۳۱، حدیث سوم، و باب ۳۲، حدیث سوم و پنجم و ششم و هفتم و نهم و باب ۳۳، حدیث اوّل، و باب ۳۴، حدیث چهارم، مراجعه شود.
   و براى اطّلاع از احادیث این باب از طرق اهل تسنّن، به «سنن بیهقى»، جلد هفتم، کتاب «الصّدقات»، صفحه ۲۹، باب «آل محمّد لایعطون من الصّدقات المفروضات»، و صفحه ۳۰، باب «بیان آل محمّد الّذین تحرّم علیهم الصّدقه المفروضه».
   و همچنین به کتاب «مجمع الزّوائد»، جلد ۲، صفحه ۸۹، باب «الصّدقه لرسول اللّه و لآله».
   و همچنین به کتاب «مکاتیب الرّسول»، صفحه ۲۱۶ و ۲۲۴ و ۲۳۰ و ۴۳۲٫
   و همچنین به «المصنف» عبدالرّزّاق، جلد چهارم، صفحه ۵۰، باب «لا تحلّ الصّدقه لآل محمّد» که در آنجا روایات زیادى در این زمینه نقل شده است.
   و نیز به کتاب «مغنى» ابن قدامه، طبع بیروت، جلد ۲، صفحه ۵۱۹٫
   و نیز «سنن ابن داوود»، طبع بیروت، جلد ۲، صفحه ۴۵، و کتب دیگر مراجعه فرمائید.
۲٫ وسائل الشّیعه، باب ۳ من ابواب قسمه الخمس، حدیث ۱ و ۲٫
۳٫ جالب توجّه این که در بعضى از روایات اسلامى مانند حدیث ۲، باب ۲۹- از ابواب مستحقّین بزکوه، جلد ۶ وسائل الشّیعه، درباره «زکات» تعبیر به اوساخ (چرکهاى دست مردم) شده است، و این حقیقت براى این است که از یک سو بنى هاشم را به این ممنوعیّت و محرومیّت که در مورد «زکوه» دارند تشویق کند، و از سوئى دیگر، به مردم حالى کند که تا مى توانند با تلاش و کوشش زندگى خود را تأمین کنند، و سربار بیت المال نشوند، و تنها کسانى که کارد به استخوانشان مى رسد، از این راه تأمین زندگانى نمایند.
   به تعبیر دیگر، این روایات این حقیقت را ثابت مى کند که «زکات» یک درآمد جالب توجّهى نیست که براى آن سر و دست بشکنند و یا به عنوان تبرّک هر کسى از آن استفاده کند، بلکه اموالى است چرکین، چراکه در مقابل تلاش و زحمت نیست، اموال پاک و پاکیزه آن است که انسان زحمتى براى آن متحمّل شده باشد.
   و هدف اصلى این است که زکوه به مستحقّان واقعى برسد، نه آنها که تن پرورند و خود را به بطالت مى زنند، البتّه براى مستحقّان واقعى گوارا و کاملاً بى مانع است و ظاهراً این تعبیر (تعبیر به اوساخ) از آیه شریفه (۱۳۰ سوره توبه) «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم» گرفته شده است زیرا این آیه مى گوید دادن زکات باعث پاکى است و مى دانیم همیشه براى پاک کردن چیزى باید چرکهاى آنها را از آن جدا کنیم، تا پاک شود.
۴٫ وسائل الشّیعه، جلد ۶، صفحه ۱۸۶٫
۵٫ صحیح مسلم، جلد ۲، صفحه ۷۵۲٫   (منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی)]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعضى چنین تصوّر مى کنند، که این مالیات اسلامى که بیست درصد بسیارى از اموال را دربر مى گیرد، و نیمى از آن اختصاص به سادات و فرزندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)دارد، یک نوع امتیاز نژادى محسوب مى شود، و ملاحظات جهات خویشاوندى و تبعیض در آن به چشم مى خورد، و این موضوع با روح عدالت اجتماعى اسلام و جهانى بودن و همگانى بودن آن، سازگار نیست!</p>
<p> پاسخ:</p>
<p>کسانى که چنین فکر مى کنند بطور قطع شرایط و خصوصیات این حکم اسلامى را کاملاً بررسى نکرده اند، زیرا جواب این اشکال بطور کامل در این شرایط نهفته شده است; توضیح این که:</p>
<p>اوّلاً، نیمى از خمس که مربوط به سادات بنى هاشم است منحصراً باید به نیازمندان آنان داده شود، آن هم به اندازه احتیاجات یک سال، و نه بیشتر; بنابر این، تنها کسانى از آن مى توانند استفاده کنند که یا از کار افتاده اند، و یا بیمارند، و یا کودک یتیم و یا کسان دیگرى که به علّتى در بن بست از نظر هزینه زندگى قرار گرفته اند.</p>
<p>بنابراین، کسانى که قادر به کار کردن هستند، و بالفعل یا بالقوّه مى توانند درآمدى که زندگانى آنها را بگرداند داشته باشند، هرگز نمى توانند از این قسمت خمس استفاده کنند، و جمله اى که در میان بعضى از عوام معروف است، که مى گویند: «سادات خمس</p>
<p>بگیرند، هرچند ناودان خانه آنها طلا باشد!» گفتار عوامانه اى بیش نیست، و هیچ گونه پایه ندارد.</p>
<p>ثانیاً، مستمندان و نیازمندان سادات و بنى هاشم حق ندارند از «زکوه» چیزى مصرف کنند، و به جاى آن باید تنها از همین قسمت خمس استفاده نمایند.(۱)</p>
<p>ثالثاً، اگر سهم سادات که نیمى از خمس است، از نیازمندى سادات، بیشتر باشد، باید آن را به بیت المال ریخت.</p>
<p>همانطور که اگر سهم سادات کفایت آنها را ندهد، باید از بیت المال و یا سهم «زکات» به عنوان ناچارى به آنها داد.(۲)</p>
<p>با توجّه به جهات سه گانه فوق روشن مى شود که در حقیقت هیچ گونه تفاوت از نظر مادّى میان سادات و غیرسادات گذارده نشده است.</p>
<p>نیازمندان غیرسادات مى توانند مخارج سال خود را</p>
<p>از محلّ زکوه بگیرند ولى از خمس محرومند و نیازمندان سادات تنها مى توانند از محلّ خمس استفاده کنند، امّا حقّ استفاده از زکوه را ندارند.</p>
<p>در حقیقت دو صندوق در اینجا وجود دارد، صندوق خمس و صندوق زکوه، و هرکدام از این دو دسته تنها حق دارند از یکى از این دو صندوق استفاده کنند، آن هم به اندازه مساوى یعنى به اندازه نیازمندیهاى یک سال خود.</p>
<p>ولى کسانى که دقّت در این شرایط و خصوصیّات نکرده اند، چنین مى پندارند که براى سادات سهم بیشترى از بیت المال قرار داده شده است.</p>
<p>تنها سؤالى که پیش مى آید، این است که اگر هیچ گونه تفاوتى از نظر نتیجه میان این دو نبوده باشد، این برنامه چه ثمره اى دارد؟</p>
<p>پاسخ این سؤال را نیز با توجّه به یک مطلب مى توان دریافت، و آن این که میان خمس و زکوه تفاوت مهمّى</p>
<p>وجود دارد و آن این است که زکوه از مالیاتهائى است که در حقیقت جزو اموال عمومى جامعه اسلامى محسوب مى شود، لذا مصارف آن همه در همین قسمت مى باشد، ولى خمس از مالیاتهائى است که مربوط به حکومت اسلامى است; یعنى، مخارج دستگاه حکومت اسلامى و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین مى شود.</p>
<p>بنابراین، محروم بودن سادات از دسترسى به اموال عمومى (زکوه) در حقیقت براى دور نگه داشتن خویشاوندان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) از این قسمت است، تا بهانه اى به دست هیچ کس نیفتد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) خویشاوندان خود را بر اموال عمومى مسلّط ساخته است.</p>
<p>ولى از سوى دیگر، نیازمندان سادات نیز، باید به ترتیبى تأمین شوند; این موضوع در قوانین اسلام چنین پیش بینى شده که آنها از بودجه حکومت اسلامى بهره مند گردند نه از بودجه عمومى.</p>
<p>بنابراین، خمس نه تنها یک امتیاز براى سادات نیست بلکه یک نوع کنار زدن آنها است، به خاطر مصالح عموم، و به خاطر این که هیچ گونه سوءظنّى تولید نشود.(۳)</p>
<p> جالب این که این موضوع در احادیث شیعه و سنّى وارد شده است; در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم که جمعى از بنى هاشم به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)رسیدند، و تقاضا کردند که آنها را مأمور جمع آورى زکوه چهارپایان کنند و گفتند این سهمى را که خداوند براى جمع آورى کنندگان زکوه، تعیین کرده است، ما به آن سزاوارتریم; پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: اى «بنى عبدالمطّلب» زکوه نه براى من حلال است، نه براى شما، ولى من به جاى این (محرومیّت) به شما وعده شفاعت مى دهم&#8230; شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین کرده راضى باشید( و کار به امر زکوه نداشته باشید)! آنها گفتند راضى شدیم.(۴)</p>
<p>از این حدیث بخوبى استفاده مى شود که بنى هاشم</p>
<p>این را یک نوع محرومیّت براى خود مى دیدند، و پیامبر در مقابل آن به آنها وعده شفاعت داد.</p>
<p>در «صحیح مسلم» که از معروفترین کتابهاى اهل تسنّن است، حدیثى مى خوانیم که خلاصه اش این است که «عبّاس» و «ربیعه بن حارث» خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)رسیدند، و تقاضا کردند که فرزندان آنها یعنى «عبدالمطّلب بن ربیعه» و «فضل بن عبّاس» که دو جوان بودند، مأمور جمع آورى زکوه شوند، و همانند دیگران سهمى بگیرند، تا بتوانند هزینه ازدواج خود را از این راه فراهم کنند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از این موضوع امتناع ورزید و دستور داد از راه دیگر وسایل ازدواج آنها فراهم گردد و از محلّ خمس، مهریه پرداخته شود.(۵)</p>
<p>از این حدیث که شرح آن طولانى است نیز استفاده مى شود که پیغمبر(صلى الله علیه وآله) اصرار داشت خویشاوندان را از دست یافتن به زکوه (اموال عمومى مردم) دور نگه</p>
<p>دارد.</p>
<p>از مجموع آنچه گفتیم روشن شد که خمس نه تنها امتیازى براى سادات محسوب نمى شود، بلکه یک نوع محرومیّت براى حفظ مصالح عمومى بوده است.</p>
<p>پایان</p>
<p>۱٫ دلیل بر این که بنى هاشم از گرفتن زکوه ممنوعند روایات بسیار زیادى است که در کتب شیعه و اهل تسنّن وارد شده است، و این روایات بقدرى زیاد هستند که جاى هرگونه شکّ و تردید را در این موضوع از بین مى برند، و انکار این روایات مساوى با انکار مسلّمات است; براى اطّلاع از این روایات از طرق شیعه به کتاب وسائل الشّیعه، جلد ششم، باب ۲۹- از ابواب مستحقّین زکوه، حدیث اوّل و دوم و سوم و چهارم.<br />
   و همچنین باب ۳۰، حدیث اوّل و باب ۳۱، حدیث سوم، و باب ۳۲، حدیث سوم و پنجم و ششم و هفتم و نهم و باب ۳۳، حدیث اوّل، و باب ۳۴، حدیث چهارم، مراجعه شود.<br />
   و براى اطّلاع از احادیث این باب از طرق اهل تسنّن، به «سنن بیهقى»، جلد هفتم، کتاب «الصّدقات»، صفحه ۲۹، باب «آل محمّد لایعطون من الصّدقات المفروضات»، و صفحه ۳۰، باب «بیان آل محمّد الّذین تحرّم علیهم الصّدقه المفروضه».<br />
   و همچنین به کتاب «مجمع الزّوائد»، جلد ۲، صفحه ۸۹، باب «الصّدقه لرسول اللّه و لآله».<br />
   و همچنین به کتاب «مکاتیب الرّسول»، صفحه ۲۱۶ و ۲۲۴ و ۲۳۰ و ۴۳۲٫<br />
   و همچنین به «المصنف» عبدالرّزّاق، جلد چهارم، صفحه ۵۰، باب «لا تحلّ الصّدقه لآل محمّد» که در آنجا روایات زیادى در این زمینه نقل شده است.<br />
   و نیز به کتاب «مغنى» ابن قدامه، طبع بیروت، جلد ۲، صفحه ۵۱۹٫<br />
   و نیز «سنن ابن داوود»، طبع بیروت، جلد ۲، صفحه ۴۵، و کتب دیگر مراجعه فرمائید.<br />
۲٫ وسائل الشّیعه، باب ۳ من ابواب قسمه الخمس، حدیث ۱ و ۲٫<br />
۳٫ جالب توجّه این که در بعضى از روایات اسلامى مانند حدیث ۲، باب ۲۹- از ابواب مستحقّین بزکوه، جلد ۶ وسائل الشّیعه، درباره «زکات» تعبیر به اوساخ (چرکهاى دست مردم) شده است، و این حقیقت براى این است که از یک سو بنى هاشم را به این ممنوعیّت و محرومیّت که در مورد «زکوه» دارند تشویق کند، و از سوئى دیگر، به مردم حالى کند که تا مى توانند با تلاش و کوشش زندگى خود را تأمین کنند، و سربار بیت المال نشوند، و تنها کسانى که کارد به استخوانشان مى رسد، از این راه تأمین زندگانى نمایند.<br />
   به تعبیر دیگر، این روایات این حقیقت را ثابت مى کند که «زکات» یک درآمد جالب توجّهى نیست که براى آن سر و دست بشکنند و یا به عنوان تبرّک هر کسى از آن استفاده کند، بلکه اموالى است چرکین، چراکه در مقابل تلاش و زحمت نیست، اموال پاک و پاکیزه آن است که انسان زحمتى براى آن متحمّل شده باشد.<br />
   و هدف اصلى این است که زکوه به مستحقّان واقعى برسد، نه آنها که تن پرورند و خود را به بطالت مى زنند، البتّه براى مستحقّان واقعى گوارا و کاملاً بى مانع است و ظاهراً این تعبیر (تعبیر به اوساخ) از آیه شریفه (۱۳۰ سوره توبه) «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم» گرفته شده است زیرا این آیه مى گوید دادن زکات باعث پاکى است و مى دانیم همیشه براى پاک کردن چیزى باید چرکهاى آنها را از آن جدا کنیم، تا پاک شود.<br />
۴٫ وسائل الشّیعه، جلد ۶، صفحه ۱۸۶٫<br />
۵٫ صحیح مسلم، جلد ۲، صفحه ۷۵۲٫   (منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-416</link>
		<dc:creator><![CDATA[امیر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Jul 2016 21:13:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-416</guid>
		<description><![CDATA[لازم به تذکر است شبهه شما در مورد خمس وارد نیست. زکات که همان اضافی اموال است و از آنجا که همه ما بنی آدمیم تفکیک ها و فراز و نشیبها و بعضی ظلمها در طول تاریخ بشر باعث شده ثروتها در عده ای جمع و از عده ای کسر شود. اگر همه زکات بدهند مثل الکترونی که در سراسر شبکه فلز در جریان میفتد پول و ثروت در سراسر شبکه مردم در جریان میفتد و این به عدالت نزدیکتر است. در مورد خمس واضح است پیامبر (ص) و خاندان ایشان چراغهای روشنی هستند که افکار و اذهان مردم را هدایت میکنند در حالیکه خود به زحمت و رنج میفتند. برای اثبات نفع هدایت مردم کافیست تا زمان قبل از اسلام عرب را با زمان بعد از اسلام مقایسه کنید. مثل شمعی که خود میسوزد و روشنایی می دهد. خمس معادل هزینه برقی است که برای چراغ منزل میپردازیم. بخاطر داشته باشیم انسان موجودی نبوده و نیست که خود به خود (مثلا با کسب تجربه) دانش به دست بیاورد بلکه باید دانسته ای در اختیار داشته باشد تا با کسب تجربه آن را توسعه دهد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لازم به تذکر است شبهه شما در مورد خمس وارد نیست. زکات که همان اضافی اموال است و از آنجا که همه ما بنی آدمیم تفکیک ها و فراز و نشیبها و بعضی ظلمها در طول تاریخ بشر باعث شده ثروتها در عده ای جمع و از عده ای کسر شود. اگر همه زکات بدهند مثل الکترونی که در سراسر شبکه فلز در جریان میفتد پول و ثروت در سراسر شبکه مردم در جریان میفتد و این به عدالت نزدیکتر است. در مورد خمس واضح است پیامبر (ص) و خاندان ایشان چراغهای روشنی هستند که افکار و اذهان مردم را هدایت میکنند در حالیکه خود به زحمت و رنج میفتند. برای اثبات نفع هدایت مردم کافیست تا زمان قبل از اسلام عرب را با زمان بعد از اسلام مقایسه کنید. مثل شمعی که خود میسوزد و روشنایی می دهد. خمس معادل هزینه برقی است که برای چراغ منزل میپردازیم. بخاطر داشته باشیم انسان موجودی نبوده و نیست که خود به خود (مثلا با کسب تجربه) دانش به دست بیاورد بلکه باید دانسته ای در اختیار داشته باشد تا با کسب تجربه آن را توسعه دهد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی‌رضا داووری</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-176</link>
		<dc:creator><![CDATA[علی‌رضا داووری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2016 19:19:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-176</guid>
		<description><![CDATA[به آقای مسعود سلام
لازم می‌دانم یادرآور شوم که نوشته بالا در صدد تعریف دقیق خمس نبوده و نیست بلکه در صدد بیان این نکته است که آنچه در فرهنگ اسلام شیعی به عنوان خمس واجب شده یک تبعیض آشکار و یک تفکیک انسانی و نابرابری اجتماعی است که با روح عدالت‌خواهی اسلام سازگار نمی‌باشد. از علما و کسانی که در این زمینه مطالعه کافی داشته و این موضوع را قابل دفاع می‌دانند انتظار می‌رود که در این باب جوابی یا در قالب کامنت و یا به شکل نوشته مستقل ارایه نمایند که این شبهه از ذهن‌ها پاک گردد و زمینه بی‌عقیدگی یا کم عقیدگی نسل امروز کاهش یابد.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به آقای مسعود سلام<br />
لازم می‌دانم یادرآور شوم که نوشته بالا در صدد تعریف دقیق خمس نبوده و نیست بلکه در صدد بیان این نکته است که آنچه در فرهنگ اسلام شیعی به عنوان خمس واجب شده یک تبعیض آشکار و یک تفکیک انسانی و نابرابری اجتماعی است که با روح عدالت‌خواهی اسلام سازگار نمی‌باشد. از علما و کسانی که در این زمینه مطالعه کافی داشته و این موضوع را قابل دفاع می‌دانند انتظار می‌رود که در این باب جوابی یا در قالب کامنت و یا به شکل نوشته مستقل ارایه نمایند که این شبهه از ذهن‌ها پاک گردد و زمینه بی‌عقیدگی یا کم عقیدگی نسل امروز کاهش یابد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: masoud</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-174</link>
		<dc:creator><![CDATA[masoud]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2016 09:50:30 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1121#comment-174</guid>
		<description><![CDATA[سلام
لازم به تذکر می دانم که تعریف خمس را درست بنویسید: خمس ۱/۵ از مال اضافه کسب شده می باشد نه هرمالی ، پس خمس به مال مازاد مصرف تعلق می گیرد.

ضمنا در حدیثی داریم اگر خمس و زکات واقعا پرداخت می شد ما هیچ فقیری نداشتیم نه اینکه هیچ فقیر ساداتی نداشتیم .

ممنون]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
لازم به تذکر می دانم که تعریف خمس را درست بنویسید: خمس ۱/۵ از مال اضافه کسب شده می باشد نه هرمالی ، پس خمس به مال مازاد مصرف تعلق می گیرد.</p>
<p>ضمنا در حدیثی داریم اگر خمس و زکات واقعا پرداخت می شد ما هیچ فقیری نداشتیم نه اینکه هیچ فقیر ساداتی نداشتیم .</p>
<p>ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
