<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت طرح نو، باشگاه اندیشه و گفت‌وگو &#187; رويدادهای تاريخی</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?cat=15&#038;feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>Tue, 13 Oct 2026 09:41:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>مدینه فاضله اسلامی(حکومت جهانی امام مهدی(عج))</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3126</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3126#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Feb 2024 08:29:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه فاضله اسلامی(حکومت جهانی امام مهدی(عج))]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3126</guid>
		<description><![CDATA[در سپیده‌دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا، در خانه امام یازدهم (امام حسن عسکری (ع) نوزادی چشم به جهان گشود که نوید گشایش زندگی انسان و برپایی جامعه واحد جهانی بر پایه و مبنای توحید و عدالت و زدودن آلایش‌های شرک و کفر و ظلم و استبداد را به جهان و [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در سپیده‌دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا، در خانه امام یازدهم (امام حسن عسکری (ع) نوزادی چشم به جهان گشود که نوید گشایش زندگی انسان و برپایی جامعه واحد جهانی بر پایه و مبنای توحید و عدالت و زدودن آلایش‌های شرک و کفر و ظلم و استبداد را به جهان و جهانیان می‌داد.!</p>
<p style="text-align: justify;">نوزاد خجسته و مبارک، همنام و هم کنیه جدش رسول اکرم پیامبر اعظم اسلام (ص) و با القاب امیدبخش و بشارت‌آمیز &#8220;مُنجی،&#8221; مهدی&#8221;،&#8221;حجت&#8221;، &#8221; بقیه‌الله&#8221;،&#8221;قایم&#8221;  که وارث تمام پیامبران الهی و سراپا نماد نبوت و ولایت است.</p>
<p style="text-align: justify;">«چون آدم (ع) آدمیتی نو را بنیاد می‌نهد، بسان نوح(ع)  با کوله‌بار صدها سال درد و رنج، خدا را بر کافران می‌خواند، همچون ابراهیم (ع) ندای توحید در می‌دهد و بت‌های سنگی و چوبی و انسانی  را سرنگون می‌کند، همانند موسی(ع) بر فرعونیان ستمگر زمان می‌شورد و طومار زندگی ظالمانه آنان را در هم می‌پیچد، و بادم مسیحایی عیسی (ع) انسانیت مرده را زنده می‌کند، و با عمامه پیامبر(ص) بر سر و پیراهن رسالت در بر، با قرآن پیامبر در سینه و خُلق محمدی (ص) آراسته و سیرت و شمشیر علی (ع) در جان و در دست، با امر خداوند متعال، قیام می‌کند و قله‌ی تمدن اسلام را که بشریت تاکنون جلوه‌های نورانی اندکی از آن را در حکومت پیامبر (ص) و دوران کوتاه حکومت نمونه امیرالمومنین(ع) دیدند،  تحقق می‌بخشد».</p>
<p style="text-align: justify;">اینک، به‌اختصار به فرازهایی از ویژگی‌های شخصیتی متعالی آن حضرت و به برخی شاخصه‌های حکومتی بی‌بدیل آن راهبر و راهنمای الهی، برگرفته از روایات معتبر، آن‌گونه که استاد جعفریان در کتاب پرارج خود حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع) آورده است، اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">یکم) شخصیت دینی: مهدی (عج) در برابر خداوند و جلال او فروتن و خدا و عظمت او در وجود آن حضرت، متجلی است و همه هستی او را در خود فروبرده است. او ذره‌ای از حق را فرونگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند. در حکومت او به احدی بدی نرسد، مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">دوم) ویژگی اخلاقی: مهدی(عج) همچون پیامبر (ص) دارای خُلق محمدی و صاحب حشمت و وقار و سکینه است. علم و حلم او از همه مردمان بیشتر است و در جهان با مشعل فروزان هدایت سیر کند، و چونان صالحان زندگی نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">سوم) سنت عملی: به هنگام رستاخیز مهدی(عج) آنچه هست، دوستی و یگانگی است، تا آنجا که  هرکس هرچه نیاز دارد از آن دیگری بردارد، بی‌هیچ ممانعتی، در زمان مهدی (ع) مومنان در معاملات از یکدیگر سود نگیرند. کینه‌ها از دل‌ها بیرون رود، و همه‌جا را آسایش و امنیت فراگیرد. مهدی (ع) بخشنده است، با عمال و کارگزاران دولت خویش بسیار سختگیر باشد، و با ناتوان‌ها و مستمندان، بسیار دل‌رحم و مهربان.</p>
<p style="text-align: justify;">چهارم) سیره انقلابی: امام زمان (ع) حق هر حق‌داری را بگیرد و به او دهد، حتی اگر زیر دندان دیگری باشد. چون مهدی (ع) قیام کند جزیه برداشته شود، و غیرمسلمانی نماند. حق را به گوش و هوش همگان، اعلام و ابلاغ نماید، و اگر نپذیرد، او را بکشد. خدا به او این‌گونه امر کرده است. بدا به حال کسی که با مهدی (ع) بر سر ستیز آید.</p>
<p style="text-align: justify;">پنجم) سیره تربیتی امام قایم(ع): در زمان حکومت امام قایم (ع) به همه مردم علم و حکمت بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه‌ها با کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) قضاوت کنند. در آن روزگار قدرت عقلی توده‌ها تمرکز یابد، امام (ع) به تایید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند، و در دل همگان فرزانگی پدید آورد. در آن دوران، عیب و آفت از شیعه برطرف گردد. و دل‌های آنان چون پاره‌های پولاد شود، و حکومت و سروری روی زمین به دست آنان افتد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">شاخصه‌های حکومت متعالی امام قایم (عج)</span></p>
<p style="text-align: justify;">الف) حکومت واحد جهانی: دین اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین الهی با نزول قرآن کریم و رسالت جهانی پیامبر اعظم اسلام (ص) از سوی خداوند متعال، بر بشریت اعلام و ابلاغ شد. پیامبر خاتم در دوران رسالت الهی خویش با تمام توان و نیروی الهی، جامعه عربستان و تمام جهان و جهانیان را به توحید و پذیرش دین مبین اسلام دعوت نمود و تا هنگام رحلت، اسلام را بر تمام جزیره‌العرب حاکم نمود.  آنگاه به امر خداوند متعال، امر تبیین و تفسیر و ابلاغ پیام دین مبین را به جانشین شایسته و معرفی‌شده از سوی خداوند متعال را به امیرالمومنین(ع) سپرده و آن امر عظیم و خطیر را در غدیر خُم و در جمع بیش از صد هزار مسلمان ابلاغ فرمود.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خاتم (ص) در دوران رسالت عظیم الهی بارها به امر خطیر جانشینی امامان پس از خود با یادآوری جزییات و ذکر نام و مشخصات وصفت رهبران الهی، هرگونه ابهام و تردید، از دل و گوش و هوش مخاطبان را زدود، اما باگذشت زمان اندک پس از رحلت آن وجود گرامی و گران‌قدر، مسیر اسلام ناب، توسط تعدادی از مسلمانان  به‌ظاهر مسلمان، در اثر هوای نفس و دوستداری دنیا و حُب ریاست و موقعیت، به انحراف کشانده شده  و مسیر مستقیم و ترسیم‌شده الهی آن‌گونه که شایسته بود به سمت‌وسوی دیگری سوق داده شد.!!</p>
<p style="text-align: justify;">در حدود یک ربع قرن پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بار دیگر، مردم خسته و جفا دیده از عملکرد خلفای به‌ظاهر پیامبر! برآشفته و خشمناک، به‌سوی علی (ع) روی آورده و با اصرار و التماس حکومت اسلامی امام علی (ع) را پذیرفته و خواستار حکومت عادلانه آن حضرت شدند. امیرالمومنین (ع) نیز با اعلام شرایط و شاخصه‌های حکومت اسلامی مبتنی بر سنت و سیره پیامبر  (ص) و باهدف احقاق حق و اجرای عدالت و تحقق اصول بنیادین توحید و ارزش‌های ناب اسلامی آن‌گونه که در کتاب خدا و سنت رسول اکرم بیان و عمل شده بود، اقدام نمود و هرچند با هزاران مشکل و چالش‌های توان‌فرسا مواجه گردید اما لحظه‌ای از تلاش و جهاد درراه تحقق ارزش‌ها و اصول و مبانی اسلام راستین فروگذار نکرد. آن حضرت، در دوران حکومت کوتاه الهی خود که نمونه کاملی بود از حق‌خواهی، حق‌گزاری، مبارزه با ظلم، طرفداری از مظلوم، اجرای عدالت، اصول مساوات و برابری و خلاصه احیای ارزش‌های اصیل انسانی، اقدام و عمل نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">جریان دامنه‌دار انحراف، که به‌صورت مزمن و پیچیده در فاصله بیش از سه دهه پس از رحلت پیامبر در لایه‌های پیدا و پنهان جامعه اسلامی نفوذ و بروز یافته بود، بار دیگر با حکومت ناشایسته معاویه سر برآورد و این بار بسیار خطرناک‌تر و مرموزتر از قبل، با خلق فجایع جبران‌ناپذیر تغییر صورت و ماهیت حکومت اسلامی که بر اساس شایستگی الهی بنیاد نهاده شده بود، به شکل سلطنت و امارت موروثی و بازور و تزویر به مردم معرفی و قبولانده شد! این بنای انحرافی باعث خلق حادثه عاشورا و وقایع پرشمار دیگر در تاریخ اسلام گردید که به درازای قرن‌ها و تاکنون امتدادیافته است!!.</p>
<p style="text-align: justify;">اما خط اصیل ولایت و امامت که توسط پیامبر اعظم اسلام (ص) و با دستور خداوند متعال ترسیم و اعلام‌شده بود هیچ‌گاه از تحرک و تلاش،  بازنایستاده و با وعده غیرقابل تخلف الهی و به‌عنوان سنت لایتغیر الهی، مبنی بر اعتلای&#8221; کلمه الله &#8221; و اعتلا و تسلط دین کامل و مبین اسلام بر پهنای جهان و ایجاد حکومت واحد جهانی به دست توانمند آخرین ذخیره و خلیفه الهی و نجات‌بخش بشریت حضرت بقیه‌الله(عج) محقق خواهد شد. در ادامه به‌طور فهرست‌وار به برخی شاخصه‌های حکومت جهانی مهدوی (عج) یا مدینه فاضله اسلامی پرداخته و نوشته حاضر را به پایان می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">گفته شد، از مهم‌ترین شاخصه‌های حکومت امام مهدی (عج) جهانی بودن آن است.  در طول تاریخ بشر بسیاری از حکومت‌ها داعیه حکومت جهانی داشته‌اند. و برخی که به‌طور نسبی با جهان‌گشایی توانسته‌اند بر بخش اعظم از قلمرو زمین حکومت کنند، یا هدف عادلانه نداشته و صرفا برای تسلط بر مردم و کسب ثروت و شهرت، حکمرانی کرده‌اند مانند حکومت امپراتوری اسکندر مقدونی یا کسب قدرت و ارضای شهوت قدرت‌طلبی و حکمرانی، هدف اصلی آنان بوده است مانند امپراتوری‌های عظیم چین و روم و ایران و&#8230; حکومت جهانی مهدی(عج) اما که در امتداد حکومت انبیای الهی و به‌ویژه حاکمیت جهانی آخرین و برترین فرستاده خداوند (حضرت محمد(ص) ) با خصیصه و شاخصه تحقق ارزش‌های اصیل و بنیادین توحید و عدالت و ساختن جامعه انسانی به‌دوراز هرگونه ظلم و ستم و بی‌عدالتی، ممتاز است.</p>
<p style="text-align: justify;">ب) تساوی و برابری انسانی در جامعه مهدوی(عج): در حکومت جهانی آن حضرت، ظلم و ستم برانداخته شود، البته پس از سختی‌ها و جنگ‌ها و در سراسر زمین عدل و داد بپا کند، هیچ جایی در زمین نماند مگر اینکه از برکت عدل و احسان او فیض برده و زنده شود، حتی جانوران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت و داد و نیکویی بهره‌مند گردند. امتیازات به‌ناحق را که عده‌ای به ناروا به خود اختصاص داده‌اند را به صاحبان آن برگردانده و کسی را بر کسی امتیاز ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">ج) شاخصه اصلاحی و اصلاحگری حکومت مهدوی(عج): همه اموال جهان، در نزد مهدی(ع) گرد آید و آنچه را که در دل زمین و بر روی زمین است را خداوند در اختیار او قرار دهد، در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی‌مانند دست یابند، گنج‌ها و دفینه‌های زمین و دیگر معادن استخراج گردد، به‌گونه‌ای که برای پرداخت حق واجب، فقیری پیدا نشود.  هیچ سیاست و حکومتی جز حکومت حقه الهی و سیاست عادلانه قرآنی در جهان ، جریان نیابد. یاران امام قایم (ع) به سراسر جهان پا نهند، و همه‌جا قدرت را در دست گیرند. همه‌کس و همه‌چیز مطیع آنان شوند. امام قایم(ع)  هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، رای‌ها و نظرها و افکار را به قرآن بازگرداند، پس‌ازآن که قرآن را به رای‌ها و نظر و افکار خود بازگردانده باشند. آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است ، و زنده کردن کتاب و سنت چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">د) شاخصه حکم و قضاوت در حکومت جهانی امام مهدی(عج): امام قایم(ع) میزان عدل را در میان مردم نهد، و در حکومت او هیچ‌کس نتواند بر دیگری ستم کند. مهدی (ع) قضاوتی جدید آورد، و به‌حکم داود و آل داود حکم کند و از مردم بینه و شاهد نطلبد. و برحسب باطن قضاوت  کند، و بی‌هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. خداوند حکم را به او الهام کند، و او بر طبق احکام الهی حکم کند.  امام مهدی (ع) دوست و دشمن را با نگاه بشناسد .</p>
<p style="text-align: justify;">سخن پایانی: حکومت جهانی مهدی (ع) پس از سختی‌ها و جنگ‌های فراوان، تشکیل می‌شود، همان‌گونه که حکومت پیامبر و امیرالمومنین(ع)، آشکار است که زمینه‌سازان چنین حکومت بی‌بدیل، یاران مخلص و فداکار و بااراده‌های آهنین می‌طلبد و زمینه‌های اجتماعی آن نیز با رهبری آن حضرت و پیروان متعهد و پیراسته و خودساخته میسور و ممکن است. بنابراین آن‌گونه که در ذهن و اندیشه برخی می‌گذرد که پیروان امام (ع) فقط به دعا و انتظار بسنده کنند  و درراه زمینه‌سازی ظهور و اقامه حکومت آن پیشوای بزرگ الهی تلاش و کوشش نکنند،! فرسنگ‌ها با واقعیت، فاصله دارد. !!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3126</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پرتوی از زندگانی برترین بانوی هستی (فاطمه زهرا(س) )</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3079</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3079#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Jan 2024 08:49:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[پرتوی از زندگانی برترین بانوی هستی (فاطمه زهرا(س) )]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3079</guid>
		<description><![CDATA[روز جمعه بیستم ماه جمادی‌الثانی،پنج سال پس از بعثت پیامبر اکرم اسلام، در بن اسمان حجاز، در دامنه کوه‌های سنگی مکه در چشم‌انداز کعبه در منزل وحی ، در عرصه‌ی که دهان خدای جوی پیامبر گرامی اسلام با تلاوت قران بر ان نور می‌پاشید. در خانه‌ی که فرشتگان ان را خوب می‌شناختند و در ان [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">روز جمعه بیستم ماه جمادی‌الثانی،پنج سال پس از بعثت پیامبر اکرم اسلام، در بن اسمان حجاز، در دامنه کوه‌های سنگی مکه در چشم‌انداز کعبه در منزل وحی ، در عرصه‌ی که دهان خدای جوی پیامبر گرامی اسلام با تلاوت قران بر ان نور می‌پاشید. در خانه‌ی که فرشتگان ان را خوب می‌شناختند و در ان رفت‌وامد داشتند، انجا که زمزمه‌ی نماز پیامبر در صبح و شام و اوای ملکوتی تلاوت پیامبر در دل شب، زمینش را به اسمان پیوند می‌زد، در خانه امید هدایت جهانیان و در منزلی که ماوای مستمندان و پناهگاه اسیران و مرکز هدایت یافتگان بود، در خانه نورانی پیامبر(ص) و خدیجه، دختری به دنیا امد و چشم به جهان گشود، نوزاد رسالت و تجسم عصمت، همسر و همراه ولایت، مادر امامت، بانوی بانوان جهان و برترین بانوی هستی (فاطمه سلام‌الله علیها) پا به عرصه وجود این جهانی نهاد.</p>
<p style="text-align: justify;">با تولد فاطمه (س) خانه رسالت، بیش‌ازپیش، کانون مهر و عطوفت شد. رنج‌های عظیم پیامبر که از سوی کفار قریش بر ان حضرت تحمیل می‌شد، با تولد فاطمه (س) تسکین می‌یافت. نوزاد مبارک ،گونه‌های خسته پدر و مادر دردمند را همچون نسیمی ارامش‌بخش، هر صبح و شام نوازش می‌داد. دختری که جایگاه زن را در جامعه تاریک عربستان؛ که تولد دختر و وجود زن را مایه ننگ و عار می‌دانستند و انان را یا زنده‌به‌گور می‌کردند یا در ردیف کالا و مایملک قرار می‌دادند.! چنان ارتقا داد که از سوی افریدگار عظیم و حکیم، و در زبان ناطق به وحی پیامبر عظیم، به خیر کثیر و منبع و منشای کوثر، معرفی شد. و لقب پرافتخار سیده النساء العالمین برای اولین بار و برای همیشه از ان خود نمود. فاطمه (س) سراسر حیات نورانی خویش را در شعاع وحی و سایه‌سار انسان‌ساز پدری که خدای متعال، او را صاحب خُلق عظیم، معرفی کرد، سپری نمود. دختری که مصداق بارز سوره «هل اتی» و «کوثر» و ایه شریفه «مباهله» و محور ایه مبارکه «تطهیر» و مظهر سوره شریف «قدر» و مرکز «حدیث شریف کساء» و محل نزول جبرییل امین، پس از رحلت پیامبر اعظم، و صاحب مصحف شریف فاطمی گشت، بانوی که هم‌کفو اولین امام و جانشین رسول اعظم (ص)؛ امیرالمومنین و پیشوای متقین و امام اولین و اخرین علی (ع)، قرار گرفت. حق و خیر و نورانیت و هدایت از دامن‌پاک و مطهر او نشات گرفته و در سراسر جهان تا قیامت پرتوافکن و طنین‌انداز شد: که «و الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم و انتم اهله و معدنه»</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #00ccff;"><strong>پرتویی از شخصیت نورانی فاطمه (س):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">پدر: پدر گرامی فاطمه (س) برترین پیامبر و بهترین مخلوق خداوند ، اورنده برترین و کامل‌ترین دین مادر: حضرت خدیجه (ع) که پاکی و نجابتش زبانزد همگان و ثروت او یکی از دو عامل پیروزی و گسترش اسلام، و در نزد پیامبر گرامی اسلام از جایگاه بالای محبوبیت و احترام برخوردار بود. شوهر و همسر: امیر مومنان و پیشوای متقیان، الگو و اسوه و مقتدای هدایت یافتگان، برترین مخلوق و بنده خدای منان پس از رسول اکرم (ص)؛ کسی که بیان و قلم از توصیف او عاجز است.</p>
<p style="text-align: justify;">فرزندان: امامان پاک و استوانه‌های راهنمایی و هدایت و پیشوایان راه مستقیم و نجات‌دهندگان بشریت از گمراهی و ضلالت و تحقق‌بخش هدف عظیم خلقت و راهنمایان شاهراه رستگاری و سعادت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #00ccff;"><strong>شخصیت عظیم فاطمه (س):</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">پاکی و طهارت: محوریت ایه تطهیر چنانکه در فوق گفته شد. برترین مدال پرافتخار طهارت و پاکی ان حضرت است. عصمت فاطمی او گواه برترین طاعت و بندگی و الگو و اسوه بودن او در دنیا و اخرت است. در احادیث متعدد از منابع شیعه و سنی از پیامبر اکرم و امامان معصوم (ع) تصریح و تاکید بر اسوه بودن ان حضرت.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگی و عبادت: در روایتی از امام صادق(ع) سوال شد: چرا فاطمه (ع) زهرا یعنی درخشنده نامیده شد؟ فرمود: زیرا هنگامی‌که در محرابش به عبادت می‌ایستاد، نور او برای اهل اسمان می‌درخشید چنانکه نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد. «علل الشرایع ص۱۷۳»</p>
<p style="text-align: justify;">جایگاه آن حضرت نزد پیامبر(ص): از شگفتی‌های که حیات نورانی فاطمه (س) را ارجمندتر می‌سازد؛ مهر و علاقه شدید پیامبر اکرم (ص) نسبت به اوست. پیامبری که به‌تصریح قرآن، جز وحی سخن نمی‌گوید. در مورد فاطمه (س) در موارد متعدد می‌فرمود: فاطمه پاره تن من است، کسی که او را خوشحال سازد مرا خوشحال ساخته است و کسی که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است، فاطمه گرامی‌ترین مردم نزد من است. و نیز می‌فرمود: کسی که او را بیازارد مرا ازرده است، کسی که مرا بیازارد، خدا را ازرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">علم و حکمت فاطمه (س) : علوم و حکمت فاطمی برگرفته از تعالیم وحی و قران و به‌خصوص از نزول جبرییل (ع) بر ان حضرت و القای اخبار و وقایع اینده که بنا بر روایات معتبر توسط امیرالمومنین علی (ع) کتابت و به‌صورت مصحف فاطمه (ع) جمع‌اوری و نزد امامان معصوم(ع) بوده و اکنون نزد امام زمان (عج) هست. به یکی از جلوه‌های علم و حکمت فاطمی (س) که در خطبه فدکیه بیان‌شده اشاره و نوشته مختصر پیش رو را به پایان می‌بریم. خطبه فدکیه ان حضرت که سراسر ان مشتمل بر علوم و حکمت است با حمد و ثنای الهی و اشاره به نعمت‌های خداوندی و شهادت به وحدانیت خداوند و یاداوری برخی صفات الهی اغاز می‌شود در قسمتی از ان به چگونگی و حکمت خلقت جهان می‌پردازد. و می‌فرماید: «ابتدع الاشیاء لا من شئ کان قبل‌ها&#8230;» که خلقت جهان را بدیع و بدون ماده قبلی می‌داند. بحثی که از قدیم، یکی از مباحث</p>
<p style="text-align: justify;">اساسی و مهم حکما و اندیشمندان بوده است و تا ان زمان جواب قانع‌کننده‌ی برای ان نداشتند،! ان حضرت در جمله کوتاه حکمت‌امیز ان را مطرح فرمودند. البته بحث خطبه‌ها و سخنان ان حضرت مجال جداگانه‌ی می‌طلبد که علما و دانشمندان باید به ان بپردازند. در پایان این نوشته مختصر به سروده زیبا و شایسته علامه اقبال لاهوری در توصیف ان حضرت اشاره می‌شود.</p>
<p>مریم از یک نسبت عیسی عزیز                              از سه نسبت حضرت زهرا عزیز</p>
<p>نور چشم رحمه للعالمین                                        آن امام اولین و اخرین</p>
<p>ان‌که جان در پیکر گیتی دمید                                روزگار تازه ایین آفرید</p>
<p>بانوی ان تاجدار هل اتی                                         مرتضی مشکل‌گشا شیر خدا</p>
<p>پادشاه و کلبه‌ای ایوان او                                        یک حسام و یک زره سامان او</p>
<p>مادر ان مرکز پرگار عشق                                         مادر ان کاروان‌سالار عشق</p>
<p>مادران را اسوه کامل بتول                                       مزرع تسلیم را حاصل بتول</p>
<p>نوری و اتشی فرمان‌برش                                        گم رضایش در رضای شوهرش</p>
<p>ان ادب پرورده صبر و رضا                                         آسیا گردان و لب قران سرا</p>
<p>رشته ایین حق زنجیر پاست                                    پاس فرمان جناب مصطفی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3079</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به مناسبت میلاد فرخنده‌ی امیرالمومنین علی(ع)</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2744</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=2744#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Feb 2022 19:17:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[به مناسبت میلاد فرخنده‌ی امیرالمومنین علی(ع)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2744</guid>
		<description><![CDATA[میلاد سراسر نور مولود بیت حرمت، مدار حق و حقیقت، چشمه‌سار علم و حکمت، محور دادگستری و عدالت، نمونه و پرچم‌دار شجاعت، اسوه و پیشوای صبر و استقامت، طلایه‌دار امامت و عهده‌دار ولایت، شاخص و میزان عبادت، امیر بیان، مولای متقیان، دارنده علم راسخان، مفسر، معلم و مبین قرآن، در هم کوبنده ستمگران، یار و [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">میلاد سراسر نور مولود بیت حرمت، مدار حق و حقیقت، چشمه‌سار علم و حکمت، محور دادگستری و عدالت، نمونه و پرچم‌دار شجاعت، اسوه و پیشوای صبر و استقامت، طلایه‌دار امامت و عهده‌دار ولایت، شاخص و میزان عبادت، امیر بیان، مولای متقیان، دارنده علم راسخان، مفسر، معلم و مبین قرآن، در هم کوبنده ستمگران، یار و دادرس مظلومان و یتیمان، ساقی حوض جنان، مقیاس اعمال بندگان، تاجدار &#8220;هل اتی&#8221;  مصداق کامل &#8221; لافتی&#8221;، آیت عظمی &#8220;الله&#8221; جانشین برحق و بلافصل حضرت مصطفی (ص)، بنده خالص و مخلص خدا، مصداق تام و اکمل نعمت مطلق &#8220;اله&#8221; امیر مومنان علی (علیه‌السلام )  بر همه رهروان و ره پویان راه حضرتش مبارک باد.!</p>
<p style="text-align: justify;">انسانی که به‌واقع، بیان و قلم را توانایی و یارایی توصیف او نیست &#8230; او که با شگفتی زاده شد و با معیار دیگر زیست و به‌گونه‌ای دیگر ماند و باحالتی برتر رفت. او که در قوس نزول و وجود نوری، همسان و به مرتبت و منزلت جان پیامبر (ص) مفتخر شد. در عرصه‌ی صعود نیز افتخار همشانی و هم‌طرازی با کتاب خدا و معلم و مفسر و مجری دستورات آن معجزه‌ی ابدی و یادگار جاودان رسول خاتم را با خود داشت. و به امر آفریدگار حکیم و نص پیامبر عظیم، آن امانت بزرگ و سترگ را به جانشینان شایسته‌ی پس از خود، سپرد، که اینک و تا هرگاه که خدای متعال، اراده کند، عهده‌دار آن امانت عظیم الهی، ولی‌الله اعظم و خاتم اوصیا حضرت بقیه‌الله (عج) می‌باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">بیان و توصیف چنین انسانی را بهتر است از زبان قرآن که عدل و همشان و هم‌طراز آنان، و نیز گفتار و احادیث خود آن‌ها، ببینیم و بشنویم: به قول شاعر:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8221; آفتاب آمد دلیل آفتاب   گر دلیلت باید از وی رخ متاب&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">اشارات</span> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"> <strong>اشاره یکم: </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">شگفتی ولادت: به نقل متواتر و صریح تاریخ، از ابن عباس و دیگران، امیر المومنین علی (ع) در سال سی عام‌الفیل، در روز جمعه در خانه کعبه و به‌طور اعجاز آمیز و بی‌مانند، به دنیا آمد و به گفته‌ی مادر گرامی‌اش (فاطمه بنت اسد) اسم او با پیامی از غیب، &#8220;علی&#8221; نهاده شده است، علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۳۵، ص ۸ و شیخ مفید، ارشاد ص ۳</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #0000ff;">اشاره دوم:</span> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">دوران کودکی با پیامبر (ص): خداوند پیامبر را پس از شیرخوارگی با بزرگ‌ترین فرشته‌ها همراه کرد تا او را در راه بزرگواری‌ها و خوبی‌ها رهنمون باشد. من نیز از پیامبر پیروی می‌کردم چنان‌که کودک شیرخوار از مادر. در آن هنگام که اسلام در هیچ خانه‌ی راه نیافته بود، فقط پیامبر و همسرش خدیجه (س) مسلمان بودند، از مردان، من اولین مسلمان بودم. نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی پیامبری را می‌بوییدم.  (نهج‌البلاغه قسمت آخر خطبه‌ی ۲۳۴)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #0000ff;">اشاره سوم:</span> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">علی (ع) مدار حق بودن: به‌تصریح پیامبر اکرم (ص): &#8221; علی مع الحق و الحق مع علی اللهم ادرالحق مع علی حیث دار&#8221; به تواتر در منابع شیعه و سنی، نقل‌شده که پیامبر فرمود: علی با حق و حق با علی است و بار الها! حق را بر محور و مدار علی قرار بده.  فخر رازی ، تفسیر کبیر، ج۱ ص۱۶۸ و شیخ صدوق، امالی ، ص۸۹</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #0000ff;">اشاره چهارم:</span> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">علم و حکمت علوی: علی (ع) باب دانش نبوی و جامع علم اولین و آخرین و آگاه به تاویل قرآن کریم بود. حضرتش فرمود: پیامبر (ص) هزار در از دانش و حکمت به من آموخت که ازهر در هزار در دیگر، گشوده می‌شود. و در خطبه ۹۳ نهج‌البلاغه می‌فرماید: &#8220;.. فاسالونی قبل ان تفقدونی &#8230;&#8221;  سوگند به آن‌کسی که جانم به دست اوست، که از چیزی که از امروز تا قیامت واقع می‌شود و سرنوشت افراد و گروه‌های مردم و کارهایشان، شما را باخبر می‌سازم . پیامبر (ص) همه‌ی این‌ها را به من تعلیم داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">در خطبه شقشقیه: &#8220;سیل دانش از وجودم، سرازیر می‌شود و مرغ اندیشه را یارایی پرواز به قله‌ی دانشم نیست.&#8221; (نهج‌البلاغه، فراز اول  خطبه شقشقیه)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره پنجم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">عدالت محوری علی (ع): عدالت بیت الغزل دوره کوتاه حکومت علوی است، در دیدگاه متعالی آن حضرت، عدالت از چنان اهمیت و شمول برخوردار‌است که می‌فرماید: &#8220;به خدا قسم اگر هفت‌اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‌ها است به من دهند، تا خدا را نافرمانی و پوست جوی را از مورچه‌ی به ناروا بگیرم، چنان نخواهم کرد&#8221;  و در سایه عدالت است که مومن و کافر به مقصود خویش می‌رسند؛ یکی دین و دیگری دنیای خود را آباد می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره ششم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">شجاعت و جوانمردی: در غزوه بدر، سی‌وشش نفر از دلاوران مشرکین را کشت. در غزوه احد، نشان فتوت و جوانمردی را با خطاب &#8221; لافتی ..&#8221; از آن خود کرد. در غزوه خندق با تمام ایمان در برابر تمام کفر بروز نمود و سنجه‌ی این عمل او برتر از عمل تمام امت‌ها قلمداد شد. فتح خیبر با دستان پرتوان و اراده‌ی حیدری او میسور و محقق شد. در &#8221; لیله مبیت &#8221; مدال شجاعت حفظ جان پیامبر را از پروردگار متعال دریافت کرد. (قرآن کریم، بقره ، آیه ۲۰۷)</p>
<p style="text-align: justify;">این‌ها مصادیق اندکی از شجاعت صغرای آن حضرت است. اما شجاعت کبری و غلبه بر نفس  و هوی در آن حضرت، از توان قلم و بیان امثال ما برنمی‌آید و اهل معنا شاید بتوانند به گوشه‌های از آن اشاراتی داشته باشند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره هفتم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">امامت و ولایت: امامت از چنان جایگاه و عظمت برخوردار است که ابراهیم خلیل (ع) پس از امتحانات سخت و طاقت‌فرسا و طی مقامات نبوت و رسالت و خلت، به آن، بار یافت. امام علی (ع) که به‌منزله‌ی نفس پیامبر(ص) است، پس از او مناسب‌ترین مقام که خلافت آن حضرت است را نیز دارا است. این امر به دستور خداوند و به‌تصریح پیامبر اعظم  بارها اعلام و به مردم ابلاغ شد و حتی ابلاغ رسالت و اتمام نعمت و اکمال دین به رساندن آن امر مهم و عظیم منوط شده است. (سوره مائده آیه ۳)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره هشتم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">کرم و بخشندگی و یاری ستمدیدگان و یاور یتیمان و دستگیری فقرا و مستمندان:  او کسی بود که در زمان حکومت خود که مالک گنج‌های قیصر و خزاین بلاد و کشورها بود ولی خود جز نان جو و نمک و خرما نمی‌خورد و هر آنچه از آبیاری و کاشت خرما و آباد کردن نخل‌ها به دست می‌آورد را به مستمندان و فقرا و یتیمان و&#8230; انفاق می‌کرد. انفاق‌های آشکار و نهان، روزانه و شبانگاه آن حضرت، در آیات متعدد قرآن آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره نهم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">علی (ع) آیت تمام‌نما و آینه‌ی درخشان اسمای حسنای خدای تعالی:  امام علی (ع) و اهل‌بیت پیامبر (ص) مظهر تام و کامل اسما و صفات حسنای الهی‌اند. گفتار و رفتار آنان جلوه‌ی کامل اسما و صفات خداوند است. عدل الهی کرم و جود و سخاوت و رحم و عطوفت و مهربانی و&#8230; همه در زندگی اهل‌بیت پیامبر تبلوریافته و رضایت خداوند اساس حیات طیبه‌ی آنان بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اشاره دهم:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">عبادت و بندگی برترین مدال افتخار امام علی (ع) و اهل‌بیت گرامی پیامبر (ص). امام (ع) تمام کمالات و مقامات خود به‌عنوان انسان کامل را بر محور عبادت و بندگی خدای متعال ، قرار می‌دادند.  و ربوبیت پروردگار متعال را مایه فخر و عزتمندی می‌دانست. &#8221; الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا و کفانی فخرا ان تکون لی ربا&#8221;  (شیخ صدوق، خصال ، ج۲ ص۴۲۰). پروردگارا!  ما را در زمره‌ی پیروان راستین آن حضرت قرار ده!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=2744</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بعثت یا طنین رستگاری و سعادت</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1354</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=1354#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 May 2016 18:27:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[بعثت یا طنین رستگاری و سعادت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1354</guid>
		<description><![CDATA[بعثت که در لغت به معنای برانگیختن و فرستادن می‌باشد در ادبیات دینی و اسلامی از جایگاه بالا و منزلت چشم‌گیری برخوردار است و نقطه عطف در تاریخ دین اسلام به شمار می‌رود. ازآن‌رو که در این روز رویدادی به وقوع پیوست که کل مسیر زندگی بشریت بر مبنای آن رقم خورد، هرچند در نقطه‌ی [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">بعثت که در لغت به معنای برانگیختن و فرستادن می‌باشد در ادبیات دینی و اسلامی از جایگاه بالا و منزلت چشم‌گیری برخوردار است و نقطه عطف در تاریخ دین اسلام به شمار می‌رود. ازآن‌رو که در این روز رویدادی به وقوع پیوست که کل مسیر زندگی بشریت بر مبنای آن رقم خورد، هرچند در نقطه‌ی کوچک و بخشی از جزیره‌العرب روی داد اما دامنه‌ی به وسعت جهان را در خود و پیام خود داشت و از آن روزنه‌ی کوچک به پنجره‌ی بزرگ و بزرگ‌تر در سطح جهان گسترش یافت و دیری نپایید که طنین دل‌نشین و پیام جان‌بخش آن نسیم روح‌افزای جهانیان گردید و مشام جان انسان و انسانیت را نوازش داد. شایسته است این رخداد فرخنده را در ابعاد چندی به بررسی گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff00ff;">یکم) برانگیزنده یا فرستنده:</span></p>
<p style="text-align: justify;">که خدای متعال و آفریننده و هستی‌بخش جهان و جهانیان است و بااراده حکیمانه، اشرف مخلوقات را خلعت کرامت بخشیده و مقام انسانیت را شایسته‌ی جانشینی خویش دانسته و مدال بهترین آفریده را به آن عطا نموده و به خود تبریک گفت که (تبارک‌الله احسن الخالقین) و هم او به آدم و آدمیت شیوه‌ی زیستن و زنده‌بودن را آموخت و راز و رمز برتری این موجود خاکی را بر سایر مخلوقات تعلیم داده و او را سزاوار مسجود و آموزگار ملایک بودن نمود. به‌راستی چنین موجودی شگفتی که در دو سوی سقوط و صعود هیچ محدودیتی ندارد و ترکیب یافته از بعد مادی و ملکی تا معنوی و ملکوتی، هم می‌تواند در سیر نزولی به پست‌ترین مرحله سقوط و هم در سیر صعودی از فرشته‌ها بالاتر رود و تا ملکوت پران شود. هستی آفرین، دونیروی هدایتگر درونی (عقل) و بیرونی(پیامبران) را در راستای راهبری و راهنمایی انسان در اختیار او قرار داده تا با اختیار و اراده آزاد مسیر کمال و سعادت را انتخاب و بپیماید و به هدف آفرینش که قرب الی الله باشد نایل آید.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff00ff;">دوم) مبعوث یا فرستاده‌شده:</span></p>
<p style="text-align: justify;">آفریدگار توانا و حکیم از میان انسان‌ها تعدادی از آن‌ها را به‌عنوان پیام‌رسان و سفیر خود با معجزه‌های آشکار و نشانه‌های روشن برای هدایت و راهنمایی بشر مختار و آزاد با توجه به ویژگی‌های که در آن‌ها وجود داشت، برانگیخت تا با کمک نیروی درونی عقل و با تکیه بر محکم و متقن‌ترین شاهراه معرفت (وحی) کاستی‌های عقل بشر را در انتخاب و گزینش راه درست و مسیر رستگاری و سعادت رهنمون باشند. فرستادگان الهی که برترین انسان‌ها و بهترین ویژگی‌ها را داشتند باتحمل رنج‌های طاقت‌فرسا پیام حیات‌بخش خداوند متعال را با بهترین شیوه و متقن‌ترین استدلال و با برخورداری از نیروی بازدارنده و نگه‌دارنده عصمت، به گوش هوش و جان انسان‌ها رسانده و عذر و بهانه‌ی برای کج‌روی و گمراهی بشر باقی نگذاشته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">باری! رخداد عظیم بعثت با آدم (ع) و شریعت او آغاز و در فرایند بلند تاریخ با راهبران راستین و با استقامت انبیای الهی (صدوبیست و چهار هزار) تا خاتم انبیا و کامل‌ترین آنان ازهرجهت، تداوم یافت و هرکدام در زمان خود سکان‌دار کشتی نجات بشریت و سوق آن به ساحل امن سعادت و رستگاری و با نشانه‌ها و استدلال‌های محکم سعی و تلاش نمودند؛ آدم (ع) آدمیت نو را بنیاد نهاد، نوح پیامبر باتحمل صدها سال رنج و محنت، خدا را بر کافران خواند، ابراهیم(ع) در محیط جهل و تاریک بت‌پرستی، ندای توحید سر داد و پروانه‌وار در آتش جهل و عناد مشرکان رفت و با اعجاز اعجاب‌انگیز الهی نجات‌یافته و بساط بت‌پرستی و شرک را از جامعه برچید و قهرمان توحید و یکتا‌پرستی گشت. موسی کلیم(ع) با عصای معجزه‌گر و ید بیضا بر فرعونیان شورید و بااراده‌ی الهی آنان را در قعر طوفان گمراهی و ضلالتشان غرق نمود. عیسی(ع) انسانیت مرده را زنده کرد و امراض بی‌درمان جسم و روح آنان را معالجه نمود و انسان‌ها را به ظهور کامل‌ترین پیامبر و دین اکمل و کتاب جامع و کامل ابدی (قرآن) بشارت داد. اما دریغا که موجود دوبعدی به نام انسان، پیام انبیا را نشنیده و در بسیاری موارد با سو اختیار مسیر گمراهی و تبه‌کاری را انتخاب و عقل را نیز که از خداوند به ودیعت گرفته بود در مصاف با هوی و هوس و تابع آن و در کمند اسارت آن درآورد که به فرموده‌ی علی(ع) (کم من عقل اسیر تحت هوی امیر) .</p>
<p style="text-align: justify;">سخن از دوران فترت پیش از بعثت پیامبر گرامی اسلام است که همه‌ی مردم دنیا در انحراف‌های فکری، پندارهای موهوم، سنت‌های غلط اجتماعی، خرافات و افسانه‌ها و گرفتاری‌های اخلاقی و اجتماعی، درگیر و گرفتار بودند. پیش از ظهور اسلام ، یهودیان، دین موسی(ع) را تغییر دادند و اصول آن را به‌صورت جامد و خشک درآوردند و روح مادیگری در زندگی مردم رخنه کرده بود. مسیحیت هم که برای تهذیب اخلاق و پالایش روح و روان مردم از آلودگی‌ها آمده بود، از طرف پدران روحانی تغییر ماهیت یافت و دکانی شد برای سوداگری اکثریت آنان و چون فاقد قوانین کامل برای سیستم اجتماعی و اداره‌ی جامعه بود، از نجات و رهبری همه‌جانبه‌ی مردم، عاجز ماند.</p>
<p style="text-align: justify;">درنتیجه‌ی چنین اوضاع آشفته که مردم در آتش فساد و تباهی می‌سوخت، خرافات و اوهام به‌عنوان مذهب بر مردم حکومت می‌کرد، دوگانه‌پرستی و تثلیث بر مردم تحمیل‌شده بود و گروه بسیاری بت و آتش و ستاره و&#8230; را می‌پرستیدند و خلاصه انحطاط اخلاقی و معنوی بر همه‌جا سایه افکنده و درواقع بشریت در پرتگاه سقوط ابدی قرارگرفته بود! شبه‌جزیره‌ی عربستان وضعیت به‌مراتب بدتر از سایر نقاط جهان داشت، جنگ و نزاع قبیله‌ای اصل اساسی نظام اجتماعی آن، زندگی عشیره‌ی،گله‌داری و شبانی و بحران اقتصادی ناشی از استثمار طبقه حاکم، رباخواری و بهره‌کشی‌های ظالمانه، و انواع فساد اخلاقی و اجتماعی و بدتر از همه ننگ دانستن دختر و زنده به گور کردن آنان و در یک‌کلام سیطره‌ی جهل و ظلم و استثمار در تمام شبه‌جزیره بیداد می‌کرد. در چنین فاز و فضایی و برای اصلاح بنیادی چنین جامعه‌ی، یک انقلاب اساسی و دگرگونی همه‌جانبه ضروری و لازم بود.</p>
<p style="text-align: justify;">پیام‌آور این انقلاب و رهبری آن‌کسی نبود جز پیامبر خاتم که تمام انبیای گذشته را در خود داشت و تحت تربیت مستقیم پروردگار توانا و دارا بودن برترین صفات انسانی و خلق عظیم با رافت و رحمت تمام و با همراهی و راهنمایی کامل‌ترین کتاب آسمانی که منشور سعادت ابدی بشریت و محکم‌ترین استدلال و فصیح‌ترین گویش و جان‌پذیرترین پیام‌ها را در خود دارد و پیام آغازین آن با سپیده‌دم خواندن و تعلیم و تهذیب توسط اعظم فرشتگان و امین‌ترین آنان (حضرت جبرییل) بر قلب پاک پیامبر وحی می‌شود و آن حضرت را مامور ابلاغ و تبیین و تعلیم عموم مردم جهان نموده و نازل کننده قرآن خود مصونیت آن از تحریف و دستبرد شیاطین انس و جن را ضمانت می‌کند (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون) و فهم و به کار بستن آن را پس از تعلیم و یادگیری ضمانت کننده‌ی خوشبختی و سعادت و سلامت ابدی می‌داند و با ارمغان قسط و عدالت ، که مهم‌ترین و باارزش‌ترین خواسته بشری نیز هست، طنین سعادت و رستگاری جهانیان را ندا می‌دهد و با شیرین‌ترین بیان و بلیغ‌ترین و رساترین کلام، مشام جان و روح و روان انسان را معطر نموده و همواره انسان را به سمت‌وسوی سعادت ابدی و حیات جاودان رهنمون می‌شود. نقطه‌ی آغازین این رویداد مبارک و خجسته، بعثت پیامبر اعظم اسلام (ص) و نزول وحی الهی در بیش از چهارده قرن قبل بود و تا بعثت فرجامین انسان در معاد و زندگی ابدی او ادامه خواهد داشت&#8230; که حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیمه و حرامه حرام الی یوم القیمه)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=1354</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مزاری در وضعیت استثنا!</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1266</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=1266#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Mar 2016 14:46:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مزاری در وضعیت استثنا!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1266</guid>
		<description><![CDATA[«به مناسبت بیست و یکمین سالگرد شهادت رهبر عدالت‌خواهی در کشور شهید بابه مزاری» وضعیت استثنا چه وضعیت است؟ وضعیتی است که انسان در یک موقعیت تاریخی قرارگرفته انگار که زمانه، تاریخ و جامعه و مردم از او چیزی می‌خواهد. چرخش زمانه و یا به تعبیر فلسفی، نمای دیگری از رخ هستی کسی را فرامی‌خواند [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">«به مناسبت بیست و یکمین سالگرد شهادت رهبر عدالت‌خواهی در کشور شهید بابه مزاری»</p>
<p style="text-align: justify;">وضعیت استثنا چه وضعیت است؟ وضعیتی است که انسان در یک موقعیت تاریخی قرارگرفته انگار که زمانه، تاریخ و جامعه و مردم از او چیزی می‌خواهد. چرخش زمانه و یا به تعبیر فلسفی، نمای دیگری از رخ هستی کسی را فرامی‌خواند تا مطابق حوالت تاریخی‌اش، مرگ تاریکی‌ها را اعلام و تولد روشنایی‌ها را تبریک بگوید. مزاری تنها فراخوانده شده‌ی است که باید خواست زمان، تاریخ و جامعه را در وجود هزارگی خود متجلی بسازد. زمان در چنگ مزاری و مزاری در آغوش زمان هردو باهم تعهد سپرده‌اند تا فصلی جدید را در تاریخ افغانستان رقم زنند. او تنها هزاره‌ی است که در بازی دشوار هستی پا پیش گذاشته تا به دل‌تنگی‌های زمانه و تاریخ پاسخ دهد. مزاری زمانه را با خود همدرد ساخته او را از آسمان‌ها پایین کشیده و به کوچه‌های خاکی و تاریک غرب کابل کردش می‌دهد تا سختی‌ها و رنج‌های بیچار‌گان را با تمام وجود لمس نماید. از خانه‌های گِلی مردم برچی عبور داده و تاریخ طولانی محرومیت‌های هزاره را به خوانش می‌گیرد تا نسبت به تصمیم خود برای تغییر مصمم و راسخ باشد. این وضعیت دست‌کم با دو مشخصه زیر قابل‌تحلیل است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">مشخصه‌های وضعیت مزاری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">۱- شورش علیه منطق تبعیض</span></p>
<p style="text-align: justify;">همان‌گونه که مزاری می‌خواست دنیای جدیدی را که سرشار از برابری و برادری باشد رقم زند، ادبیات به‌کاررفته در این دنیای جدید نیز نو و تازه است. ازاین‌رو، واژه شورش بیش از اینکه به معنی اقدام خشونت‌آمیز گروهی علیه نظام حاکم باشد، دارای محتوی تغییر بنیادین منطق سیاسی حاکم بر جامعه است. منطق حاکم، منطق استبداد با مشخصه‌های ظلم، خشونت، قتل‌عام، فروش انسان، حق کشی و نگاه برتری‌طلبی و برده سازی دیگران از خاستگاه قوم‌گرایی است. از آن جای که طبیعت منطق استبداد و تبعیض عمر نه‌چندان طولانی دارد، باید روزی که منطق خشم و نفرت از گردنه تغییر رو به سراشیبی است، کسی حضورداشته باشد تا باهیمنه خود شیبی سقوط منطق غیرانسانی را تندتر نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">مزاری همان مردی است که با شکار زمان از جا بر خواسته و در مدت کوتاه به عمر طولانی استبداد و تبعیض خاتمه بخشید و یا دست‌کم با چالش جدید مواجه ساخت. این شورش بیش از اینکه به دنبال جابه‌جای قدرت، تغییر کرسی‌های سیاسی باشد، هدفش فروپاشی منطق ظالمانه قوم‌گرایانه حاکم بر مردم و تغییر بنیادین نگرش پشتون سالاری به سیاست است. از همین‌رو است که مزاری همسان با دنیای جدیدی که در شرُف رخ دادن است، گفتمان ادبیات سیاسی نو و تازه را نیز پدید می‌آورد و آن حاکمیت ملی با ترکیب عادلانه همه اقوام است.</p>
<p style="text-align: justify;">در برهه که مزاری از گفتمان وحدت ملی سخن می‌گفت، عده‌ای در کمین استفاده از دست و پاچگی فروپاشی منطق استبداد، نمی‌خواست سیاست از وضعیت گندیده قومیت خارج‌شده و در فضای بی‌آلایش ملی تنفس کند. این نگاه قومی کردن سیاست بود که پس از سقوط دولت دست‌نشانده شوروی، و تا قبل از به خود آمدن استبداد بزرگ که هنوز باور نکرده بود عمرش به پایان رسیده است، استبداد کوچک‌تری به نام مسعود فاجعه خلق کرده و فاصله‌های قومی‌ای که در حال نزدیک شدن بود به سال‌ها عقب راند.</p>
<p style="text-align: justify;">ممکن است شورش بر منطق تبعیض، برخورد فیزیکی و خشونت ازاین‌دست را نیز در پی داشته باشد، اما به‌هیچ‌وجه منطقی نیست که حق‌طلبی مظلوم خاستگاه خشونت باشد، بلکه خشونت و حتی فاجعه در اثر فروپاشی و زمین خوردن منطق غلط استبداد و تبعیض به وجود می‌آید. زمانه و مزاری هردو شیپور مرگ تبعیض و نگرش قومی به سیاست را به صدا درآورده بودند ولی این منطق زور و تبعیض است که برای بقای خود حاضر است هر نوع فاجعه‌ی را به وجود آورد، اما حاضر نیست پیام مرگش را باور کند. کسی که از تغییر زمان آگاه است و مرگ تدریجی عامل رنج دو صدساله مردمش را می‌داند، نه لازم است عقده‌ی عمل نماید و نه استراتژی سیاسی‌اش اجازه خلق فاجعه را می‌دهد. البته هیچ شورشی خالی از فاجعه نیست، ولی هر فاجعه‌ای به دلیل نسبی بودنش از جنس فجایع ضد انسانی که به قتل‌عام مردم بی‌گناه منجر شود نیست، بلکه از جنس مرگ منطق تبعیض، ظلم، بی‌عدالتی، انحصارطلبی و استبداد قومی است که در طول تاریخ هدف ملت‌های ستمدیده بوده است. بلی، مزاری فرمان این فاجعه را که مرگ ظلم و تبعیض باشد، از تنها خانه مسکونی‌اش، یعنی از زیرزمین محقر کارته سه صادر کرد. او منطق روز، حذف و تبعیض را به چالش کشید و به‌جای آن منطق ملی و گفتمان سیاسی فراقومی را پایه‌ریزی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">۲- تعهد به‌مثابه خطر</span></p>
<p style="text-align: justify;">دومین مشخصه وضعیت مزاری، تعهد به‌مثابه خطر کردن است. او ریسک بزرگی کرده است. هم از این نظر که با زمانه یا همان جلوه هستی بی‌کران همدست شده تا طرح جدیدی دراندازد و هم اینکه در یک بازی نابرابر در مقابل استبداد و تبعیض ایستاده است. این‌گونه خطر کردن ممکن است مرگ همیشه زنده مزاری را در پی داشته باشد و هم ممکن است خشم بد خواهان را برانگیخته تا به بهانه انتقام از مزاری، غرب کابل را از زمین و هوا گلوله‌باران کنند. اما او با تعهدی که به زمانه‌اش در جهت یورش بر منطق نابرابری سپرده است، استوار می‌ماند و به همه این خطرات لبخند می‌زند. به‌موجب همین عهد و پیمان است که در سخت‌ترین شرایط با مردمش می‌گوید: نمی‌خواهم شمارا تنها ‌بگذارم.</p>
<p style="text-align: justify;">آنچه برای مزاری مهم است همین تعهد به‌مثابه خطر است و این‌یکی از برجسته‌ترین نشانه رهبری سیاسی مزاری است. البته کسی که رنج‌های دو صدساله را حس کرده و احساس می‌کند که در این برهه از زمان تمام سنگینی حقارت‌ها، ظلم‌ها، تبعیض‌ها، محرومیت‌ها و جرم تحمیل‌شده تباری بر شانه‌اش افتاده است، بی‌معنی است که چیزی غیر از مصالح مردم را بخواهد. مزاری خود را در وجود جمع و جمع را در وجود خود و همه را علیه فروپاشی منطق تبعیض و بی‌عدالتی تعریف می‌کند. او با همین نگاه وسیع و با درک درست از وضعیت رقت‌بار هزاره فریاد برمی‌آورد بیش از این نمی‌خواهم هزاره بودن جرم باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">پرسش مزاری این بود که بودن به شمایل هزارگی چه تفاوتی با نحوه بودن به ریخت اوغان و تاجیک دارد که هزاره بودن جرم و به‌تبع آن مستحق تبعیض است و برای دیگران نه! دقیقا همین پرسش است که حتی برای خودی‌ها نا روشن‌ترین و مغفول‌ترین نکته در وضعیت مزاری بوده و هست. پس وضعیت مزاری تراکم رنج‌های دو صدساله تاریخی مردم هزاره در یک مقطع زمانی خاصی است که حتی خود زمان هم بیش از این تاب تحمل تداوم حیات منطق تبعیض و نابرابری را ندارد. او تنها فراخوانده شده‌ای است که باید جلو تبعیض و نابرابری وقفه ایجاد نموده و فرمان مرگ استبداد را صادر نماید. مزاری علیه منطق نابرابری و تبعیض قاطعانه ایستاد و تعهد سپرد که در مواجه با هرگونه خطری ماموریتش را به پایان برساند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=1266</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادر درد و رنج، درد و رنجش را به تاریخ سپرد!!</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=1177</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=1177#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2016 06:49:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[مادر درد و رنج، درد و رنج‌اش را به تاریخ سپرد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=1177</guid>
		<description><![CDATA[مادر شهید مزاری بعد از یک قرن تحمل درد و رنج، درد و رنجش را به تاریخ سپرد و خود سبک‌بال این دنیای پررنج و محنت را ترک گفت و به آرامش ابدی رسید. مادری که در تمام دوران زندگی و در همه فرازوفرود پرمشقت روزگار و در همه پستی‌وبلندی‌های ایام جز رنج و محنت [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مادر شهید مزاری بعد از یک قرن تحمل درد و رنج، درد و رنجش را به تاریخ سپرد و خود سبک‌بال این دنیای پررنج و محنت را ترک گفت و به آرامش ابدی رسید. مادری که در تمام دوران زندگی و در همه فرازوفرود پرمشقت روزگار و در همه پستی‌وبلندی‌های ایام جز رنج و محنت و جز غم و اندوه چیزی دیگر را به تجربه ننشست و هر چه در مدت حیات خود دید غم بود و اندوه، رنج بود و محنت، درد بود و مشقت و &#8230;. . مادری کلا نقش بسیار پردردسر، سخت و دشوار و همراه با رنج و مشکلات بی‌شماری است اما این نقش هم از جایی به‌جایی و از کشوری به کشوری، از فرهنگی به فرهنگی، و از محیطی نسبت به محیطی فرق می‌کند. در کشور افغانستان که سرزمین درد و رنج، محنت و مشقت است درد و رنج مادر دوچندان است. مادر هزاره بودن این درد و رنج را صدچندان کرده و تحمل بار خستگی‌های روزگارش را دشوارتر.!!</p>
<p style="text-align: justify;">مادر شهید مزاری مادر یک شخص تنها نبود بلکه او مادر یک تاریخ بود. مادری تاریخ مردم زجردیده و ستم‌کشیده‌ای که جز فاجعه و دهشت و جز کشتار و جنایت و جز بی‌رحمی و قساوت چیزی در حافظه نداشته و ندارد. او نه‌تنها از گذشته خون‌بار و فاجعه‌بار می‌آمد که دریای از رنج‌ها، دردها، اندوه‌های روزگارش را چشید و باآن‌همه مصیبت و محنت لحظه‌لحظه سوخت و با سوختن خویش ساخت و چون کوه باوقار و پهن‌دشت بی‌کران سکوت رازآلود و خاموشی غم‌اندود نمود و هرگز لب به شکایت نگشود و این‌همه مصایب و مظالم را صبورانه تحمل کرد و غم تنهایی و فراق فرزندانش چون شهید مزاری و برادرش را در سینه خویش دفن کرد و آن را فریاد نکرد و شیون نکرد و آه و ناله‌ی جان‌سوز را به نمایش نگذاشت تا قامت تاریخ خم و وقار غربت و شکوه نجابت و عظمت سادگی و جایگاه رهبری و موقعیت مردمی نشکند.</p>
<p style="text-align: justify;">او در عین اینکه وارث یک تاریخ سراسر فاجعه و شاهد روزگار سراسر حادثه بود خود نیز تاریخ‌ساز و حادثه‌آفرین بود و تاریخ این قوم را بازاندیشی کرد و در معرض بازآفرینی قرارداد. این نادره زمان، و این مادر دوران با پرورش و تربیت فرزندی چون شهید راه عدالت، برابری و آزادی تاریخ را از نو بنا کرد و از نوبنیاد نهاد و مسیر تاریخ سراسر ظلم، استبداد، تبعیض و تعصب را در بستر جویبار عدالت و برابری و آزادی به جریان انداخت و راه و مسیر دیرین تاریخ را سد و راه و مسیری جدیدی پیش روی تاریخ و مردمشان قرارداد و عزم و آهنگ نو را برای پیمودن، راه‌نو ساز کرد و افق جدیدی در فضای انحصار و خفقانی کشور باز و امید روشنی در دنیای تاریک خلق، و خلق و تاریخ سرزمین خویش را مدیون زحمات، ایثار، فداکاری و ازخودگذشتگی‌اش کرد و خود به ابدیت پیوست و ابدی و جاودانه گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">مادر تاریخی مردم ما از طریق تحویل فرزندی همچون شهید مزاری به جامعه، نقش بسیار برجسته و تاثیر بسیار خجسته در تاریخ این مرزوبوم داشت و سرنوشت جمعی مردم ستمدیده و قربانی‌ای تبعیضات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، را دگرگون کرد و بار دیگر هزاره‌ها را از حاشیه به متن تاریخ و از انزوا و انکار وارد معرکه تعیین سرنوشت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی نمود و دشنام بودن هزاره را از ذهنیت‌ها زدود و عزت و اعتمادبه‌نفس را به او پس داد و هزاره را هزاره ساخت و هویت گریزی‌اش را مهار و به او هویت اصیل و تاریخی‌اش را معرفی و به آن آشنا کرد. مردم هزاره پیش از اینکه هزاره باشند شیعه، سنی، اسماعیلی بودند. درحالی‌که شیعه بودن هویت یک‌بخشی از هزاره‌ها است نه تمام هزاره‌ها. امروزه تمام هزاره‌ها اعم از هزاره‌های شیعه دوازده‌امامی، هزاره‌های اسماعیلی و هزاره‌های سنی همه پیش از اینکه خود را با مذهبشان تعریف نمایند با قومشان خود را معرفی و خود را هزاره می‌دانند و همگی‌شان با هویت قومی خود می‌زیند بدون اینکه هویت قومی‌‌شان با هویت مذهبی‌شان در تضاد و تقابل قرار بگیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">مادر شهید مزاری که ازجمله مادران تاریخ‌ساز کشور است هم از طریق فرزند شهیدش مزاری بزرگ روی تاریخ تاثیر گذاشته و تاریخ‌ساز گردید و هم از طریق انتخاب زندگی شخصی به شکل ساده (بدون بوریا در زمین و بدون ستاره در آسمان)، همچون مردم عزیزش، الگوی تاریخی برای تاریخ گردید. در دوره و زمانه‌ی که همه مدعیان رهبری و دلسوزی به خلق، به زراندوزی، شهرک‌سازی، و حرمسرا‌گرایی و معامله با خون و رای مردم رو آورده به فریب خلق خدا مشغول و همچون انگل، خون مردم را بی‌پروا و بی‌مهابا می‌مکند و از طریق معامله با سرنوشت سیاسی، اجتماعی، و &#8230;. مردم به کاخ‌های مجلل و نوکران وفادار و دست‌بوسان مفت و رایگان و غلامان مطیع و کنیزان متنوع و بی‌شماری دست‌یافته ثروت و کبکبه و دبدبه‌شان را به رخ می‌کشند؛ شیوه‌ی زیستن این مادر داغدار تاریخ، چقدر شکوهمندانه و باعظمت و زیبا و سرشار از علو و استغناست!! که هر انسانی ناگزیر در پیشگاه چنین انسانی وادار به تعظیم و کرنش و تکریم می‌گردند. آری این مادر تاریخ‌ساز با همه دردها و رنج‌های تاریخی و با تمام اندوه‌های عمیق انسانی و با جهانی از عزلت و تنهایی‌اش روز جمعه ۹/۱۱/۱۳۹۴ در آرامگاه ابدی‌اش آرام گرفت و مادر تاریخ‌ساز خود به تاریخ پیوست و درد و رنجی که در طول یک قرن حیات خویش آن را تحمل کرد را به تاریخ سپرد.!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=1177</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امام حسن مجتبی (ع) کریم آل طه و مظهر جود و سخا</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=846</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=846#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jul 2015 16:01:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسن مجتبی (ع) کریم آل طه و مظهر جود و سخا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=846</guid>
		<description><![CDATA[در نیمه‌ی ماه رمضان سال سوم هجری، نخستین ثمره‌ی زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، نواده پیامبر گرامی اسلام (ص) چشم به جهان گشود. پیامبر(ص) برای گفتن تهنیت، به خانه‌ی علی(ع) آمد و نام این مولود مبارک را از سوی خداوند «حسن» نهاد. تقارن ولادت این وجود مبارک که به کریم اهل‌البیت معروف گردید با [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در نیمه‌ی ماه رمضان سال سوم هجری، نخستین ثمره‌ی زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، نواده پیامبر گرامی اسلام (ص) چشم به جهان گشود. پیامبر(ص) برای گفتن تهنیت، به خانه‌ی علی(ع) آمد و نام این مولود مبارک را از سوی خداوند «حسن» نهاد.</p>
<p style="text-align: justify;">تقارن ولادت این وجود مبارک که به کریم اهل‌البیت معروف گردید با برترین ماه که ماه کرامت و به رمضان کریم مشهور است پرده &#8211; از اسرار تفسیر واقعی مصداق حقیقی کرامت و بزرگواری بنی‌آدم که آفریننده‌ی کریم در کتاب سترگ آسمانی (قرآن) آن را مدال افتخار بر سینه‌ی انسان دانسته و خلقت او را شایسته‌ی تبریک گویی به خود و مهر تایید بر پیشانی جانشینان خود در زمین و رمز برتری این موجود بر سایر مخلوقات، قلمداد کرده و دربیان رسول گرامی خود آن را همتای کتاب کریم خویش قرار داده که &#8220;انی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی اهل‌بیتی&#8221; برمی‌دارد و راز و رمز این تقارن و همسویی و باهم بودن را آشکار می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">آن‌گونه که امام مجتبی (ع) در اولین خطبه پس از شهادت پدر گرامی‌اش امیرالمومنین (ع) بیان فرمود: &#8220;دیشب مرد یگانه‌ی از جهان رخت بربست که در میان گذشتگان و آیندگان، در دانش و علم و عمل یکتا بود. در همه حالات در کنار پیامبر و نگهبان اسلام و پیامبر و در این راه از هیچ‌گونه تلاش و مجاهدت دریغ نمی‌کرد و پیامبر در جنگ‌ها او را به سپهسالاری می‌فرستاد و او پیروزمندانه باز می‌گشت و از زرد و سفید دنیا (سیم وزر) بیش از هفت‌صد درهم که سهمیه‌اش بود چیزی نگذاشته است&#8221;.</p>
<p style="text-align: justify;">به بهانه‌ی ولادت آن امام بزرگوار در ذیل به گوشه‌های از فضایل و ارجمندی آن حضرت اشاره می‌کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">یکم) محبت فوق‌العاده‌ی پیامبر (ص) به آن حضرت:</span></p>
<p style="text-align: justify;">به نقل از بسیاری از روایات ، این محبت نسبت به امام حسن و امام حسین (ع) فوق‌العاده بوده و رسول اکرم بارها آن را ابراز می‌نمودند و در فرمایش معروف که از منابع فریقین نقل‌شده آمده است که پیامبر گرامی فرمودند: «حسن و حسین امام‌اند چه قیام کنند و چه نکنند» و یا آنکه فرمودند:«آنکه حسن و حسین را دوست بدارد مرا دوست داشته و آنکه با این دو کینه ورزد و دشمن‌دارند با من دشمنی کرده است» و هم می‌فرمود: «حسن و حسین، سرور جوانان بهشتند». بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چنان بود که پیامبر ارجمند اسلام (ص) او را باکمی سن و سال، در برخی از عهدنامه‌ها گواه می‌گرفت، چنانکه به نقل تاریخ، حضور آن حضرت در عهدنامه‌ی ثقیف و جریان مباهله با اهل نجران و عهدنامه‌های دیگر به‌عنوان فرزندان پیامبر و گواه بر عهدنامه‌ها، شاهد ارجمندی و بزرگواری آن حضرت بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">دوم) پرهیزگاری و زهد امام مجتبی(ع):</span></p>
<p style="text-align: justify;">عبادت و تقوی رمز پیشرفت اولیای الهی و زمینه‌ساز رسیدن به اوج کمالات و فتح قله‌های سعادت است آثار این پرهیزگاری را در هنگام وضو و نماز آن حضرت همه مشاهده می‌کردند؛ به هنگام وضو رنگ می‌باخت و در نماز به لرزه می‌افتاد و می‌فرمود آنکه در پیشگاه خداوند می‌ایستد را جز این سزاوار نیست. پیاده و گاه برهنه‌پا، بیست‌وپنج بار به خانه‌ی خدا رفت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">سوم) بخشندگی و سخاوت:</span></p>
<p style="text-align: justify;">کریم اهل‌بیت در بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان، سرآمد روزگار خویش و آرام‌بخش دل‌های دردمند و نقطه‌ی امید درماندگان بود، هیچ آزرده‌دلی نزد آن حضرت شرح پریشانی نمی‌کرد، جز آنکه مرهمی بر دل‌آزرده او می‌نهاد و بسیار می‌شد پیش از آنکه مستمندی اظهار احتیاج کند، از او رفع نیاز می‌کرد. این امر به صورت‌های گوناگون مستقیم و غیرمستقیم ازجمله اطعام به مردم در مهمانخانه‌ی علی (ع) که با سرپرستی امام حسن (ع) اداره می‌شد و در زندگی کریمانه‌ی آن حضرت، سه بار هرچه داشت نیمی از آن را به فقرا و مستمندان انفاق کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">چهارم) شجاعت و شهامت:</span></p>
<p style="text-align: justify;">به‌رغم آنچه دشمنان و کوردلان شایع کرده بودند که شجاعت امام حسن (ع) از دیگر اییمه کمتر بوده است، تاریخ گواه صدق برخلاف این پندار است. حضور فعال و موثر امام مجتبی (ع) در فتح شمال آفریقا توسط مسلمانان به همراه پدر و حضور پرشور و تعیین‌کننده در جنگ‌های جمل و صفین و&#8230; در کنار پدر و تلاش‌های موثر آن حضرت در بسیج و ساماندهی مردم در جنگ‌های یادشده، نشان آشکار بر بطلان پندارها و شایعات دروغین دشمنان بوده است. دشمنان عنود و جاهلان ناآگاه، نسبت به امام مجتبی (ع) تهمت‌های ناروایی را پخش و تبلیغ کردند که به نمونه‌ی از آن اشاره شد و همچنان در مورد صلح آن حضرت، یا ازدواج‌ها و طلاق‌های امام (ع)، مغرضانه یا از روی ناآگاهی و جهل به جعل و تحریف واقعیت پرداختند که خوشبختانه کتاب‌های متعدد و معتبر و مستند در رد یاوه‌گویی‌ها و پندارها و اکاذیب ذکرشده، نوشته‌شده و با توجه به محکمات فرمایشات پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) که در سطور فوق به برخی از آن اشاره شد و مقام ارجمند عصمت معصومین (ع) که با دلایل محکم و مستند عقل و نقل، همراه هستند، دیگر جایی برای پندارهای موهوم و غرض‌آلود، باقی نمی‌ماند. و ما به همین مختصر، از باب تیمن و تبرک و به مناسبت مولود مبارک کریم آل طه بسنده و دامنه‌ی این سطور ناقص را با قطعه شعری درباره‌ی آن امام همام (ع)، برمی‌چینیم.</p>
<p style="text-align: justify;">نام نیکویش حسن، خلقش حسن، خویش حسن</p>
<p style="text-align: justify;">مجمع اسمای حسنی را که &#8221; فادعوه بها &#8221; است</p>
<p style="text-align: justify;">حسن سرتاسر، ز پا تا سر، ز سر تا پا شده</p>
<p style="text-align: justify;">مظهر نص   &#8221; له الاسماء والحسنی&#8221; شده</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=846</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیام تسلیت هیات رهبری شورای سراسری هزاره‌های سنی افغانستان برای شهادت هزاره‌های کویته</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=791</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=791#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2015 09:30:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=791</guid>
		<description><![CDATA[شورای سراسری هزاره های سنی افغانستان پیام تسلیت هیات رهبری شورا به منظور شهادت هزاره های کویته برادران صبورمان ، هزارهای مقیم شهر کویته کشور پاکستان درود بر شما، و رحمت و برکت خدا برای شما عزیزان آزاده‌ و مصلح صادق درگذشت برادران گران‌مایه‌ مان را، به حضور جامعه هزاره و خصوصا برادران ما مقیم [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>شورای سراسری هزاره های سنی افغانستان</p>
<p>پیام تسلیت هیات رهبری شورا به منظور شهادت هزاره های کویته</p>
<p>برادران صبورمان ، هزارهای مقیم شهر کویته کشور پاکستان</p>
<p>درود بر شما، و رحمت و برکت خدا برای شما عزیزان آزاده‌ و مصلح صادق</p>
<p>درگذشت برادران گران‌مایه‌ مان را، به حضور جامعه هزاره و خصوصا برادران ما مقیم شهر کویته صمیمانه تسلیت می‌گوییم. خداوند متعال وجود ارجمندان را در پناه مرحمت و مغفرت خویش متعالی دارد، و صبوری مضاعف به ملت ستمدیده هزاره و خانواده‌ی گرامی‌ شهدا نصیب فرماید.</p>
<p>تاریخ معاصر هزاره ها، گواه این زخم ها زیاد بوده است و ملت هزاره هماهنگی خود را بر اصول می‌شناسد که هر درد و مصیبتی را در برابر آرمان بلند و ایمان عمیق‌اش به زانو درمی‌آورد.</p>
<p>استواری مومنانه و پایداری توام با توکل و امیدوارانه‌ی برادران هزاره خود را در راه نیل به چشم‌انداز‌های ارزشمند اسلامی، و استقامت در برابر رنج‌ها و محدودیت‌های ناروا و فشارهای غیرقانونی، بر مردم آزادی‌خواه و آگاه، پنهان نیست. هزاره ها قدرشناسی که مقام والای دردمندان وطن و مصلحان شجاع و شریف خود را پاس می‌دارند، با شادی آنها شاد و در غم آنها شریک‌اند.</p>
<p>اکنون که خبر جانگذاز شهادت برادران مان در آنسوی مرزها را میشنویم، رجاء واثق داریم که دعای خیر و احساسات همدلانه‌ی اقشار مختلف جامعه هزاره را، که تسلای دل داغدارتان خواهد بود.</p>
<p>صبوری و بقای عمر شریف و پربرکت برادران عزیز آزاده را به‌ویژه در این روزهای سخت، و در برابر ناملایمات و رخدادهای ناگواری چون فقدان برادری و هماهنگی، از پروردگار عالم مسألت می‌کنیم.</p>
<p>عمیق‌ترین مراتب همدردی و همدلی ما و رهروان و شاگردان شورای هزار ه های اهل سنت نثار جان صبور و آزاده‌ی شما.</p>
<p>إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ</p>
<p>وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ</p>
<p>شورای سراسری هزاره های اهل سنت افغانستان &#8211; کابل</p>
<p>۱۹ جوزا ۱۳۹۴</p>
<p>گرفته شده از فیسبوک</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=791</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شاخصه‌های آرمان‌شهر «مهدوی» یا حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=774</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=774#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2015 18:46:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[شاخصه‌های آرمان‌شهر «مهدوی» یا حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=774</guid>
		<description><![CDATA[به‌جز در آموزه آنارشیسم، در ضرورت وجود حکومت، می‌توان اجماع نظر را در میان اندیشمندان اعم از دینی و غیردینی، مطرح کرد. علاوه بر آن در گذرگاه پهنه‌ی تاریخ، جماعتی بدون حکومت، (فارغ از شکل ابتدایی و ساده یا پیشرفته و پیچیده) را نمی‌توان یافت. حکومت در ادبیات سیاسی، بیانگر قوه‌ی حاکمه‌ی است که ساختار [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">به‌جز در آموزه آنارشیسم، در ضرورت وجود حکومت، می‌توان اجماع نظر را در میان اندیشمندان اعم از دینی و غیردینی، مطرح کرد. علاوه بر آن در گذرگاه پهنه‌ی تاریخ، جماعتی بدون حکومت، (فارغ از شکل ابتدایی و ساده یا پیشرفته و پیچیده) را نمی‌توان یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">حکومت در ادبیات سیاسی، بیانگر قوه‌ی حاکمه‌ی است که ساختار قدرت و ویژگی‌های هیات حاکمه را نشان می‌دهد و به همین جهت ادعای حق حکمرانی در جامعه را دارد که به صورت‌های مختلفی مطرح می‌شود. گاه چنین ادعایی ناشی از سنت‌های یک جامعه و زمانی بر اساس قرارداد اجتماعی و گاه بر مبنای موروثی بودن حق حکومت، گاهی حکومت‌ها مبتنی بر زور و غلبه و سرانجام بسیاری از حکومت‌ها بر اساس داعیه‌های دینی و الهی صورت می‌گیرد. حکومت حضرت مهدی عج در این دسته قرار می‌گیرد و بر اساس حق الهی استواراست. حکومت‌ها در طول تاریخ به لحاظ قلمرو نیز اشکال مختلف به خود دیده است. از حکومت‌های قبیله‌ی و دولت‌شهرهای یونان باستان تا دولت ملی که از پیامدها و آموزه‌های اصلی انقلاب فرانسه بوده است. همچنین حکومت‌های که داعیه جهانی و جهان شمولی داشته همچون حکومت اسکندر مقدونی و&#8230; که به‌جز حکومت‌های دینی آن‌هم در دوره‌های کوتاه، همانند حکومت سلیمان نبی (ع) و حکومت اسلامی نبوی (ص) و حکومت دادگرانه‌ی علوی (ع) بقیه در تحقق آموزه‌های جهان‌شمولی و اصل اساسی عدالت اجتماعی، موفقیتی چندانی نداشته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس آموزه‌های صریح قرآن کریم و روایات دینی، بر الهی و جهانی بودن حکومت مهدی (عج) تاکید شده است. امامت از منظر شیعه منصبی الهی است که از جانب خداوند تعیین‌شده و پیامبر گرامی اسلام مامور ابلاغ آن می‌باشد: ای پیامبر ما آنچه از سوی خداوند (معرفی امام«ع» ) به مردم را ابلاغ کن، که عدم ابلاغ آن به معنای عدم انجام ‌وظیفه رسالت خواهد بود. بنابراین شاخصه‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) بر مبنای تصریح قرآن و روایات را می‌توان چنین برشمرد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱-‌ مهم‌ترین و اساسی‌ترین شاخصه حکومت امام مهدی (ع) که رکن اصلی حرکت جهانی امام را تشکیل می‌دهد گسترش همه‌جانبه و تقویت و توسعه توحید و یگانه‌پرستی در سطح جهان و از بین بردن مظاهر شرک و کفر و هوا و هوس پرستی است، چیزی که سرلوحه‌ی آغاز دعوت انبیای الهی و پیامبر گرامی اسلام نیز بوده است. هرچند در نهضت انبیا این امر به‌طور کامل محقق نشد در اثر موانع و کارشکنی‌ها و مخالفت‌های دشمنان، اما در قیام موحدانه‌ی مهدوی (ع) بااراده‌ی الهی به‌طور کامل تحقق خواهد پذیرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">۲-‌ یکی دیگر از شاخصه‌های حکومت مهدوی(عج) عدالت‌جویی و عدالت‌خواهی و تلاش برای برقراری عدالت و رفع تمام مظاهر ظلم و بی‌عدالتی و به‌تصریح روایات معتبر اسلامی، امام (ع) در اتمام و تکمیل این خواسته و آرمان بشری که ایده‌آل تمام جوامع انسانی در درازنای تاریخ نیز بوده و انبیای الهی نیز در این مسیر پر ارزش و پیچیده از جان مایه گذاشته و به‌جز در برهه‌های کوتاه تاریخی همانند مدینه النبی(ص) و حکومت عدل علوی(ع) از طعم شیرین و دلپذیر آن محروم بوده‌اند، در همه ابعاد و شوون اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و&#8230; بهره‌برداری از منابع طبیعی، توزیع عادلانه فرصت‌های اجتماعی و برقراری روابط صمیمانه و صلح‌آمیز، همراه باعظمت و شوکت و عزت جامعه اسلامی در سطح بین‌الملل و بر معیار تقوا و کرامت انسانی و ایجاد صلح و همزیستی و روابط صمیمانه و دوستی متقابل در بین افراد و&#8230; ازجمله شاخصه‌های اصلی حکومت و آرمان‌شهر مهدوی (ع) است که برآمده از دین و برای تحقق و تحکیم بنیان‌های ثابت و استوار دینی می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">برقراری عدالت در زمره‌ی آرمان‌های تاریخی بشریت اعم از دین‌دار و بی‌دین قرار داشته است و درگذر تاریخ تقریبا تمامی حکومت‌ها داعیه‌ی آن را داشته و به‌زعم خود در راستای تحقق آن سعی و تلاش نموده‌اند، اما تلاش‌هایشان، جز در مواردی که در فوق، اشاره شد، موفق نبوده است. دلیل این امر نیز معطوف به جهان‌بینی و نوع نگاه به جهان و انسان و محیط پیرامون می‌باشد. در رویکرد و جهان‌بینی مادی و اومانیستی که اصالت و محوریت را به‌جای خدا به انسان می‌دهد و به‌جای جانشینی انسان از خدا، وی را جایگزین خدا می‌دانند، در مواجهه با مساله‌ی عدالت به دلیل فقدان منبع دچار مشکل شده و در تحقق عدالت نیز ناکام می‌باشند؛ زیرا چنین دیدگاه‌ها به‌رغم توافق در تعریف عدالت، (هر چیزی را درجای خود قرار دادن) در تشخیص و تطبیق مصداق عدالت به‌طورجدی با مشکل مواجه‌اند، ازآن‌جهت که جای واقعی اشیا و اشخاص را صرفا خالق هستی آفرین می‌داند و اگر در فرایند اجرای عدالت این مهم نادیده گرفته شود ، طبعا از تحقق عدالت نیز طرفی درنخواهد بست.</p>
<p style="text-align: justify;">   اما در حکومت عدالت‌گستر مهدوی (ع) همان‌گونه که گفته شد با اراده خداوند، و با تلاش مستمر و فراگیر صالحان با رهبری امام (ع) عدالت همه‌جانبه در پهنه‌ی گیتی محقق خواهد شد و سایه‌ی نفرت‌انگیز ظلم و ستم وبی عدالتی که به تعبیر روایات، زمین را پرکرده است به‌طور کامل از گستره جهان رخت بر خواهد بست.</p>
<p style="text-align: justify;">۳- یکی دیگر از شاخصه‌های حکومت جهانی امام مهدی (ع) این است که با کمک خداوند متعال دین اسلام را که کامل‌ترین دین و پیامبران خاتم رسولان است را بر تمام ادیان باطل دیگر غلبه دهد و معنای ژرفای خلافت الهی که رمز برتری انسان بر سایر مخلوقات است به‌طور کامل در حکومت امام (ع) تفسیر و محقق خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">و سرانجام اینکه بر اساس وعده‌های قرآن ، برخلاف آنچه تاکنون (به‌استثنای حاکمیت‌های الهی توسط برخی انبیا و ایمه (ع) ) حاکمان از میان طبقه‌ی بالای جامعه که به لحاظ اقتصادی و موقعیت اجتماعی برتری داشته‌اند به حکومت رسیده‌اند اما در آرمان‌شهر و حکومت جهانی امام مهدی(ع) به‌تصریح قرآن و تاکید روایات ، صالحان و متقیان و مومنین با پیشگامی امام(ع) حاکمیت برجهان و با ارمغان عدالت و کرامت و ارزش‌های خدامحورانه، خواهند داشت. حکومتی که در بیانات معصومین (ع) از آن تعبیر به دولت کریمه شده است که انسان‌ها را به سعادت و کرامت رهنمون خواهد کرد، و در کلام بهتر جامعه و آرمان‌شهر مهدوی، نسخه‌ی آرمانی و ایده‌آل جامعه و انسان مسلمان است که می‌بایست با نگاه الگویی به آن درصدد تطبیق خویش با آن باشیم. چراکه او سراپا نماد نبوت و ولایت است، تمام پیامبران را در خویش دارد، چون آدم آدمیتی نو را بنیاد می‌نهد، چون نوح با کوله‌بار صدها سال درد و ستم‌کشی بر پشت، خدا را بر کافران می‌خواند. چون ابراهیم ندای توحید در می‌دهد و بت‌های عصر را سرنگون می‌کند، چون موسی بر فرعونیان ستمگر می‌شورد ، چون عیسی انسانیت مرده را زنده می‌کند، و چونان محمد(ص) صلای فلاح و رستگاری عالمیان سر می‌دهد&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=774</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میلاد کوثر نور ( فاطمه زهرا(ع) )</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=622</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=622#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2015 21:29:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=622</guid>
		<description><![CDATA[روز جمعه بیستم ماه جمادی‌الثانی، پنج سال پس از بعثت پیامبر، در بن آسمان حجاز، در دامنه کوه‌های سنگی مکه، در چشم‌انداز کعبه، در منزل وحی، در عرصه‌ی که دهان خداجوی پیامبر با تلاوت قرآن بر آن نور می­پاشید، در خانه‌ی که فرشتگان آن را خوب می­شناختند و در آن رفت­وآمد داشتند، آنجا که زمزمه­ی [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">روز جمعه بیستم ماه جمادی‌الثانی، پنج سال پس از بعثت پیامبر، در بن آسمان حجاز، در دامنه کوه‌های سنگی مکه، در چشم‌انداز کعبه، در منزل وحی، در عرصه‌ی که دهان خداجوی پیامبر با تلاوت قرآن بر آن نور می­پاشید، در خانه‌ی که فرشتگان آن را خوب می­شناختند و در آن رفت­وآمد داشتند، آنجا که زمزمه­ی نماز پیامبر در صبح­وشام و آوای ملکوتی تلاوت پیامبر در دل شب، زمینش را به آسمان پیوند می­زد، در خانه امید یتیمان، در خانه دستگیری از مستمندان، در خانه پناه اسیران و در خانه پیامبر و خدیجه دختری چشم به جهان گشود&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">دختر پیامبر (ص)؛ نوباوه­ی رسالت، پیکره عصمت، بشریت در یک زن، همسر و همسنگ خلافت خدا در زمین، بانوی بانوان جهان، فاطمه (س) به دنیا آمد. خانه رسول خدا (ص) با تولد فاطمه (ع) بیش‌ازپیش کانون مهر و عطوفت شد. در غوغای رنج‌های عظیم پیامبر گرامی که در آن هنگام در مکه با آن دست‌به‌گریبان بود، فاطمه تازه متولد، چون نسیمی آرامش‌بخش، گونه­های خسته پدر و مادر دردمند را هر صبح و شام نوازش می­داد و رنج روزهای پرمشقت رسالت را تسکین می­بخشید &#8230; چه شورانگیز است دختری چنان ارجمند باشد که سید کاینات رسول گرامی اسلام (ص) بدو تسکین یابد و درباره او بفرماید: &#8220;روح من است و بوی بهشت را از او استشمام می­کنم&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">این درباره فاطمه (ع) شگفت نیست، چراکه او از زمره‌­ی بزرگوارانی است که خدای جهان سزاوار ایشان در کتاب عظیم قرآن می‌­فرماید: &#8220;خدای متعال اراده فرموده است که شما اهل‌بیت پیامبر از هرگونه پلیدی پاک و برکنار باشید.&#8221; فاطمه (س) خلاصه وجود پیامبر عظیم و زندگی سراسر نور فاطمه (ع) شایسته­ی هرگونه تقدیر آسمانی است و او برگزیده از میان بانوان در پیشگاه خداست، که با قداست خویش ارجمندی زن را اثبات می­کند، وجود فاطمه به‌تنهایی برترین گواه آن است که زن می­‌تواند در اوج معنویت‌های که رادمردان آسمانی به آن نایل آمده‌اند سیر و پرواز کند.</p>
<p style="text-align: justify;">فاطمه (س) سراسر حیات نورانی خویش را در شعاع وحی و در سایه‌سار انسان‌ساز پدری (که خدای بزرگ او را صاحب خُلق عظیم معرفی کرد) سپری نمود. فاطمه مصداق کوثر و خیر کثیر و آیه‌ی &#8220;انا اعطیناک الکوثر&#8221; درباره‌ی اوست. او مصداق آیه‌ی &#8220;و نسائنا &#8220;در آیه مباهله است. در کلام دیگر، زهرا یک زن است ولی واجد همه صفات نیکو و خصایص همه زنان الگو در جهان و دربرگیرنده همه نقش‌ها و صفاتی‌ که زنان جهان تا قیام روز واپسین از کران تاکران در تمام جهان باید بر عهده گیرند و عمل کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">مادرش بانوی گرامی &#8220;خدیجه کبرا&#8221; زنی است که پیامبر (ص) درباره او فرمود: &#8220;خدیجه یکی از بهترین زنان این امت است&#8221;. &#8220;خدیجه ایمان آورد هنگامی‌که دیگران در کفر بودند و مرا تصدیق کرد هنگامی‌که دیگران تکذیبم می‌کردند، اموالش را رایگان در اختیارم گذاشت هنگامی‌که دیگران محرومم می‌داشتند، و خدای متعال نسل مرا به‌وسیله او قرارداد &#8230;&#8221; . این گویای حقیقتی بزرگ در تاریخ اسلام است؛ زیرا فداکاری‌های خدیجه در پیشرفت رسالت پیامبر (ص) تاثیری به سزا داشته است و به گفته برخی دانشمندان: اسلام و رسالت پیامبر با جهاد علی (ص) و انفاق خدیجه کبرا رونق یافت؛ یعنی خدای متعال این دو بزرگوار را وسیله تایید پیامبر خویش ساخت و جهاد علی (ع) و انفاق خدیجه(ع) دو عامل بزرگ گسترش و پیروزی اسلام بود.</p>
<p style="text-align: justify;"> باری! فاطمه یادگار چنان مادر و فرزند چنان پدری است و در خانه وحی چشم به جهان گشود و نیمی از عمر پربرکت خود را در کنار پیامبر و نیمی دیگر را در مدینه و آن‌هم در خانه علی (ع) و همسری کسی که اگر نمی‌بود، کسی که لایق هم‌کفو بودن با او باشد وجود نداشت و حاصل و ثمره این ازدواج مبارک، فرزندان چون حسن و حسین و زینب و کلثوم و امتداد آن سلسله بی‌همتای امامت و در پیوند ناگسستنی ابدیت و جاودانه تا قیام قیامت.</p>
<p style="text-align: justify;">فاطمه (ع) با اسلام بزرگ شد، با اسلام و قرآن همراه بود، در هوای وحی و نبوت تنفس می‌کرد و می‌بالید، زندگی‌اش از زندگی پیامبر جدا نمی‌شد حتی باوجود ازدواج و فرزندداری خانه‌اش متصل به خانه پیامبر بود و پیامبر بیش از هرجایی دیگر به خانه فاطمه رفت‌وآمد داشت. هر بامداد پیامبر پیش از رفتن به مسجد به دیدار فاطمه می‌رفت. و هرگاه پیامبر می‌خواست به سفری برود با آخرین کسی که وداع می‌کرد فاطمه بود، و چون بازمی‌گشت پیش از دیدار هر کس نزد فاطمه می‌رفت.</p>
<p style="text-align: justify;">خلاصه اینکه :</p>
<p style="text-align: justify;">فاطمه(ع) مظهر شکوفای شفافیت جان و زلالی دل و پاکی قلب و طهارت روح و قداست روان، دانش و بینش، درایت و فرزانگی آگاهی و آینده‌نگری ژرف‌اندیشی و هدف‌داری، عشق و اخلاص، فداکاری و ایثار، گذشت و صفا، شهامت و شجاعت، عظمت و کرامت، مهر و محبت، دگر دوستی و مردم‌خواهی، حق‌جویی و حق‌گویی، حق‌طلبی و حق‌پرستی، توحید و تقوا، امانت و راستی، درخشندگی و روشنگری، پارسایی و پایداری، همزیستی و مسالمت، همت و اعتمادبه‌نفس، ایمان و عرفان و دیگر ارزش‌های والای انسانی و خداپسندانه همواره از شاخسار وجود مبارکش بر تشنگان و جویندگان آب حیات ریزش داشت. او از جنس زنان بود و سند افتخار و مایه مباهات آنان در همه قرون و اعصار در دنیا و آخرت، و در میان جن و انس و فرشتگان و حوریان بهشت &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=622</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
