<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سایت طرح نو، باشگاه اندیشه و گفت‌وگو &#187; دينی</title>
	<atom:link href="http://tarhenaw.com/?cat=12&#038;feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tarhenaw.com</link>
	<description>نشریه الکترونیکی «خانه طرح نو وطن»</description>
	<lastBuildDate>Fri, 27 Feb 2026 20:39:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
		<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
		<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=4.0.20</generator>
	<item>
		<title>عاشورا انفجاری در تاریخ اسلام!</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3200</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3200#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2024 08:25:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا انفجاری در تاریخ اسلام!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3200</guid>
		<description><![CDATA[رویداد تاریخی عاشورا یک حادثه تلخ، جانکاه، تراژیک و تا حدودی استثنایی در تاریخ اسلام بود. این رویداد تاریخی که از عوامل گوناگون و متنوع پیدا و پنهان سیاسی، اجتماعی آب می‌خورد منشای تحولات و دگرگونی‌های زیادی در بستر تاریخ اسلام و مسلمانان گردید. هرچند منشای شکل‌گیری و پیدایش دوشاخه‌ در جهان اسلام بنام و [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">رویداد تاریخی عاشورا یک حادثه تلخ، جانکاه، تراژیک و تا حدودی استثنایی در تاریخ اسلام بود. این رویداد تاریخی که از عوامل گوناگون و متنوع پیدا و پنهان سیاسی، اجتماعی آب می‌خورد منشای تحولات و دگرگونی‌های زیادی در بستر تاریخ اسلام و مسلمانان گردید. هرچند منشای شکل‌گیری و پیدایش دوشاخه‌ در جهان اسلام بنام و عنوان شیعه و سنی، رحلت پیامبر اسلام (ص) و اختلاف روی استحقاق جانشینی و شایستگی بر مسند آن حضرت نشستن میان مسلمانان و بازیگران سیاست (صحابه کبار) بروز کرد  و بر اساس شیخوخیت و نفوذ ابوبکر در میان اصحاب، جانشینی و خلافت به وی رسید و عده‌ای از مسلمانان که ارادت به حضرت علی (ع) داشتند، وی را مستحق این منصب می‌دانستند و باورمند بودند که حق حضرت علی (که به باور این گروه از طرف پیامبر در غدیر خم به جانشینی منصوب‌شده بود) ضایع‌شده و خلافت از سوی ابوبکر و عمر و عثمان غصب گردیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">این کشمکش با خلافت حضرت علی (ع) تا حدودی از سوی طرفداران وی فرونشست و از سوی غرض‌ورزان و امتیاز طلبان، به شکل و شیوه‌ای سیاسی، نه اعتقادی دامن زده شد و جنگ‌های داخلی را در جامعه نوپای اسلامی شعله‌ور کرد. اما همه‌ی این رویدادها علی‌رغم تاثیرگذار بودنشان نتوانست که شکاف خیلی عمیق به شکل دو نحله و دو فرقه متمایز و متشخص را به وجود آورد و امت اسلامی را به فرقه‌های مشخص تقسیم نمایند. البته جناح‌های سیاسی و جنگ قدرت و یارگیری‌های باندی وجود داشت اما فرقه‌ خاص و یا فرقه‌های خاص مذهبی وجود نداشت. در زمان حضرت علی (ع) فرقه‌ای خوارج ظهور کرد اما دوام نیاورد و زود هم از نظر نظامی و هم از جهت اعتقادی و کلامی از هم پاشیدند و نتوانستند دوام بیاورند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان رویداد ناگوار عاشورا، نقش بسیار تاثیرگذاری روی صف‌بندی و جهت‌گیری مسلمان داشت و تمام آنچه تا پیش از حادثه عاشورا به شکل زیرزمینی و در قالب لفافه و بازیگری‌های مزورانه از سوی جبهه مخالف علی و فرزندانش اعمال می‌شد از پرده بر افتاد و برملا و علنی و تا مرحله‌ای پیشرفت که حسین (ع) و یارانش را به شکل فجیع و غیرانسانی در بیابان کربلا سر بریدند و فرزندان یتیم و خواهرش حضرت زینب (س) را به اسارت بردند. این بود که عاشورا نقطه انفجار تاریخ اسلام و مسلمانان است. تضادها و کشمکش‌های قدرت، جنگ و تصادم فضیلت و رذیلت، نفی و اثبات فساد و اصلاح همه و همه، این آتش‌فشان در حال فوران در روز عاشورا فوران کرد و تمام آتش‌های خشم و کینه‌های نهفته در ذهن و ضمیر جناح مخالف به شکل و شمایل آتش‌فشان عاشورا فوران کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">فوران آتش‌فشان عاشورا یک انفجار ساده و موقتی نبود که فوران کند و بعد از مدت‌زمانی خاموش گردد. این آتش‌فشان انفجار تاریخی‌ای بود که تاریخ اسلام را به شکل امروزی‌اش رقم زد و دو جریان و دو خط برجسته و دو نوع نگرش و برداشت از اسلام را به ارمغان آورد. رویداد عاشورا مرزبندی و تمایز میان جناح‌های سیاسی و خط‌مشی تداوم اسلام سنی و شیعی را ترسیم کرد و جریان اسلام عدالت‌خواه و معترض به خلافت و طرفداری از الگوی اسلام امامت بعد از رخداد عاشورا بیشتر و بهتر خود را به نمایش گذاشت و این روند شتاب بیشتری گرفت و فاصله‌های فکری و موضع‌گیری‌های سیاسی خط روشنی پیدا کرد و اسلام به دو جریان بزرگ شیعه و سنی منشعب گردید و به‌مرورزمان این مرزبندی اعتقادی (عدلیه، اشعریِ، معتزله) و خط‌کشی‌های سیاسی (خلافت و امامت) برجسته‌تر و فاصله و شکاف‌های اجتماعی بیشتر گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">ازاین‌رو می‌توان ادعا کرد که رویداد عاشورا انفجار خشم و عصیان جریان محکوم و سرکوب‌شده‌ای اسلام بر اساس قرایت امت و امامت در برابر اسلام برساخته‌ای دستگاه خلافت بود. البته از ناحیه جریان حاکم نیز انفجار اوج استبداد و خودکامگی و فساد سیاسی و انحطاط اخلاقی بود. تقابل و برخورد این دو جریان یادشده بعد از رحلت رسول اکرم (ص) آغاز و در دوره‌های مختلف با فرازوفرود ادامه داشت.  تا زمان رخداد عاشورا این دو جریان، خصوصا از سوی جریان شیعی با تساهل و مدارا برخورد می‌شد. مثلا با این‌که حضرت علی (ع) خانه‌نشین و معترض روی دستگاه خلافت بود اما در زمانی که پای مصلحت کلان اسلام و مسلمین در میان بود با آن‌ها مشاوره می‌داد و در عرصه‌های مختلف با آن‌ها همکاری می‌کرد؛ اما حادثه تلخ و ناگوار عاشورا این روحیه تساهل و مدارا را از میان برداشت و کینه تاریخی را در متن مناسبات تاریخی مسلمانان کاشت و تاکنون متاسفانه ادامه دارد. امروزه این کینه و نفرت از سوی مسلمانان اموی در قالب و فرم وهابیت و جریان‌های تکفیری خود را بروز داده و از طرف شیعیان غالی در قالب لعن و نفرین به خلفا و&#8230; خود را نشان می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">برپایی مراسم عاشورا و گرامی داشت از این رویداد تاریخی و زنده نگهداشتن یاد و خاطره این ظلم عظیم و جفای نا بخشودنی خود اعتراض و واکنشی است که هر ساله به مناسب ماه محرم شیعیان از خود نشان می‌دهند. این رستاخیزی که از سوی شیعیان در ماه محرم شکل می‌گیرد بیانگر نفرت و انزجار از کسانی است که بنام خلافت اسلامی دست به چنین جنایت و قساوتی زده‌اند و این جنایت تاریخی را مرکتب شده‌اند. گرامی‌ می‌داریم یاد و نام سرور آزادگان امام حسین (ع) و یاران پاکبازشان را و به ارواح طبیه‌شان درود می‌فرستیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3200</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مدینه فاضله اسلامی(حکومت جهانی امام مهدی(عج))</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3126</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3126#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Feb 2024 08:29:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[رويدادهای تاريخی]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه فاضله اسلامی(حکومت جهانی امام مهدی(عج))]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3126</guid>
		<description><![CDATA[در سپیده‌دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا، در خانه امام یازدهم (امام حسن عسکری (ع) نوزادی چشم به جهان گشود که نوید گشایش زندگی انسان و برپایی جامعه واحد جهانی بر پایه و مبنای توحید و عدالت و زدودن آلایش‌های شرک و کفر و ظلم و استبداد را به جهان و [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در سپیده‌دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا، در خانه امام یازدهم (امام حسن عسکری (ع) نوزادی چشم به جهان گشود که نوید گشایش زندگی انسان و برپایی جامعه واحد جهانی بر پایه و مبنای توحید و عدالت و زدودن آلایش‌های شرک و کفر و ظلم و استبداد را به جهان و جهانیان می‌داد.!</p>
<p style="text-align: justify;">نوزاد خجسته و مبارک، همنام و هم کنیه جدش رسول اکرم پیامبر اعظم اسلام (ص) و با القاب امیدبخش و بشارت‌آمیز &#8220;مُنجی،&#8221; مهدی&#8221;،&#8221;حجت&#8221;، &#8221; بقیه‌الله&#8221;،&#8221;قایم&#8221;  که وارث تمام پیامبران الهی و سراپا نماد نبوت و ولایت است.</p>
<p style="text-align: justify;">«چون آدم (ع) آدمیتی نو را بنیاد می‌نهد، بسان نوح(ع)  با کوله‌بار صدها سال درد و رنج، خدا را بر کافران می‌خواند، همچون ابراهیم (ع) ندای توحید در می‌دهد و بت‌های سنگی و چوبی و انسانی  را سرنگون می‌کند، همانند موسی(ع) بر فرعونیان ستمگر زمان می‌شورد و طومار زندگی ظالمانه آنان را در هم می‌پیچد، و بادم مسیحایی عیسی (ع) انسانیت مرده را زنده می‌کند، و با عمامه پیامبر(ص) بر سر و پیراهن رسالت در بر، با قرآن پیامبر در سینه و خُلق محمدی (ص) آراسته و سیرت و شمشیر علی (ع) در جان و در دست، با امر خداوند متعال، قیام می‌کند و قله‌ی تمدن اسلام را که بشریت تاکنون جلوه‌های نورانی اندکی از آن را در حکومت پیامبر (ص) و دوران کوتاه حکومت نمونه امیرالمومنین(ع) دیدند،  تحقق می‌بخشد».</p>
<p style="text-align: justify;">اینک، به‌اختصار به فرازهایی از ویژگی‌های شخصیتی متعالی آن حضرت و به برخی شاخصه‌های حکومتی بی‌بدیل آن راهبر و راهنمای الهی، برگرفته از روایات معتبر، آن‌گونه که استاد جعفریان در کتاب پرارج خود حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع) آورده است، اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">یکم) شخصیت دینی: مهدی (عج) در برابر خداوند و جلال او فروتن و خدا و عظمت او در وجود آن حضرت، متجلی است و همه هستی او را در خود فروبرده است. او ذره‌ای از حق را فرونگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند. در حکومت او به احدی بدی نرسد، مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">دوم) ویژگی اخلاقی: مهدی(عج) همچون پیامبر (ص) دارای خُلق محمدی و صاحب حشمت و وقار و سکینه است. علم و حلم او از همه مردمان بیشتر است و در جهان با مشعل فروزان هدایت سیر کند، و چونان صالحان زندگی نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">سوم) سنت عملی: به هنگام رستاخیز مهدی(عج) آنچه هست، دوستی و یگانگی است، تا آنجا که  هرکس هرچه نیاز دارد از آن دیگری بردارد، بی‌هیچ ممانعتی، در زمان مهدی (ع) مومنان در معاملات از یکدیگر سود نگیرند. کینه‌ها از دل‌ها بیرون رود، و همه‌جا را آسایش و امنیت فراگیرد. مهدی (ع) بخشنده است، با عمال و کارگزاران دولت خویش بسیار سختگیر باشد، و با ناتوان‌ها و مستمندان، بسیار دل‌رحم و مهربان.</p>
<p style="text-align: justify;">چهارم) سیره انقلابی: امام زمان (ع) حق هر حق‌داری را بگیرد و به او دهد، حتی اگر زیر دندان دیگری باشد. چون مهدی (ع) قیام کند جزیه برداشته شود، و غیرمسلمانی نماند. حق را به گوش و هوش همگان، اعلام و ابلاغ نماید، و اگر نپذیرد، او را بکشد. خدا به او این‌گونه امر کرده است. بدا به حال کسی که با مهدی (ع) بر سر ستیز آید.</p>
<p style="text-align: justify;">پنجم) سیره تربیتی امام قایم(ع): در زمان حکومت امام قایم (ع) به همه مردم علم و حکمت بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه‌ها با کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) قضاوت کنند. در آن روزگار قدرت عقلی توده‌ها تمرکز یابد، امام (ع) به تایید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند، و در دل همگان فرزانگی پدید آورد. در آن دوران، عیب و آفت از شیعه برطرف گردد. و دل‌های آنان چون پاره‌های پولاد شود، و حکومت و سروری روی زمین به دست آنان افتد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">شاخصه‌های حکومت متعالی امام قایم (عج)</span></p>
<p style="text-align: justify;">الف) حکومت واحد جهانی: دین اسلام به‌عنوان کامل‌ترین دین الهی با نزول قرآن کریم و رسالت جهانی پیامبر اعظم اسلام (ص) از سوی خداوند متعال، بر بشریت اعلام و ابلاغ شد. پیامبر خاتم در دوران رسالت الهی خویش با تمام توان و نیروی الهی، جامعه عربستان و تمام جهان و جهانیان را به توحید و پذیرش دین مبین اسلام دعوت نمود و تا هنگام رحلت، اسلام را بر تمام جزیره‌العرب حاکم نمود.  آنگاه به امر خداوند متعال، امر تبیین و تفسیر و ابلاغ پیام دین مبین را به جانشین شایسته و معرفی‌شده از سوی خداوند متعال را به امیرالمومنین(ع) سپرده و آن امر عظیم و خطیر را در غدیر خُم و در جمع بیش از صد هزار مسلمان ابلاغ فرمود.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خاتم (ص) در دوران رسالت عظیم الهی بارها به امر خطیر جانشینی امامان پس از خود با یادآوری جزییات و ذکر نام و مشخصات وصفت رهبران الهی، هرگونه ابهام و تردید، از دل و گوش و هوش مخاطبان را زدود، اما باگذشت زمان اندک پس از رحلت آن وجود گرامی و گران‌قدر، مسیر اسلام ناب، توسط تعدادی از مسلمانان  به‌ظاهر مسلمان، در اثر هوای نفس و دوستداری دنیا و حُب ریاست و موقعیت، به انحراف کشانده شده  و مسیر مستقیم و ترسیم‌شده الهی آن‌گونه که شایسته بود به سمت‌وسوی دیگری سوق داده شد.!!</p>
<p style="text-align: justify;">در حدود یک ربع قرن پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بار دیگر، مردم خسته و جفا دیده از عملکرد خلفای به‌ظاهر پیامبر! برآشفته و خشمناک، به‌سوی علی (ع) روی آورده و با اصرار و التماس حکومت اسلامی امام علی (ع) را پذیرفته و خواستار حکومت عادلانه آن حضرت شدند. امیرالمومنین (ع) نیز با اعلام شرایط و شاخصه‌های حکومت اسلامی مبتنی بر سنت و سیره پیامبر  (ص) و باهدف احقاق حق و اجرای عدالت و تحقق اصول بنیادین توحید و ارزش‌های ناب اسلامی آن‌گونه که در کتاب خدا و سنت رسول اکرم بیان و عمل شده بود، اقدام نمود و هرچند با هزاران مشکل و چالش‌های توان‌فرسا مواجه گردید اما لحظه‌ای از تلاش و جهاد درراه تحقق ارزش‌ها و اصول و مبانی اسلام راستین فروگذار نکرد. آن حضرت، در دوران حکومت کوتاه الهی خود که نمونه کاملی بود از حق‌خواهی، حق‌گزاری، مبارزه با ظلم، طرفداری از مظلوم، اجرای عدالت، اصول مساوات و برابری و خلاصه احیای ارزش‌های اصیل انسانی، اقدام و عمل نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">جریان دامنه‌دار انحراف، که به‌صورت مزمن و پیچیده در فاصله بیش از سه دهه پس از رحلت پیامبر در لایه‌های پیدا و پنهان جامعه اسلامی نفوذ و بروز یافته بود، بار دیگر با حکومت ناشایسته معاویه سر برآورد و این بار بسیار خطرناک‌تر و مرموزتر از قبل، با خلق فجایع جبران‌ناپذیر تغییر صورت و ماهیت حکومت اسلامی که بر اساس شایستگی الهی بنیاد نهاده شده بود، به شکل سلطنت و امارت موروثی و بازور و تزویر به مردم معرفی و قبولانده شد! این بنای انحرافی باعث خلق حادثه عاشورا و وقایع پرشمار دیگر در تاریخ اسلام گردید که به درازای قرن‌ها و تاکنون امتدادیافته است!!.</p>
<p style="text-align: justify;">اما خط اصیل ولایت و امامت که توسط پیامبر اعظم اسلام (ص) و با دستور خداوند متعال ترسیم و اعلام‌شده بود هیچ‌گاه از تحرک و تلاش،  بازنایستاده و با وعده غیرقابل تخلف الهی و به‌عنوان سنت لایتغیر الهی، مبنی بر اعتلای&#8221; کلمه الله &#8221; و اعتلا و تسلط دین کامل و مبین اسلام بر پهنای جهان و ایجاد حکومت واحد جهانی به دست توانمند آخرین ذخیره و خلیفه الهی و نجات‌بخش بشریت حضرت بقیه‌الله(عج) محقق خواهد شد. در ادامه به‌طور فهرست‌وار به برخی شاخصه‌های حکومت جهانی مهدوی (عج) یا مدینه فاضله اسلامی پرداخته و نوشته حاضر را به پایان می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">گفته شد، از مهم‌ترین شاخصه‌های حکومت امام مهدی (عج) جهانی بودن آن است.  در طول تاریخ بشر بسیاری از حکومت‌ها داعیه حکومت جهانی داشته‌اند. و برخی که به‌طور نسبی با جهان‌گشایی توانسته‌اند بر بخش اعظم از قلمرو زمین حکومت کنند، یا هدف عادلانه نداشته و صرفا برای تسلط بر مردم و کسب ثروت و شهرت، حکمرانی کرده‌اند مانند حکومت امپراتوری اسکندر مقدونی یا کسب قدرت و ارضای شهوت قدرت‌طلبی و حکمرانی، هدف اصلی آنان بوده است مانند امپراتوری‌های عظیم چین و روم و ایران و&#8230; حکومت جهانی مهدی(عج) اما که در امتداد حکومت انبیای الهی و به‌ویژه حاکمیت جهانی آخرین و برترین فرستاده خداوند (حضرت محمد(ص) ) با خصیصه و شاخصه تحقق ارزش‌های اصیل و بنیادین توحید و عدالت و ساختن جامعه انسانی به‌دوراز هرگونه ظلم و ستم و بی‌عدالتی، ممتاز است.</p>
<p style="text-align: justify;">ب) تساوی و برابری انسانی در جامعه مهدوی(عج): در حکومت جهانی آن حضرت، ظلم و ستم برانداخته شود، البته پس از سختی‌ها و جنگ‌ها و در سراسر زمین عدل و داد بپا کند، هیچ جایی در زمین نماند مگر اینکه از برکت عدل و احسان او فیض برده و زنده شود، حتی جانوران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت و داد و نیکویی بهره‌مند گردند. امتیازات به‌ناحق را که عده‌ای به ناروا به خود اختصاص داده‌اند را به صاحبان آن برگردانده و کسی را بر کسی امتیاز ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">ج) شاخصه اصلاحی و اصلاحگری حکومت مهدوی(عج): همه اموال جهان، در نزد مهدی(ع) گرد آید و آنچه را که در دل زمین و بر روی زمین است را خداوند در اختیار او قرار دهد، در روزگار او همگان به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی‌مانند دست یابند، گنج‌ها و دفینه‌های زمین و دیگر معادن استخراج گردد، به‌گونه‌ای که برای پرداخت حق واجب، فقیری پیدا نشود.  هیچ سیاست و حکومتی جز حکومت حقه الهی و سیاست عادلانه قرآنی در جهان ، جریان نیابد. یاران امام قایم (ع) به سراسر جهان پا نهند، و همه‌جا قدرت را در دست گیرند. همه‌کس و همه‌چیز مطیع آنان شوند. امام قایم(ع)  هواپرستی را به خداپرستی بازگرداند، رای‌ها و نظرها و افکار را به قرآن بازگرداند، پس‌ازآن که قرآن را به رای‌ها و نظر و افکار خود بازگردانده باشند. آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است ، و زنده کردن کتاب و سنت چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;">د) شاخصه حکم و قضاوت در حکومت جهانی امام مهدی(عج): امام قایم(ع) میزان عدل را در میان مردم نهد، و در حکومت او هیچ‌کس نتواند بر دیگری ستم کند. مهدی (ع) قضاوتی جدید آورد، و به‌حکم داود و آل داود حکم کند و از مردم بینه و شاهد نطلبد. و برحسب باطن قضاوت  کند، و بی‌هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. خداوند حکم را به او الهام کند، و او بر طبق احکام الهی حکم کند.  امام مهدی (ع) دوست و دشمن را با نگاه بشناسد .</p>
<p style="text-align: justify;">سخن پایانی: حکومت جهانی مهدی (ع) پس از سختی‌ها و جنگ‌های فراوان، تشکیل می‌شود، همان‌گونه که حکومت پیامبر و امیرالمومنین(ع)، آشکار است که زمینه‌سازان چنین حکومت بی‌بدیل، یاران مخلص و فداکار و بااراده‌های آهنین می‌طلبد و زمینه‌های اجتماعی آن نیز با رهبری آن حضرت و پیروان متعهد و پیراسته و خودساخته میسور و ممکن است. بنابراین آن‌گونه که در ذهن و اندیشه برخی می‌گذرد که پیروان امام (ع) فقط به دعا و انتظار بسنده کنند  و درراه زمینه‌سازی ظهور و اقامه حکومت آن پیشوای بزرگ الهی تلاش و کوشش نکنند،! فرسنگ‌ها با واقعیت، فاصله دارد. !!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3126</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به سیره پیامبر اکرم(ص) و امام صادق (ع)</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3062</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3062#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Oct 2023 09:45:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهی به سیره پیامبر اکرم(ص) و امام صادق (ع)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3062</guid>
		<description><![CDATA[&#8221; و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین &#8220; جهان و عربستان پیش از ظهور اسلام در وضعیت نابسامان و تنفرآمیز به سر می‌برد. و فضای تاریک و ظلمانی بر تمام جهان و به‌ویژه عربستان حکومت می‌کرد. نگاه اجمالی به آنچه در جهان و عربستان می‌گذشت نمایانگر ابعاد مختلف انحراف و انحطاط و نارسایی اوضاع جهانی [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">&#8221; و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;">جهان و عربستان پیش از ظهور اسلام در وضعیت نابسامان و تنفرآمیز به سر می‌برد. و فضای تاریک و ظلمانی بر تمام جهان و به‌ویژه عربستان حکومت می‌کرد. نگاه اجمالی به آنچه در جهان و عربستان می‌گذشت نمایانگر ابعاد مختلف انحراف و انحطاط و نارسایی اوضاع جهانی بود.  که به برخی از آن‌ها به‌صورت فشرده اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یکم) اعتقاد یا نظام اعتقادی:</strong> </span> پیش از ظهور اسلام مردم در سراسر جهان ازنظر عقاید و افکار و شوون فردی و اجتماعی در وضع اسف‌انگیز و نامعقول به سر می‌بردند. بت‌پرستی و پرستش اجسام و اشیای گوناگون در برخی از جوامع مانند: روم غربی و چین و هند و.. رواج داشت.  دین یهود تحریف‌شده نیز درجایی دیگری از جهان پیروانی داشت و دین مسیح (ع) که برای تهذیب و تطهیر اخلاق و دور کردن مردم از آلودگی‌ها از سوی خداوند آمده بود از طرف پدران روحانی تغییر ماهیت یافته و دکانی شده بود برای سوداگری پدران کلیسا! انحطاط اعتقادی و اخلاقی و معنوی که در همه‌جا سایه گسترده بود، بشریت را به‌سوی پرتگاه سقوط ابدی سوق می‌داد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>دوم) اقتصاد ناسالم و آلوده به فساد و ربا و بهره و&#8230;:</strong></span>  اقتصاد بیمار قبل از اسلام مبتنی بر نظام فیودالی و برده‌داری و بهره‌کشی‌های ظالمانه و استثمار بود که درنتیجه آن اختلاف طبقاتی و درگیری‌ها حالت عمومی به خود گرفته و نظام‌های قدرتمند روم و ایران را متزلزل و بسیار آسیب‌پذیر کرده بود. که یکی از عوامل سقوط آن‌ها نیز گردید.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>سوم) نظام اجتماعی و اخلاقی:</strong></span> روابط ناسالم ارباب و برده و فیودال و رعیت سبب سنت‌های زشت و زننده اجتماعی و اخلاقی در جوامع پیش از ظهور اسلام شده بود. ازجمله: فقر و فرزندکشی و زنده‌به‌گور کردن دختران و ننگ دانستن زنان و افتخارات موهوم نژادی و قبیله‌گرایی و به دنبال آن غارتگری، چپاول و وحشیگری و تعدی و تجاوز، کم‌فروشی، پیمان‌شکنی و فساد و فحشا و شراب‌خواری و قمار و بسیاری از مظاهر فساد و تباهی مردم عرب را در لجنزاری از فساد و انحطاط فروبرده بود. اگر احیانا در برخی از قلمرو عرب (یمن) نشانه‌هایی از تمدن  ظاهری و ساختمان‌ها و سازه‌های باشکوه وجود داشت اما چون آمیخته با جهل و خرافات و به‌دور از خرد و عاری از آموزه‌های وحیانی بودند،  در درون کاخ‌های بلند و مستحکم، انواع و اقسام شرک و بت‌پرستی و خرافه و هواپرستی رایج بود، که همان‌گونه که در قرآن امده با سنت‌های حکیمانه الهی  از بین رفتند و اثری از آن‌همه شکوه و جلوه‌نمایی باقی نماند. زیرا تمدن بدون تدین به‌رغم جلوه‌نمایی کوتاه‌مدت، ماندگار نخواهد بود.&#8221; ماعندکم ینفد و ماعندالله باق &#8221;  سوره نحل/ ۹۶</p>
<p style="text-align: justify;"> این‌ها نمایی از وضعیت کلی جهان و عربستان پیش از ظهور اسلام بود که با تولد آخرین و کامل‌ترین فرستاده الهی و تابش نور جهان‌افروز اسلام، سیر نزول و سقوط آن‌ها سریع‌تر و سرانجام زوال آن‌ها تحقق یافت. با تولد پیامبر گرامی اسلام، کاخ عظیم انوشیروان لرزید و چهارده کنگره آن فروریخت و آتش هزارساله آتشکده فارس خاموش شد. دریاچه ساوه خشکید. وقوع این حوادث، پیام‌های رسا و روشن برای  مردم و اداب‌ورسوم و عقاید و اخلاق منحط آن‌ها منتقل نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس اراده حکیمانه الهی، دین کامل وجهانی و جاودانی اسلام توسط برترین پیامبرش باید بر مردم ابلاغ و اساس بت‌پرستی و شرک از جهان برچیده و توحید و خداپرستی که مقتضای فطرت انسان است و سعادت و رستگاری انسان را به ارمغان می‌آورد تحقق خواهد یافت. منشور هم‌آوا و هماهنگ با فطرت انسانی اسلام که توسط پیامبر اعظم (ص) اعلام و ابلاغ شد، اساس تمام اعتقادات شرکآالود عربستان و جهان را نشانه رفت و بنیاد تمدن عظیم اسلامی را پی‌ریزی نمود که به‌اختصار یادآوری می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">توحید و نفی شرک، احسان به والدین، منع کشتن فرزندان برای ترس از فقر و رازقیت تام و کامل خداوند. دوری و پرهیز از فساد و فحشای آشکار و نهان، اجتناب از قتل و خونریزی به‌ناحق، رعایت حقوق تمام و کمال ایتام، عمل به قسط و عدل و پرهیز از کم‌فروشی و احتکار، عدم تکلیف طاقت‌فرسا و تکلیف متناسب با توان انسان‌ها، رعایت حق و عدالت در گفتار و کردار و آشکار نمودن آن و لو در مورد نزدیکان و خویشان، وفای به عهد و پیمان (اعم از پیمان‌های الهی و پیمان‌های که بین انسان‌ها با یکدیگر می‌بندید). نظام اعتقادی اسلام بر اساس پرستش خدای یگانه قادر و متعال که خالق و مدبر و منعم و رازق تمام مخلوقات است، استوار و نظام اقتصادی اسلام بر نفی ربا و بهره و حذف برده‌داری و معیار بودن عدالت و احسان و تلاش و کار و مالکیت بر اساس کار مبتنی است. در جامعه اسلامی مقیاس برتری نه بر اساس نژاد و ثروت و قدرت، بلکه بر مبنای تقوا و اخلاق و کرامت بنیادگذاری شده است که آیات شریف قرآن بر آن تصریح دارد. &#8221; &#8230; لا تشرکوا به شیئا&#8221; و &#8221; لا اله الا الله&#8221;  مامن اله الا الله&#8221;  &#8221; هو الذی فی السماء اله و فی‌الارض اله &#8221; و &#8221; الحمد لله الرب العالمین&#8221; و &#8221; قل هو الله احد&#8221; و&#8230;. &#8221;  ان اکرمکم عندالله اتقاکم&#8221; و &#8221; ان لیس للانسان الا ما سعی&#8221;  و همچنین صدها آیات دیگر که به عدالت و احسان و نیکی و حسن خُلق دلالت دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">این‌گونه بود که خداوند متعال بر بشریت و انسان منت نهاد و با فرستادن رسول خاتم، دین جهانی و جاودانه را به‌واسطه او بر مردم اعلام و ابلاغ و همراه با معجزه ابدی قرآن اتمام و اکمال نمود و در امتداد آن در شکل و صورت و محتوای امامت به جانشینان معصوم رسولش (امامان و رهبران راستین الهی)  سپرد و به پیامبرش دستور داد که پس از خود جانشینی امامان و قرآن و همراهی جدایی‌ناپذیر آن دو را تا رستاخیز عظیم، تصریح و تاکید نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">سلسله راهنمایی و هدایت‌گری رهبران الهی که از آدم (ع) آغاز و تا رسول خاتم (ص) در قالب نبوت و رسالت استمرار داشت، توسط نبی خاتم که در غدیر خم به دستور خداوند متعال، به‌صورت علنی و رسمی و آشکار و در جمع بیش از صد هزار مسلمان با امامت و ولایت امیرالمومنین علی (ع) و استمرار و امتداد آن با رهبری امامان معصوم از اهل‌بیت پیامبر (ص) با ذکر نام و مشخصات و صفات و ویژگی‌های پیشوایان دوازده‌گانه معصوم تصریح و تبیین شد.</p>
<p style="text-align: justify;">امام صادق (ع) ششمین امام و رهبر در سلسله نور و هدایت در سپهر درخشان  امامت است که با استفاده از فضای مناسب درگیری‌های امویان و عباسیان، تابش علوم و معارف و آموزه‌های نبوی و علوی را چنان گسترش داد که شعاع نورانی آن سراسر جهان اسلام، بلکه جهان بشریت را روشن و نورانی نمود. در فاصله یک نسل بعد در زمانی که امام هشتم (ع) در نیشابور در جمع هزاران نفر از مشتاقان و تشنگان علوم وحیانی، با تمام وجود به سخنان و احادیث امام رضا(ع) گوش فرا می‌دهند و می‌نویسند.</p>
<p style="text-align: justify;">سفره گسترده فیض امام چنان گسترده بود که چهار هزار نفر که بسیاری از آن‌ها از دانشمندان به نام و دارای فضایل و برخوردار از علوم و دانش فراوان و اخلاق نیک بودند، بهره‌ور شدند.  «زراره» و «حمران ابن اعین»  از علما و دانشمندان و فقهای نامدار عصر خود، از شاگردان و یاران خاص امام باقر و امام صادق (ع) بودند.&#8221;هشام &#8220;و&#8221;ابن ابی یعفور&#8221;و &#8220;مفضل بن عمرجعفی&#8221; و&#8221; جابر بن حیان &#8220;و&#8230; که در فلسفه و کلام و عقاید و ریاضی سرآمد دانشمندان عصرشان بودند.  سران مذاهب مالکی و حنفی و شافعی به اعتراف خودشان افتخار شاگردی امام صادق (ع) را داشتند.</p>
<p style="text-align: justify;">رییس مذهب مالکیه: &#8220;چشم من افضل از جعفر بن محمد در زهد و فضل و ورع و علم و عبادت ندیده است&#8221;.  ابوحنیفه نیز افتخار می‌کند که دو سال در مکتب پربار امام صادق (ع) آموزش‌دیده است. که آن را ریشه همه آگاهی‌های فقهی خود می‌داند. &#8221; لولا السنتان لهلک النعمان&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> گستره فیض علوم خدایی امام صادق (ع) نه‌تنها جهان اسلام را روشن و نورافشانی کرد بلکه پس از ۱۳ قرن دانشمندان اروپا به تعمق و تفکر در تعالیم و آموزه‌های علمی او پرداخته و کتاب‌ها نوشته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">توحید مفضل که در حکمت و کلام و عقاید کم‌نظیر است ازجمله تعالیم و آموزه‌های امام صادق(ع) است که به‌صورت کتاب جداگانه چاپ و ترجمه‌شده است. در پایان این نگاشته مختصر از باب تبرک و تیمن به فرازی از فرمایشات ان امام همام در مکارم اخلاق اشاره می‌شود.  &#8220;&#8230;.  الورع و القنوع و الصبر و الشکر و الحلم و الحیاء و السخاء و الشجاعه و الغیره و البر و صدق الحدیث و اداءالامانه &#8221;  بحارالانوار ج۶۶ص ۳۹۷  فرمود: مکارم اخلاق این‌هایند:  ورع و پرهیزکاری قناعت صبر، شکر، حلم و بردباری، حیا و خویشتن‌داری، سخاوت و جوانمردی، شجاعت و دلیری، غیرت و مردانگی ، نیکوکاری ، راست‌گویی وراست کرداری، و ادای امانت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3062</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جلوه‌های از خُلق عظیم پیامبر(ص) و اخلاق کریمانه امام مجتبی (ع) و اخلاق رووفانه امام رضا(ع)</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3058</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3058#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 17 Sep 2023 15:28:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[جلوه‌های از خُلق عظیم پیامبر(ص) و اخلاق کریمانه امام مجتبی (ع) و اخلاق رووفانه امام رضا(ع)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3058</guid>
		<description><![CDATA[اخلاق نیک از صفات برجسته و پسندیده پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم می‌باشد. به خاطر همین ویژگی، خداوند کریم پیامبرش را به صفاتی توصیف می‌کند که جلوه‌های از صفات خداوندی به شمار می‌روند. &#8220;و ما  ارسلناک الا رحمه للعالمین&#8221; خداوند متعال رب و پروردگار عالمیان است  و پیامبرش رحمت برای جهانیان ؛ یعنی تربیت [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اخلاق نیک از صفات برجسته و پسندیده پیامبر گرامی اسلام و امامان معصوم می‌باشد. به خاطر همین ویژگی، خداوند کریم پیامبرش را به صفاتی توصیف می‌کند که جلوه‌های از صفات خداوندی به شمار می‌روند. &#8220;و ما  ارسلناک الا رحمه للعالمین&#8221; خداوند متعال رب و پروردگار عالمیان است  و پیامبرش رحمت برای جهانیان ؛ یعنی تربیت واقعی جز در سایه هدایت الهی انبیا امکان‌پذیر نیست. تمام دستورات و احکام اسلام برای تمام مردم در دنیا و آخرت، رحمت است. &#8220;&#8230;بالمومنین رئوف رحیم&#8221;؛ پیامبری که از جنس خود شما است به‌سوی شما فرستاده‌شده است و نسبت به کسانی که به هدایت او گوش فرا دهد و از او اطاعت کنند، رووف و رحیم است ؛ زیرا اطاعت از او اطاعت از خداست و خداوند رحمان و رحیم است و پیامبرش نیز جلوه و مظهر صفات رافت و رحمت الهی است. درجایی دیگر قرآن کریم پیامبرش را دارای خلق عظیم معرفی می‌کند:&#8221;انک لعلی خُلق عظیم&#8221; (به تحقیق و تاکید تو، دارای اخلاق بزرگ و بزرگوار هستی) .</p>
<p style="text-align: justify;"> در نخستین آیات قرآن کریم که خداوند دستور خواندنش را به پیامبر می‌دهد، خود را به صفت اکرم موصوف می‌کند : &#8221; اقراء و ربک الاکرم..&#8221; (بخوان به نام پروردگارت که اکرم است)  پروردگار اکرم درس کرامت و بزرگی و بزرگواری می‌دهد. خلیفه خدا (پیامبر اکرم) نیز درس کرامت و بزرگواری را از آفریدگار خود فرامی‌گیرد و به مردم و بشر می‌آموزد.  قرآن کریم نیز که محتوای آموزشی کلاس کرامت خداوندی است به دستور خدای متعال توسط رسول خاتم بر مردم تعلیم و تبیین می‌شود تا سطح فهم و ادراک بشر را بالا برده و به جایگاه بلند تزکیه و تهذیب و سرمنزل سعادت و رستگاری رهنمون شود. &#8221; و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس .. &#8221;  و &#8220;و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">پیامبر اسلام (ص) هدف بعثت خود را اتمام بزرگواری‌های اخلاق می‌داند &#8220;انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق&#8221; به‌واقع، پیامبر گرامی اسلام با خُلق عظیم الهی خود توانست خلق‌وخوی زشت و ناپسند جامعه جاهلی عرب را که قرن‌ها بر سرزمین حجاز حاکم بود و جامعه عرب را در ورطه سقوط و انحطاط کشانده بود؛ جامعه‌ی که قتل و خونریزی غارت و زراندوزی و تفاخر و فخرفروشی به خاطر استثمار و برده‌داری و درنتیجه آن اختلاف طبقاتی و ظلم وبی عدالتی بیداد می‌کرد، را با تعالیم انسان‌ساز اسلامی و بااخلاق کریمانه و رافت و رحمت رسولانه خود چنان متحول نمود که جامعه‌ی فرورفته در منجلاب بدبختی و غرق در فساد و ظلم و بی‌عدالتی را به جامعه سرشار از تعاون و همکاری و اخوت و برادری و عدالت و برابری تبدیل و بنیاد و بنیان تمدن عظیم اسلامی را پی‌ریزی نمود. جامعه نوبنیاد اسلامی که در اثر آموزه‌های انسان‌ساز و تمدن نهاد اسلامی در مدینه و سراسر جزیره‌العرب شکل یافته بود نه‌تنها اثری از غارت و ظلم و اختلاف طبقه در آن وجود نداشت؛ بلکه عدالت و ایثار و احسان و برابری و برادری به‌عنوان ارزش و مبنا قرارگرفته بود. تاریخ شکوهمند اسلام نمونه‌هایی بی‌مانند از ارزش‌های یادشده را نشان می‌دهد که تا آن زمان سابقه نداشته و البته نمونه کامل‌تر آن  بر طبق وعده صریح قرآن و روایات معتبر و متواتر دینی در جامعه جهانی و حکومت عادلانه مهدوی (عج) محقق خواهد شد انشاالله!</p>
<p style="text-align: justify;">اینک به نمونه‌هایی از جلوه‌های زیبای اخلاق نبوی (ص) (سیره اخلاق اجتماعی) که به‌تصریح قرآن عظیم، اسوه و الگو و مقتدای فرد و جامعه بشری می‌باشند را مرور می‌کنیم تا در پرتو انوار فروغ بخش آن جان تازه در کالبد خسته و پژمرده فرد و جامعه بشری دمیده و سبب تجدید حیات و سرزندگی و سرافرازی انسان و جامعه مسلم آن نیز قرار بگیرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یک</strong><strong>م) صداقت و راست‌گویی:</strong></span> پیامبر اعظم به‌مقتضای خلق عظیم، راست‌گوترین گفتار و کردار را داشت. حتی پیش از بعثت، مردم به راست‌گویی او ایمان داشتند و او را در عهدنامه‌هایشان به‌عنوان فرد راست‌گو و امین، شاهد و گواه می‌گرفتند. در دوران کودکی آن حضرت هیچ‌کس و هیچ‌گاه کسی از او خبر دروغ و رفتار خلاف واقع ندید. امام علی (ع) در مورد سجایای اخلاقی آن حضرت می‌فرماید: خداوند از دوران کودکی پیامبر(ص)  بزرگ‌ترین فرشته الهی را همراه آن حضرت نمود تا او را در هرلحظه و هرگاه کمک و همراه باشد و او را به مکارم و محاسن اخلاق هدایت کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>دوم) امانت‌داری و امین بودن:</strong></span> پیامبر اکرم (ص) علاوه بر این‌که امین وحی و بزرگ‌ترین امانت الهی (رسالت و امامت و خلافت الهی)  بود. از دوران کودکی و جو آنی به امانت‌داری و امین بودن مشهور بود و حتی پس از رسالت باآنکه  دشمن آن  با او دشمنی داشتند و رسالتش را انکار می‌کردند ؛ او را امین می‌خواندند و بسیاری امانت‌های خود را به او می‌سپردند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>سوم) شرح صدر:</strong> </span>پیامبر اکرم (ص) از گشادگی و وسعت نظر  و ظرفیت بی‌مانند صدر و سینه برای تلقی و دریافت وحی و همچنین تحمل ناملایماتی که در ابلاغ وحی و سختی‌ها و مشکلات طاقت‌فرسای که دشمنان بر او تحمیل می‌کنند را داشتند. چنانکه خود می‌فرمود: (هیچ پیامبری به‌اندازه که من اذیت شدم ، اذیت نشده است).  آن حضرت در جنگ احُد باآنکه دندان و پیشانی مبارکش شکسته شد، به پیشنهاد بعض یاران مبنی بر نفرین عاملان این کار، فرمود: (خدایا قوم مرا هدایت کن ، آنان نادان‌اند)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">چهارم) تواضع و نرم‌خویی و پرهیز از تکبر وبرتر بینی:</span></strong> پیامبر اکرم (ص) را هیچ‌کسی در سلام سبقت نگرفت و به کودکان و پیر و جوان ابتدا به سلام می‌فرمود و در مجلس به‌صورت حلقه‌وار می‌نشست  به گونه‌ی که تازه‌وارد نمی‌شناخت که کدام‌یک از حاضرین پیامبر است تا معرفی نمی‌کردند. مجلس آن حضرت بالا و پایین نداشت. با بردگان و تهیدستان هم‌سفره و غذا می‌خورد و دایما خوش‌رو و خوش‌خو و نرم‌خو بود، جز درباره نادیده گرفتن دستورات دینی غضب و خشم نمی‌کرد. همیشه از کسانی که به شخص آن حضرت اسایه ادب می‌کردند با عفو و اغماض می‌گذشتند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پنجم) تکریم انسان‌ها و نگاه مساوات و برابری:</strong> </span>رسول خدا(ص) که خود کریم و اخلاق کریمانه داشتند، بیشترین تکریم را نسبت به خلق خدا داشتند. چندان با مردم برخورد می‌کرد که هیچ‌کس گمان نمی‌کرد از او گرامی‌تر هم کسی باشد. در نگاهشان با همه مساوات را رعایت می‌کرد و نگاهشان را  بین اصحابش تقسیم می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ششم) رافت و رحمت نسبت به مومنین:</strong></span> نبی مکرم (ص) در اوج اقتدار و در زمانی که همه دشمنان یا شکست‌خورده  یا تسلیم‌شده‌اند و در هنگام فتح مکه حتی از همه دشمنان گذشتند و همه آن‌ها را مورد عفو قراردادند. زیرا خداوند متعال در خطاب به آن حضرت فرمود: &#8220;و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین&#8221; البته کسانی که عالما و عامدا احکام دینی را زیر پا می‌گذاشتند و از روی عناد و لجاجت مرتکب خلاف و اعمال ضد دینی انجام می‌دادند را بدون اغماض و چشم‌پوشی مطابق دستور خداوند محاکمه و حکم الهی را اجرا می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">این‌ها گوشه‌ی از فضایل و مکارم اخلاقی و قطره‌ی از دریای بیکران خُلق عظیم پیامبر گرامی اسلام(ص) است که به‌صورت فشرده و مختصر در این نگاشته گفته شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در ادامه به فرازهای از اخلاق کریمانه امام مجتبی (ع) اولین سبط نبی اکرم (ص) و خُلق رووفانه‌ی امام رضا(ع) که در حقیقت نور واحد و برترین مخلوقات خداوند و بهترین الگوی مکارم اخلاق می‌باشند ، اشاره می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یکم)</strong> </span>امام حسن(ع) شباهت زیادی به جدش رسول خدا داشت. خلق‌وخوی نیکوی پیامبر(ص) در آن حضرت جلوه آشکار داشت. پیامبر اکرم علاقه و محبت ویژه به او و برادرش امام حسین داشت و بارها آن را به گونه‌ی معنادار و جهت‌دار آشکار و ابراز و اصرار می‌کرد و می‌فرمود: شاهدان آن را به غایبین برسانند&#8221; من او را دوست می‌دارم و هرکسی که او را دوست بدارد دوست دارم&#8221;. &#8220;حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند&#8221; یا &#8220;هذای ابنان امامان قاما او قعدا&#8221; حضور امام مجتبی در بیعت رضوان و مباهله و در میان اصحاب کسا همگی نشان از اعتبار و اهمیتی است که رسول خدا برای او قایل می‌شد.  به‌تصریح قرآن کریم &#8220;پیامبر از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید؛ بلکه کلام او از سرچشمه وحی الهی است.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> ویژگی‌های عبادی آن حضرت به حدی بود که در موقع وضو و اقامه نماز رنگ چهره‌اش دگرگون می‌شد و از خوف و خشیت خدای متعال بدنش می‌لرزید . بیش از بیست بار پیاده به زیارت‌خانه خدا رفت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>دوم)</strong></span> انفاق و بذل و بخشش درراه خدا: از ویژگی‌های بارز امام مجتبی (ع) کرم و بذل و بخشش او در راه خدا بود. هیچ نیازمندی به او مراجعه نمی‌کرد مگر اینکه از او رفع نیاز می‌شد. خوان کرم او همیشه برای نیازمندان گسترده بود. سه بار در طول زندگی پربرکت خویش و هر بار نیمی از مایملک خود را در راه خدا بخشید.</p>
<p style="text-align: justify;">سوم) شجاعت و استقامت: امام مجتبی (ع) در جنگ صفین به همراه پدر و یاران امیرالمومنین(ع) شرکت فعال و دلاوری‌هایی بسیار داشت و در جنگ‌های بعدی معاویه علیه امام، فرماندهی اصلی جنگ را بر عهده داشت. نامه‌های متعددی که بین او و معاویه ردوبدل شده است  و در کتب تاریخ ثبت و ضبط‌شده است نشان منطق والای امامت و پیشوایی آن حضرت و روح دلاوری و شجاعت علی گونه‌ی امام مجتبی است. این‌ها فرازهای اندکی از اخلاق معصومانه و نورانی امام مجتبی (ع) است که در مجال اندک پیش رو بدان اشارت رفت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پرتوی از اخلاق رووفانه‌ی امام رووف و پیشوای مهربان و کریم هشتمین آفتاب امامت(امام رضا(ع)  </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">ا<span style="color: #ff0000;"><strong>لف) پاکی و تقوا و رافت:</strong></span> امام هشتم (ع) باآنکه از مقام رفیع امامت برخوردار و به عالم آل محمد(ص) مشهور است اما هیچ‌گاه خود را از مردم جدا نمی‌کردند و به روش جباران انحصار و اختصاصی برای خود قایل نبودند و از مردم حریم نمی‌گرفتند. بلکه در میان مردم و با آنان، در نظر و عمل آموزگار پرهیزکاری و تقوا و فضیلت برای مردم بودند.  امام (ع)  چه در زمانی که در مدینه بودند و چه در زمانی که با اجبار ولایت‌عهدی مامون عباسی را پذیرفتند، همواره  با ساده‌ترین وضع و صمیمیت توام با رافت با مردم  می‌زیست و به‌صورت مستقیم و بی‌واسطه به هدایت و ارشاد آنان می‌پرداخت و حل مشکلات مادی و معنوی مردم را برحسب وظیفه خطیر امامت بر عهده داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ب) تواضع و فروتنی:</strong></span> امام (ع) هیچ‌گاه سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع نمی‌کرد و در سخن بر کسی جفا نمی‌ورزید و نیازمندی را که می‌توانست رفع نیازش کند، رد نمی‌کرد.  در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌کرد. در موقع غذا خوردن همه‌ی افراد حتی خادمان و دربان را نیز بر سر سفره دعوت و با آنان غذا می‌خوردند. انفاق آشکار و پنهان زیاد داشتند و در تاریکی شب بنا بر سنت پیامبر(ص) و علی (ع) و اجداد بزرگوارش در انفاق و کمک عمل می‌کرد و ملاک برتری افراد را صرفا بر مبنای تقوا و پرهیزکاری می‌دانست.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"><strong>ج) اخلاق علمی متعالی و علم لدنی الهی:</strong></span> وجود مبارک امام رضا(ع) هم در مدینه در مسیر هدایت مردم با آنان به گفت‌وگو و استدلال می‌پرداخت و بدون کوچک‌ترین خشونت و تحکم، به سخنان مردم گوش می‌داد و با استدلال و برهان با نهایت ادب و تواضع با آنان به بحث می‌نشست و طرف را اقناع می‌کرد. پس از عزیمت به خراسان و در دوران ولایتعهدی نیز که مناظره‌های علمی و کلامی آن حضرت به‌صورت رسمی و غیررسمی و با دانشمندان عقاید مختلف صورت می‌گرفت بی‌استثنا مناظره کنندگان مجاب می‌شدند و بسیاری به دین اسلام مشرف و امامت آن حضرت را می‌پذیرفتند. ازجمله مناظره رسمی که مامون با دعوت بهترین دانشمندان از گروه‌ها و عقاید مختلف ترتیب داد و امام (ع) با هریک از آن‌ها با کتاب و زبان خودشان به بحث و مناظره پرداخت و هریک را با روش خود آن‌ها و با منطق متعالی امامت، اقناع نمودند. که حاصل آن برهان توحید است که مرحوم شیخ صدوق آن را در کتاب خود آورده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به پایان آمد این دفتر: حکایت از دریای بیکران خُلق عظیم و سیرت نیک و متعالی رهبران الهی همچنان باقی است. سطور گفته‌شده صرفا از باب:  آب دریا را اگر نتوان کشید: هم به‌قدر تشنگی باید چشید. قلمی شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">یادداشت‌ها:</span> </strong></p>
<p style="text-align: justify;">۱-‌ قرآن کریم</p>
<p style="text-align: justify;">۲-‌ نهج‌البلاغه</p>
<p style="text-align: justify;">۳-‌ اصول کافی</p>
<p style="text-align: justify;">۴-‌ توحید صدوق</p>
<p style="text-align: justify;">۵-‌ ترجمه الامام الحسن، ابن سعد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3058</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علوم دینی در آزمون روش‌های فهم مدرن</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3049</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3049#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Sep 2023 15:42:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[علوم دینی در آزمون روش‌های فهم مدرن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3049</guid>
		<description><![CDATA[بخش اول: فقه و زندگی اندیشمندان یکی از اصلی‌ترین عامل انحطاط مسلمانان را روش فهم میراث فکری، مدنی و سنت می‌دانند، ما مسلمانان امروزه به لحاظ جغرافیایی و زمانی از عصر نزول متون دینی فاصله معنی‌دار و فاحشی داریم، متون دینی که برای ما میراث مانده است، برخی ماهیتا مشوش، مضطرب یعنی ظنی الدلاله و [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">بخش اول: فقه و زندگی</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">اندیشمندان یکی از اصلی‌ترین عامل انحطاط مسلمانان را روش فهم میراث فکری، مدنی و سنت می‌دانند، ما مسلمانان امروزه به لحاظ جغرافیایی و زمانی از عصر نزول متون دینی فاصله معنی‌دار و فاحشی داریم، متون دینی که برای ما میراث مانده است، برخی ماهیتا مشوش، مضطرب یعنی ظنی الدلاله و برخی دیگر نیز بر اثر گسست، از  مبدا، انباشتگی تاریخی، دخل و تصرفات انسانی، یعنی نحوه تعاملات انسان با متن و هم مواجهه قدرت و رویه‌های حاکم اجتماعی با متون دینی ممکن است ماهیت اولی خود را ازدست‌داده باشد، یا اصولا در تکوین خود مجعول باشد، ازاین‌رو پرسش اساسی این است که علوم دینی امروزی با ابزارها، قواعد و ضوابط زبان‌شناختی که به‌طورمعمول از گذشته‌ها میراث مانده آیا قادر به کشف مراد اصلی شارع، پدیدار ساختن جهان روانی شارع، دلالت‌ها و افق‌های پنهان متون دینی و یا به عبارتی شناخت زمانه و زمینه اجتماع نزول متن خواهد بود، تا بتواند مصالح و مفاسد واقعی را کشف، درک و درست تبیین نماید یا خیر؟ آیا می‌توان با گزاره‌های فقهی برآمده از دل سنت به‌مثابه احکام شریعت همه‌ی مناسبات امروزی زندگی را به‌نحوی‌که نتایج مثبت در راستای تعالی انسان به بار آورد مهندسی نمود؟</p>
<p style="text-align: justify;">از منظر روش‌شناسی مدرن شناخت مصالح و مفاسد جهان امروزی از طریق ابزارها و روش‌های فهم سنتی و از طریق تعمیم شرایط گذشته بر شرایط امروزی یا تماشایی جهان کنونی در آیینه گذشته و همچنین تعمیم و تحمیل وضعیت امروزی برگذشته صرفا با اتکا بر روش‌شناسی امروزی بدون راه یافتن، پیمایش و سیاحت در عمق مناسبات گذشته از مصادیق اناکرونیسم و قیاس مع‌الفارق است که ما را به وادی سرگشتگی فروبرده و فرجام آن عقیم خواهد بود. زیرا جهان انسانی اکنون و دنیای روانی انسان امروزی برساخته مجموعه تاثرات عاطفی انسان از محیط و متاثر از مواجهه با هزاران عواملی است که شدیدا تغییر پذیر‌اند و ماهیت سیال دارد، ازاین‌رو هرلحظه دنیای روانی انسان به‌ویژه تفکرات، عزم، اراده و مقاصد انسان برای کنش‌ها و واکنش‌ها از نو می‌شود همانند جریان آب که پیوستگی دارد و از پیش چشم آدم می‌گذرد، دیگر آن اولی نخواهد بود،</p>
<p style="text-align: justify;">متون دینی و گزاره‌های مستخرج از دل آن نازل بر زمینه اجتماعی بوده که قلمرو تعاملات در آن محدود، نیازمندی‌های انسان محدود، عوامل تاثیرگذار برکنش‌ها و انگیزش‌های انسان نیز محدود و ازاین‌رو دنیای ذهنی و روانی انسان نیز محدود بوده و البته برای تنظیم مناسبات مدنی و اخلاقی کردن زندگی آن‌ روز شیوه موثر و کارآمد بوده است، اما  امروزه با گسترش روزافزون جمعیت انسانی دامنه شهرها، ساختارها، روندها و مناسبات نیز گسترش روزافزون داشته، قلمرو تعاملات انسانی در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز توسعه‌یافته به‌تبع آن تاثیرپذیری انسان از تفکرات و فرهنگ‌ها نیز گسترش‌یافته، ابعاد ذهن و ساحت‌های روان انسان نیز گسترش‌یافته است ازاین‌رو چالش‌ها و تنگناهایی زیادی برای احکام شریعت در ساختن مکانیسم و ساختار برای تعالی انسان به‌وضوح مشاهده می‌شود، مدیریت زندگی امروزی با گزاره‌های محدود فقه سنتی مربوط به گذشته به تمثیل مدیریت کلان‌شهرهای می‌ماند که تردد زیاد و سرعت از لازمه ذاتی و حیاتی آن بوده که در نبود این دو وصف فروپاشی آن کلان‌شهرها حتمی است، اما برای چنین کلان‌شهرها، مسیر تردد، خیابان‌ها و سازوکارهای تعاملاتی به‌اندازه شهر کوفه در نظر بگیریم که طبیعی است برای آن، انسداد، ازدحام، خفقان، تصادف، تصادم، استهلاک روانی و هزاران مصیبت دیگر به وجود می‌آید و سرانجام آن تباهی و فروپاشی خواهد بود، تنگناهایی فقهی برای ساختن زندگی متعالی و اخلاقی کردن مناسبات امروزی نه‌تنها موثر بلکه خود عامل راندن انسان امروزی در سراشیبی انحطاط و سقوط است، زیرا باعث می‌شود که افراد بدون در نظر داشت مصالح اجتماعی برای خروج و رهایی از بن‌بست‌ها و خفقان پدید آمده در عمل پا بر روی هر نوع ضوابط اجتماعی گذاشته و خود برای خود مفری بسازند، و  به این شیوه جامعه را در آنومی قرار دهند، بسیاری بر این باوراند که سیطره مستبدانه فقه سنتی بر روان انسان، فقهی شدن روان اجتماعی آدم‌ها، و استخدام انسان در خدمت قرایت خاصی از فقه عامل اصلی تهی شدن فضای اجتماعی ما از اخلاق و همزیستی مسالمت‌آمیز می‌باشد و این قرایت خاص از فقه سنتی است که بدبینی، نفرت و انزجار را در روان اجتماعی ما تمهید و بنیان نهاده و فضای اجتماعی مسلمانان را دستخوش خصومت، جنگ و ویرانگری نموده است،</p>
<p style="text-align: justify;">هدف از این نگارش بررسی روش‌های فهم علوم دینی از منظر یکی از شاخه‌های معرفت‌شناسی و روش‌شناسی فهم مدرن یعنی هرمنوتیک است تا روشن شود که آیا روش‌های فهم سنتی در کشف مراد واقعی شارع، مصالح و مفاسد، روش‌های تمام و کامل بوده و می‌تواند بر اساس دانش و عدالت حجت را بر مکلف تمام و تکلیف را منجز بدارد یا نقایص، تنگناها و چالش‌هایی در روش فهم سنتی و در شناخت مراد و دنیای  روانی شارع وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">بخش دوم: علوم دینی و هرمنوتیک کلاسیک و متن</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">هرمنوتیک از شاخه‌های معرفت‌شناسی و روش‌شناسی است. از  نظریه‌پردازان اصلی آن شلایرماخر، دیلتای، هایدگر و گادامر را می‌توان نام برد. در جهان اسلام هم اندیشمندانی همانند نصر حامد ابوزید، سروش، شبستری و ملکیان معرفت‌شناسی دینی و باورهای دینی خود را بر هرمنوتیک بنانهاده‌اند، مساله مرکزی و بنیادین در هرمنوتیک ماهیت فهم انسانی است، بسط این روش و گسترش آن در قلمرو علوم انسانی، تحول بنیادینی را موجب شده و مسیر را برای تفاهم، هم پذیری و پلورالیسم معرفتی هموار کرده است، بر اساس آن بسیاری مجاب شده‌اند که دیگر حقیقت را نمی‌توان در انحصار و اسارت قرایت خاص و مکتب خاص دانست، هرمنوتیک از هرمس یا هرمن که واسطه‌ی میان انسان و خدا بود و پیام خدا را برای بشر نقل و تفسیر می‌نمود برگرفته‌شده است و آن را دانش تفسیر و تاویل متن نوشتاری و یا گفتاری تعبیر نموده‌اند. با توسعه و بسط دانش هرمنوتیک دامنه شمول و تاثیرگذاری آن از متون نوشتاری، گفتاری به تحلیل رویدادهای تاریخی، خواست‌ها،  کنش‌های انسانی و حتی حالت‌ها (لحن، صدا، اشارات نگاه‌ها و ژست) توسعه یافته است.</p>
<p style="text-align: justify;">هرمنوتیک به معنی تاویل و تفسیر است اما معنای تاویل و تفسیر چیست؟ در ادبیات عرب،  تاویل به معنی بازگرداندن چیزی به اصل و اول آن بیان‌شده است؛ ازاین‌رو تاویل یعنی کوشش در کشف و دست یافتن به معناها و دلالت‌های پنهانی متن و نیز کوشش در جهت بازگشودن دریچه‌های تازه و ساختن معناهای جدید تعریف‌شده است. در علم اصول بحث می‌شود که امکان دارد خواننده با سه نوع متن نوشتاری و گفتاری مواجه شود، متن که دلالت و مراد گوینده کاملا روشن است و خوانندگان همگی برداشت واحد از متن دارند به آن متن صریح و نص گویند، متنِ که نسبتا مشوش و مضطرب است دارای دلالت‌های قریب و بعید است که حمل دلالت قریب بر متن را ظاهر گوید، متن که کاملا مضطرب، مشوش است و دارای دلالت‌ها، معانی بعید است و حمل معانی بعید را بر متن تاویل گویند، در کنار این، تفسیر را به کشف قاعده‌های زبانی، دستوری، نحوی و بیانی عبارت‌ها تعریف کرده‌اند، بر این اساس تفسیر راهنمایی برای فهم متن می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">هرمنوتیک را از یک منظر به هرمنوتیک متن، روش و وجود شناسی و از منظر تاریخی به کلاسیک، مدرن و پسامدرن تقسیم کرده‌اند، از منظر متن و کلاسیک هرمنوتیک مربوط به دیدگاه‌های شلایرماخر است شلایر را بنیان‌گذار هرمنوتیک کلاسیک و متن می‌دانند، شلایر هرمنوتیک خود را با بهره‌گیری از دو مکتب سامان داد، یکی اندیشه‌های کانت که بر جنبه‌های عمومی فهم تاکید داشت و دیگری مکتب رمانتیسم بود، که اثر ادبی را ناشی از ذهن خلاق و نبوغ صاحب اثر می‌دانست، شلایر، معتقد بود که خواننده ممکن است همواره در معرض بدفهمی از متن باشد پس ناگزیر باید قواعد و اصولی عام را بیان داشت که بتواند خواننده را از بدفهمی برهاند و او را به فهم عینی و معتبر برساند، شلایر هرمنوتیک را تعمیم داد و به علوم دینی منحصر نمی‌دانست او بیان داشت که هرمنوتیک ابزار و هنری فهمیدن است پس هر متن و گفتاری مشمول هرمنوتیک می‌شود، شلایر، برای دست یافتن به فهم عینی از متن دو نوع تفسیر را بیان می‌دارد. شلایر، برای دست یافتن به فهم عینی از متن دو نوع تفسیر را بیان می‌دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">۱، تفسیر دستوری &#8211; گراماتیکال ۲.تفسیر روان‌شناختی &#8211; تکنیکال؛ یعنی فهم آنچه به قالب زبان درآمده، تفسیر دستوری است و فهم آنچه در ذهن، ضمیر صاحب سخن گذشته است، تفسیر روان‌شناختی می‌باشد. شلایر معتقد بود بافهمی این دو روش می‌توان به مراد واقعی مولف که همان فهم عینی است دست‌یافت، اما هدف اصلی هرمنوتیک تفسیر فنی و روان‌شناختی است که عمق ذهنیت مولف و جهان روانی آن را می‌شکافد، مورد بازشناسی قرار داده و آن را نمایان می‌سازد. شلایر فهم دستوری را امری عینی و قابل دسترس می‌دانست که با استفاده از قوانین و قواعد دستوری خاصی قابل دسترس بود، اما ازنظر شلایر مشکل اصلی در فهم، بعد روان‌شناختی هرمنوتیک است که به فکر مولف و نحوه‌ی استخدام و تصرفی او در زبان و لغت و به عبارتی به درک سبک خاص مولف مربوط می‌شود، این جنبه از فهم، ذهنی است و بر ویژگی‌های فردی صاحب اثر، همانند بلوغ، ابداعات، ابتکارات و توانایی‌های مولف در آفرینش مفاهیم اتکا دارد. درواقع، متن تجلی روح صاحب اثر است و مولف تمام دنیای روانی، زیستی و هستی خود را در اثر خود به ظهور می‌رساند؛ ازاین‌رو مفسر برای دست‌یابی به معنی نهایی متن و فهم معتبر بایست تمام جهان فکری و هستی مولف را بازشناسی کند.</p>
<p style="text-align: justify;">علوم دینی به‌منظور دست یافتن به مراد شارع و تبیین افق‌های معنی که در ذهن و جهان فکری شارع متجلی بوده است، پدید آمده و با تطورات تاریخی تحول‌یافته و اکنون ماهیت تاریخی دارد. آنچه در علوم دینی در راستای تبیین مراد شارع و مدلولات متن تبارز دارد قواعد زبان‌شناختی و تفسیر دستوری است، نه تفسیر روان‌شناختی. از منظر هرمنوتیک اتکا بر تفسیر دستوری صرف، فرجام ناقصی را در بازشناسی همه لایه‌های پنهان متن در پی خواهد داشت بر این اساس برای کشف و تبیین  دلالت‌ها، افق‌های پنهان متن از روش تفسیر روان‌شناختی نیز بایست بهره گرفت که خود وابسته به بسیاری از علوم و تجارب بشری است. از منظر تفسیر روان‌شناختی بایست در زمانه، زمینه متن کاوش نمود و در جهان فکری و روانی شارع رسوخ کرد، ازاین‌رو اگر قرآن کریم را به‌مثابه منبع و مصدر اصلی احکام، معارف و علوم دینی در چارچوب تفسیر روان‌شناختی مورد تحلیل قرار دهیم، بایست پیرامون پرسش‌های رادیکال ذیل تامل و مجادله نمود.</p>
<p style="text-align: justify;">ماهیت وحی چگونه است؟ وحی، به‌صورت القای معنی بوده، به‌صورت الهام بوده، رویا بوده یا به‌صورت قرایت الفاظ بوده ‌است؟ آیات قرآن طی بیست سال بر پیامبر اجلال نزول داشته، بر این اساس، آیا پیامبر در شرایط دریافت وحی همواره شرایطی عادی داشته یا به گونه‌ی خاصی بستر روانی و ذهنی پیامبر تمهید گردیده است؟ آیا پیامبر در تبیین، تبلیغ و تفسیر وحی تاثرات عاطفی خود از خانواده، عشیره و از محیط طبیعی و اجتماعی را دخالت داده است یا خیر؟ آیات قرآن که طی بیست سال نازل‌شده، با توجه به تغییر زمانه و زمینه آیا همگی سیر و سیاق واحد دارد یا متعدد؟ ماهیت زبان قرآن چه گونه است، کاملا رازآلود و نمادین است، کاملا عرفی و مردمی است، یا بعضا عرفی و بعضا سمبلیک و نمادین است؟ با توجه به تغییر شرایط اجتماعی از گذشته تاکنون و روند تغییرات در آینده ادعای قرآن بر جامعیت و جاودانگی یعنی اینکه همه‌ی مسایل فردی و اجتماعی انسان در همه‌ی اعصار و نقاط جهان در قرآن طرح و تبیین شده است، جمع این دو ادعای ظاهرا تناقض‌نما چگونه ممکن است؟ محیط اجتماعی که پیامبر در آن زیست داشت حاوی چه نوع ساخت فرهنگی و عناصر فرهنگی بوده، جامعه که پذیرای وحی و معرفت دینی بود، چه نوع گرایشات فرهنگی داشته معرفت دینی به چه میزان و پیمانه با محتوای فرهنگی آن محیط درهم‌آمیخته است؟ در بعد از پیامبر سمت‌وسوی قدرت، سیاست و تقلب احوال تا چه میزان بر تفسیر متن و پذیرش معرفت دینی مسلمانان تاثیرگذار بوده است؟ بر این اساس از منظر هرمنوتیک و بخصوص تفسیر روان‌شناختی برای شناخت جهان روانی شارع و پدیدار ساختن افق‌های متن، و به دست آوردن مراد اصلی شارع تحلیل و موشکافی زمانه، زمینه و بازشناسی روان و هستی شارع یا مولف و صاحب اثر لازم و ضروری به نظر می‌آید، و این امر حلقه مفقوده در روش‌شناسی فهم متون دینی می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">بخش سوم: علوم دینی و هرمنوتیک فلسفی</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>قسمت اول</strong></p>
<p style="text-align: justify;">هرمنوتیک فلسفی بر مبنای ایده‌ها و افق‌های جدیدی که هایدگر با تامل در باب ماهیت فهم و شرایط حصول آن گشوده بود، پدید آمد و تکوین یافت. هایدگر هرمنوتیک را از سطح روش‌شناسی و معرفت‌شناسی به مرتبه‌ی وجود شناسی و هستی‌شناسی فهم ارتقا بخشید، ازنظر او فلسفه حقیقی در پی پرسش از معنی هستی می‌باشد، برای دست‌یابی به معنی هستی می‌توان از پدیدارشناسی وجود انسانی بهره گرفت، هایدگر این امر پدیدارشناسی وجود انسانی یا تحلیل ساختار وجود انسانی را در کتاب هستی و زمان به بحث می‌گیرد، ازنظر هایدگر انسان هستنده‌ای است که خودش را طرح می‌اندازد و بازمی‌گشاید. فهم انسان یکی از طرح اندازی‌های مهم اوست. انسان هر بار به‌سوی چیزی متمایل می‌شود تا آن را بشناسد.</p>
<p style="text-align: justify;">ازآنجاکه انسان همواره خود را در طرحی می‌افکند فهم انسان هرگز فهم نهایی نیست و به نتیجه نهایی نمی‌رسد. اما همواره فهم او سیال و در جریان است. فهم یعنی هستی خود را طرح انداختن. درنتیجه تاویل‌هایی که انسان از پدیده‌ها، دیگران، جهان و هستی ارایه می‌کند تاویل‌هایی نهایی، درست، یقینی و نهایی نیستند. هایدگر فهم را از مقومات هستی دازاین می‌داند به اعتقاد او آدمی در جهان پرتاب می‌شود و هستی او بستگی به موقعیتی دارد که در آن  پرتاب‌شده است، فهمیدن، گونه‌ای بودن است برای شناخت باید از بودن در جهان شروع کرد، نه بودن با دیگری، هر انسان در مراتب هستی جایگاهی دارد که با شناخت آن موقعیت می‌توان او را شناخت.</p>
<p style="text-align: justify;">ازنظر هایدگر فهم پیش ساختار دارد، او می‌گوید هرگونه فهم و تفسیر مبتنی بر پیش ساختار است و این پیش ساختار مانع از آن است که ما موضوعی را فارغ از پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌ها، فهم و تفسیر کنیم. ازنظر او پیش ساختار فهم، سه لایه دارد و از سه مولفه تشکیل‌شده است، که عبارت‌اند از پیش داشت، پیش دید، و پیش دریافت. پس فهم و تفسیر ما از امور ریشه در محتوای دارد که ما پیشاپیش داشته‌ایم درواقع فهم در محدودیت‌های وجودی دازاین صورت می‌گیرد. عمل تفسیر از برخی اموری که پوشیده بوده پرده برمی‌دارد و آن‌ها را آشکار می‌سازد. عمل تفسیر همواره تحت تاثیر دیدگاه خاص مفسر صورت می‌گیرد، هر تفسیری، ریشه در چیزی دارد که مفسر از پیش دیده است و عمل تفسیر که قابل‌فهم و متصور ساختن است، برخاسته و اثر گرفته از پیش دانسته‌هایی است که پیش‌ازاین برای مفسر حاصل‌شده است. هایدگر اتکا و قوام تفسیر بر پیش‌فرض را موقعیت هرمنوتیکی مفسر می‌نامد.</p>
<p style="text-align: justify;">مفسر در مواجهه با هر امری آن را درزمینهٔ خاصی قرار می‌دهد، زمینه‌ای که به مفسر از پیش داده‌شده است و نشان از واقع بودگی مفسر است، مفسر از منظر ویژه‌ای به آن امر می‌نگرد. این منظر و پیش دید درواقع نقطه‌ی شروع دخالت زمینه و پیش داشت در عمل فهم است که باعث می‌شود سرانجام آن امر را به‌صورت ویژه فهم کند. برخلاف شلایر، هایدگر معتقد است که فهم متن نباید بازسازی ذهنیت مولف و نفوذ در دنیای ذهنی او باشد. او می‌گوید ما با پیش فهم با متن مواجه می‌شویم  و این امر برخاسته از هستن در جهان ما است و ما پیوسته بافهم موجودیم پس با متن نیز همواره با پیش فهم برخورد می‌کنیم. ازنظر هایدگر هدف تفسیر متن، آشکار ساختن پیش فهمی است که ما از پیش درباره متن داریم.</p>
<p style="text-align: justify;">هایدگر بیان می‌دارد که مقوله‌ی تفسیر متن، پیش افکنی، فرافکنی مفسر و آشکار شدن بیشتر قابلیت‌ها و امکان‌های وجودی او است. شخصی که در فهم و تفسیر متنی می‌کوشد، همواره جهان درونی خود را بازگشوده، پیش افکنی می‌کند، انتظارات، تاثرات خود از موقعیت هرمنوتیکی که دارد در متن دخالت می‌دهد درواقع نوع تعاملات با متن گشوده می‌شود در این پروسه پیش افکنی‌های انسان نیز تعدیل می‌شود. دیدگاه‌های هایدگر درباره تفسیر متن و تاثیرپذیری مطلق تفاسیر از موقعیت هرمنوتیکی و پیش‌فرض‌های مفسر، در راستای موجه دانستن نسبی‌گرایی در فهم و درک حقیقت است. ازنظر او پیش دید، پیش داشت و پیش‌فرض‌های مفسر در هر فهمی دخالت می‌کند و این امور در هر شخص، منحصربه‌فرد خود اوست. پس فهم هر شخص از اثر یا واقعه و رویدادهای تاریخی بافهم دیگری متفاوت است و هیچ‌کدام از این فهم‌ها بر دیگری رجحان ندارد. ازاین‌رو انسان‌ها به دلیل اختلاف مراتب وجودی هویت‌های متفاوتی دارند و نمی‌توان به آن‌ها به یک‌چشم نگریست، هویت انسانی را یکسان پنداشت و درباره آنان قضاوت واحد نمود، این امر ما را به پلورالیسم هویتی، معرفتی و حقوقی رهنمود می‌دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #ff0000;">بخش سوم: علوم دینی و هرمنوتیک فلسفی گادامر</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong> قسمت پایانی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">گادامر شاگرد هایدگر بود، اندیشه‌های هرمنوتیکی گادامر رابطه‌ی نزدیکی با آرای مارتین هایدگر دارد، درواقع گادامر مهم‌ترین بسط دهنده‌ی آرای هرمنوتیکی هایدگر است، هرمنوتیک گادامر به دنبال تبیین فلسفی عمل فهم و شرایط وجودی حصول آن است. گادامر هم نقش عمده‌ای برای پیش‌داوری‌ها و پیش‌فرض‌های مفسر در عمل فهم قایل است و مدعی است که مفسر همواره در فهم خود از گذشته، با مجموعه‌ای خاص از پیش‌داوری‌ها هدایت می‌شود. گادامر موقعیت وجودی هایدگر را یک جایگاه فرهنگی می‌شناسد و پرتاب شدن انسان در این موقعیت را به معنی وقوع او در یک بستر فرهنگی خاص می‌داند ازنظر او هر انسان در یک جایگاه فرهنگی خاص متولدشده رشد یافته و از طریق زبان، اندیشه‌ها محتویات آن فرهنگ به او منتقل‌شده و درونی می‌شود، با تکوین فهم، او در تعامل مستمر بافرهنگ و سنت جاری قرار می‌گیرد، بر این اساس، پیش فهم و پیش‌داوری شرط ضروری هر فهم تاریخی و غیر تاریخی می‌باشد و روشی وجود ندارد که فهم را از پیش‌داوری جدا کند.</p>
<p style="text-align: justify;">به اعتقاد گادامر فهم در علوم انسانی از سنخ واقعه و رویداد است، فهم اثر هنری، واقعه‌ی تاریخی، و متن و مانند آن، حادثه‌ای است که برای ما اتفاق می‌افتد، امری قابل پیش‌بینی و تکرارپذیر نیست و نمی‌توان با روشی معین آن را در دسترس همگان قرار داد. از همین‌رو نمی‌توان هرمنوتیک گادامر را روشی برای دستیابی به فهم دانست بلکه گادامر به دنبال هستی‌شناسی فهم بوده است. او می‌گوید افق حیات آدمی متحرک است، تفسیر و شناخت، بازنمایی لحظه‌ی از سنتی است که انسان در آن سنت قرارگرفته است، سنت خود تفسیرکننده و متن تابع سنت است.</p>
<p style="text-align: justify;">هرمنوتیک در ابتدای امر تنها معطوف به مقوله‌ی فهم متن بود اما پژوهندگان و اندیشمندان این عرصه دریافتند که نه‌تنها متن بلکه تمام اشکال سنت و هر چیزی که مخلوق ذهن گذشتگان است، در دنیای ما حضور بی‌واسطه ندارند و به خاطر فاصله تاریخی بین ما و زمینه‌ی پیدایش، متن نیازمند درک و تفسیر است. یعنی هر انسانی در حصارهای معرفتی عصر خویش محصور است و آثار مربوط به گذشتگان نیز در حصارهای معرفتی زمانه‌ی آن آثار محصورند و برای فهم آن آثار باید بر این حصارهای معرفتی فائق آمد  فهم امور تاریخی بدون ربط به زمان حال و بدون امتزاج گذشته باحال اصولا امکان‌پذیر نیست و هیچ تفسیری وجود نخواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">گادامر با اقتباس از هگل، فهم را این‌گونه تعریف می‌کند که فهم یعنی ترکیب حال(ذهنیت مفسر) با گذشته(معنای اثر)، و تنوع این در هم آمیختن‌ها، فهم‌های گوناگون از یک اثر یا حادثه تاریخی را رقم می‌زند. به اعتقاد گادامر فهم با توجه به وضعیت و موقعیت مفسر تغییر می‌کند و گره‌خورده با جریان سنت است، هرکس بر اساس سنت خود دارای افق معنی خاصی است در هنگام تفسیر میان دو افق یعنی افق معنی متن و افق معنی مفسر گفتگوی مستمر روی می‌دهد، افق‌ها گشوده و باز است ازنظر گادامر فهم، یافتن پاسخ برای پرسش‌های خویش از اثر است و یک متن فقط به این دلیل به صدا درمی‌آید که پرسش‌هایی امروزین مقابل آن نهاده شود و پرسش‌های ما از متن متاثر از موقعیت هرمنوتیکی ما می‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">ازنظر گادامر نوعی منطق پرسش و پاسخ، برای فهم متصور است و می‌گوید فهم عناصر مربوط به گذشته از طریق مکالمه میان مفسر و اثر امکان‌پذیر است، یعنی ما از اثر پرسش می‌کنیم و اثر به ما پاسخ می‌دهد و فهم در اثر این پرسش و پاسخ رخ می‌دهد و دقیقا به همین‌گونه اثر نیز از ما پرسش می‌کند و ما هم مانند اثر گشوده می‌شویم و پیش‌داوری‌ها، علایق و انتظارات ما برای اثر روشن می‌شود، از طرفی گادامر معتقد است که ما در موقعیت هرمنوتیکی خویش محاط شده‌ایم و این امکان وجود ندارد که از علایق، پیش دانسته‌ها و انتظارات خویش به‌کلی رها شویم و به بازسازی کامل افق معنایی گذشته بپردازیم. لذا در پرسش و پاسخی که بین اثر و مفسر رخ می‌دهد وقتی اثر از مفسر پرسش می‌کند، مفسر از علایق، انتظارات، پیش‌داوری‌ها یا به‌طورکلی موقعیت هرمنوتیکی خویش با اثر گفت‌وگو می‌کند و آنگاه اثر با توجه به موقعیت هرمنوتیکی مفسر به او پاسخ می‌دهد و این‌گونه فهم‌های متفاوت پدید می‌آید و فهم هر شخص مختص خود اوست زیرا که از امتزاج افق معنایی وی و افق معنایی اثر حاصل‌شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به اعتقاد گادامر امتزاج افق‌ها، محصول گفت‌وگوی مفسر با اثر است. در این مکالمه زبان مشترکی خلق می‌شود، گویی امتزاج افق‌ها همان امتزاج زبان‌هاست. یعنی زبان مفسر(که تحت تاثیر موقعیت هرمنوتیکی اوست) با زبان اثر ممزوج می‌شود و زبان مشترکی پدید می‌آید که همان فهم است. نظریات و دیدگاه‌های گادامر نتایج ژرفی در پی داشت، اول، رسیدن و به رسمیت شناختن تکثرگرایی یکی از آن نتایج بود، زیرا اگر هدف از تفسیر متن دست یافتن به‌قصد و مراد مولف نباشد می‌توان سایر اندیشه‌ها را به رسمیت شناخت، این‌گونه مسیر برای پلورالیسم اجتماعی هموار می‌گردد. دوم، گشودگی و استمرار فرایند فهم انسانی، ازنظر گادامر عمل فهم پایان‌ناپذیر است، باب فهم همواره گشوده می‌ماند زیرا اگر بپذیریم که فهم متن، چیزی جز پاسخ متن، به پرسش‌های مفسر نیست و از طرفی دیگر اگر بپذیریم که هیچ محدودیتی برای دخالت پیش‌داوری‌ها و طرح پرسش از سوی مفسر وجود ندارد آنگاه بی‌پایان بودن عمل فهم طبیعی است و هیچ‌گاه نمی‌توان ادعا کرد که به فهم کامل و نهایی رسیده‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نتیجه‌گیری کلی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ویژگی اصلی هرمنوتیک کلاسیک و متن مطلق‌گرایی آن است که از طریق تفسیر روان‌شناختی می‌توان به بازسازی جهان ذهن مولف و مراد وی دست‌یافت، در مقابل ویژگی اصلی هرمنوتیک فلسفی نسبیت‌گرایی و هستی‌شناسی فهم است، بر اساس آن هر انسان در مراتب هستی جایگاهی دارد، برای شناخت دنیای ذهنی، روانی هر انسان باید موقعیت هرمنوتیکی آن را شناخت، ازاین‌رو انسان‌ها به دلیل اختلاف مراتب وجودی هویت‌های متفاوت دارند، گادامر افق حیات انسانی و موقعیت هرمنوتیکی را کاملا سیال و متحرک می‌پندارد، تفسیر و شناخت را بازنمایی لحظه‌ی از یک سنت می‌شناسد، سنت، تفسیرکننده و متن تابع سنت می‌باشد، سنت‌ها پیش‌فرض‌ها، پیش فهم، پیش‌داوری‌ها را با خود دارد، هرکس بر اساس سنت خود دارای افق معنی خاصی است، در تفسیر میان افق معنایی متن و مفسر گفت‌وگوی مستمر رخ می‌دهد، افق معنایی افراد یکسان نبوده و یکسان نمی‌شود، هویت فهم انسانی بر سازی شده از امتزاج افق‌ها، جهان فهم‌های شخصی و زمانی است، جهان فهم‌ها نه‌تنها به لحاظ افراد متفاوت‌اند، بلکه فهم هر انسان به لحاظ زمانی نیز متحول و متفاوت می‌شود،</p>
<p style="text-align: justify;">تاکید اغراق‌آمیز گادامر بر لحظه‌ی بودن افق‌ها، جهان فهم‌های شخصی به محو چشم‌اندازهای مشترک در میان انسان منجر شده که لازمه‌ی آن انسداد باب گفت‌وگو، تفهیم و تفاهم است. در صورت وجود چنین تغایر و لحظه‌ای بودن افق‌های فهم انسانی چگونه ممکن است اندیشه‌ها از فرهنگ به فرهنگی دیگر انتقال یابد و تعاملات فرهنگی ممکن گردد!! چنین دیدگاهی شالوده شکن، بنیاد معرفتی خود را هدف قرار داده و ناقض ادعای است که آنان بنیاد معرفتی خود را برای رسیدن به آن اهداف بنیاد گذاشته است. هدف اصلی هرمنوتیک گشودن باب تعامل و گفتگوهایی سنت، فرهنگ، روایت‌ها و قرایت‌ها از متن است. در این میان سنت روش‌شناسی علوم دینی، از منظر هرمنوتیک ناقص، عقیم و فاقد مکانیسم موثر در پدیدار سازی دلالت‌ها و مدلولات پنهان متن و مراد شارع و مولف بوده، بعضا هم در تعارض باسنت هرمنوتیک و روش‌های فهم مدرن و اهداف آن می‌باشد، . والسلام علیکم،</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یادداشت‌ها</strong></p>
<p style="text-align: justify;">۱، سلسله درس گفتار درباره هرمنوتیک مربوط به سطح چهار مدرسه حجتیه، دکتر عرب صالحی سال ۱۳۹۰،</p>
<p style="text-align: justify;">۲، درآمدی بر هرمنوتیک؛ احمد واعظی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،</p>
<p style="text-align: justify;">۳،ساختار و هرمنوتیک؛ بابک احمدی، گام نو، تهران ۱۳۹۵</p>
<p style="text-align: justify;">۴، مقاله درآمدی بر هرمنوتیک،  ازکیا آرش زمانی</p>
<p style="text-align: justify;">۵، درس گفتار تاملاتی پیرامون فلسفه زبان و هرمنوتیک؛ محمد مجتهد شبستری، موسسه پرسش، تهران ۱۳۹۵</p>
<p style="text-align: justify;">۶، درآمدی بر هرمنوتیک،  آیت‌الله هادوی تهرانی.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3049</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قیام عاشورا آن‌گونه که رخ‌داده است!</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3031</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3031#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Aug 2023 16:39:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[قیام عاشورا آن‌گونه که رخ‌داده است!]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3031</guid>
		<description><![CDATA[(عاشورا در بیان و پیام قافله‌سالار عاشورا) قیام عاشورا بی‌تردید از ماندگارترین و پردامنه‌ترین حرکت تاریخ‌ساز در اسلام بوده است. هرچند در برهه‌هایی جهت ممانعت یا کمرنگ کردن آن تلاش‌ها و مانع سازی‌های از سوی قدرت‌های حاکم که آن را در تقابل و مانع خودکامگی و استبداد می‌دانستند، صورت گرفته است و هزینه‌هایی سنگینی را [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">(عاشورا در بیان و پیام قافله‌سالار عاشورا)</p>
<p style="text-align: justify;">قیام عاشورا بی‌تردید از ماندگارترین و پردامنه‌ترین حرکت تاریخ‌ساز در اسلام بوده است. هرچند در برهه‌هایی جهت ممانعت یا کمرنگ کردن آن تلاش‌ها و مانع سازی‌های از سوی قدرت‌های حاکم که آن را در تقابل و مانع خودکامگی و استبداد می‌دانستند، صورت گرفته است و هزینه‌هایی سنگینی را بر پیروان مکتب عاشورا تحمیل کرده‌اند. بااین‌حال اما نتوانسته‌اند جلو شکوه روزافزون و اثرگذاری مستمر آن را بگیرند. شهادت امام و یاران پاکباخته او روشنگری‌های امام سجاد (ع) و زینب کبرا (س) در کوفه و شام و مدینه و انتقال پیام اصلی عاشورا (اصلاح امت و امربه‌معروف و نهی از منکر و نجات دین از انحراف و افساد و افشای چهره واقعی فسق و فجور یزید و حاکمان منصوب او) در مدت‌زمان اندک پس از عاشورا زمینه‌ی  قیام توابین و قیام مختار را فراهم نمود و آن‌گونه که امام (ع) در زمان‌های مختلف از آغاز حرکت از مدینه به مکه و کربلا فرموده بود به وقوع پیوست. حکومت ظالمانه آل امیه و آل زیاد و مروان به سرنوشت ننگین ذلت و سردمداران آن‌ها با ذلت و رسوایی و خواری سرنگون شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">رویداد عاشورا برخلاف رویدادهای دیگر تاریخی به لحاظ ماهیت و فلسفه و هدف، بسیار آشکار و روشن است. کمتر رویداد تاریخی با قدمت مشابه، به‌وضوح و روشنی آن می‌رسد. اهتمامی که امامان معصوم (ع) پس از وقوع آن  در برگزاری محافل و مجالس تعزیه و مناسبت‌های دیگر، قایل بوده‌اند و همچنین به پیروان و یاران خود توصیه می‌کردند، به‌رغم تمام مخالفت‌ها و کارشکنی‌ها سال‌به‌سال بر شکوه و عظمت یاد و برگزاری مراسم و بازخوانی و بازگویی آن رویداد تاریخی عظیم، افزوده است.  ازاین‌رو بیشترین نوشته‌ها و آثار تحقیقی و تحلیلی را نیز به خود اختصاص داده است.  به‌موازات تلاش‌های فراوان و خلق آثار زیاد نوشتاری و رفتاری که از سوی موافقین و مخالفین پدید آمده است. حادثه بزرگ عاشورا متاسفانه! دچار تحریف و نقل واژگون، و تحلیل وارونه و غیرواقعی چه از طرف دوستان و دوستداران ناآگاه و چه آگاهانه از سوی دشمنان و مغرضان،  قرارگرفته است.! به گونه مثال: برخی از دوستان به‌ظاهر دلسوز، قیام حماسی حسینی را به منازعه قدرت آن‌ها به شکل فرودین قبیله‌ای تقلیل داده است که طبعا پیروز و برنده این عرصه منازعه نیز قبیله‌ای اموی بوده است! غافل از اینکه اندک تامل در تاریخ سرنوشت امویان و نفرت و نفرین که آنان حتی از سوی خودی‌هایشان (عمر بن عبدالعزیز) و&#8230; دچار شدند و ننگ و نفرت تاریخی که در ذهن و ذهنیت اکثر مسلمانان و حتی آزاد اندیشان غیرمسلمان، شکل‌گرفته است، را چگونه می‌توان انکار کرد؟! شکوه و عظمت روزافزون محرم و عاشورا و اربعین و الهام گیری قیام‌ها و انقلاب‌ها و جنبش‌های آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه‌ی اسلامی و غیر اسلامی، گواه آشکار این امر است.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر به بیان ساده و صریح، فروکاست واقعه بزرگ عاشورا به  منازعه قدرت دو قبیله که به‌زعم و پندار برخی، اندک بهره‌ای از واقعیت می‌داشت این‌همه پیامدهای سنگین مثبت و منفی برای رهبران و پیروان هریک معنا و مبنا و مفهوم معقول و درست به دنبال نمی‌داشت. پیروان حقیقی عاشورا با تمایل صددرصدی قلبی و بدون هیچ‌گونه فشار و اکراه، از هیچ‌گونه هزینه‌ی مالی و جانی در بزرگداشت حماسه جاودانه عاشورا فروگذار نکرده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">مگر نهضت توابین و قیام مختار کدام نسبت و رشته‌ی قبیله‌ی با هریک از بنی‌هاشم و اموی داشتند؟ جز پیوند معنوی و در کانتیکست عدالت‌خواهانه و ظلم ستیزانه و دین مدارانه! کافی است مروری اجمالی بر این دو نهضت حق و عدالت‌خواهانه صورت بگیرد. بگذریم از این‌همه حرکت‌های انقلابی ملهم از نهضت حسینی که در طول تاریخ پس از عاشورا در قلمرو جهان اسلام و حتی دنیای غیر اسلامی و جنبش‌های آزادی و عدالت‌خواهانه (جنبش ضد استعماری و استبدادی هند به رهبری گاندی که خود وی در خاطرات خود به‌صراحت از الهام گیری از قیام عاشورا سخن می‌گوید) و صدها مورد دیگر، اگر آن‌گونه که برخی پنداشته‌اند نزاع امام حسین (ع) و یزید صرفا مربوط به دو قبیله عرب بوده چرا این‌همه بازتاب گسترده که مرزهای جهانی را درنوردیده است، با خود داشته است.! آیا معقول است باگذشت ۱۴۰۰ سال از سال روز محرم و عاشورا در آسیا و اروپا و آمریکا و آفریقا این‌همه تجلیل و بزرگداشت و تکریم صورت بگیرد؟ آفریقا و اروپا و آمریکا را چه به نزاع دو قبیله عرب هاشمی و اموی؟ باآنکه آن  قصه و واقعه در همان سال ۶۱ هجری اتفاق افتاد و تمام شد!!  مضاف بر آن اگر حرکت عظیم عاشورا را به نزاع بر سر قدرت بین دو قبیله تقلیل دهیم چرا امام (ع) با تمام اعضای خانواده به آن حرکت پرمخاطره و مشقت‌بار اقدام کرد؟ مگر نه آن بود که پیام اصلی عاشورا را امام سجاد (ع) و زینب کبرا (س) باآن‌همه مشکلات طاقت‌فرسا  و در سخت‌ترین شرایط اسارت، به گوش هوش وجدان‌های بیدار و اندیشه‌های آزادی‌خواه و ظلم‌ستیز و ستم برانداز منتقل کردند؛ که طنین حیات‌بخش و بیدارگر آن تاکنون و تا هرگاه؛ مقاومت برانگیز و حرکت آفرین بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر می‌رسد فقدان دیدگاه منصفانه و عدم آگاهی و نبود معلومات دقیق و کامل از رویداد بزرگ عاشورا  از یکسو و هم‌ذات پنداری رهبری امام معصوم(ع) با رهبران عادی و معمولی !!! و تنزل او در سطح و تراز آدم‌های معمولی  و به دنبال آن ارایه‌ی تحلیل‌های تک‌بعدی، برخی را خواسته یا ناخواسته به خطای متدولوژیک و روشی دچار کرده  و به مصداق شعر معروف &#8221; کار پاکان را قیاس از خود مگیر: در نوشتن گرچه باشد شیر، شیر&#8221;  گرفتار نموده باشد.! در اینجا به‌صورت فشرده و مختصر به خطاهای روشی که این دست نویسندگان مرتکب شده اشاره می‌شود:</p>
<p style="text-align: justify;">ا- شیوه تحلیل قضایای تاریخی (ازجمله موضوع بحث (قیام عاشورا) ) باید با روش معمول و عرف پذیرفته‌شده‌ای تاریخ که گام اول آن مطالعه دقیق وقایع تاریخی از منابع معتبر و دسته اول صورت بگیرد و صحت‌وسقم آن با تطبیق اسناد و نسخه‌های مختلف که در مورد یک قضیه یا رویداد و پدیده تاریخی نوشته‌شده سنجیده شود و اگر منابع مختلف که به موضوع موردبررسی پرداخته است باهم نزدیک و نقل‌های مشابه به دست دادند، آنگاه قضیه یا موضوع موردبحث در حد تواتر یا استفاضه تاریخی رسیده است و قابل‌قبول و استناد است. خوشبختانه در مورد رویداد عاشورا چنین امکانی وجود دارد. مراجعه منصفانه و بی‌طرفانه به منابع موثق: مانند: ارشاد شیخ مفید و امالی شیخ صدوق و بحارالانوار مرحوم مجلسی و&#8230; از منابع معتبر شیعه  و : تاریخ طبری و سنن ترمذی، مستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری و فتوح البلدان بلاذری و تاریخ کامل ابن اثیر از منابع معتبر اهل تسنن به‌صورت متواتر واقعه عاشورا و خطابه‌ها و بیانات امام (ع) و مواضع و خصوصیات یزید و والیان او را نوشته‌اند. اتفاقا آثار متاخر شیعی که در مورد قیام عاشورا پدید آمده است عمده استنادشان به منابع دسته اخیر می‌باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">۲- شیوه نادرست بررسی و تحلیل تاریخ، ناخواسته نویسنده را به موضع‌گیری و اتخاذ رویکرد نادرست وا‌می‌دارد به‌طور مثال: عدم دقت در ترتب وقوع حوادث تاریخی ازجمله در واقعه عاشورا در برخی از نوشته‌ها سبب شده است تا نویسنده فکر کند که علت اصلی قیام امام حسین (ع) قرارگرفتن او در مضیقه برون‌رفت از درگیر شدن بایزید بوده است وگرنه امام هر طور بود خودش را از این تنگنا می‌رهانید! درحالی‌که به گواهی صریح تاریخ زمان اعلام قیام امام (ع) در آغاز حرکت از مدینه به مکه که در ۲۷ رجب ۶۰ هجری بوده که در ذیل، بیانات امام آورده شده است. اما زمان دعوت مردم کوفه از امام در مکه و بیش از یک ماه بعد بوده است و زمان نامه ابن زیاد مبنی بر بیعت یا کشتن امام در مسیر امام به عراق و در ذی‌حجه یا اول محرم بوده است. که جمله معروف امام (ع) &#8221; ألا ان الدعی یابن الدعی قد رکزنی بین اثنتین؛ السله والذله  و هیهات مناالذله &#8221; مربوط به این بازه زمان و در برابر آن نامه است.</p>
<p style="text-align: justify;">۳- تاثیر پیش‌فرض‌ها و ذهنیت‌های قبلی در تحلیل پدیده‌های انسانی مقداری انسان را از واقعیت‌های موضوع موردبررسی دور می‌کند و در بعض موارد به پیش‌داوری وا‌می‌دارد و در برخی موارد به  پارادوکس و تناقض‌گویی دچار می‌کند. از باب مثال: اگر کسی باور داشته باشد که اسلام در جوهر خود سکولار و در امور دنیایی نفیا و اثباتا ابراز نظر نمی‌کند! چرا منازعه قدرت آن‌هم در میان دو قبیله مسلمان رخ‌داده است مگر قدرت و تلاش در به دست آوردن آن پدیده دنیایی نیست؟  از سوی دیگر با کدام مستند می‌توان انکار کرد که دعوت پیامبر و تمام تلاش‌های طاقت‌فرسای که حضرتش در دوران رسالت انجام داد و نتیجه‌اش حاکمیت اسلام و تشکیل حکومت اسلامی با ساختارهای متناسب زمان و ارسال نامه‌های سیاسی و سفرای مختلف به قدرت‌های بزرگ و کوچک آن زمان  را بدون هیچ پیوند باسیاست و حکومت دانست. البته دین کامل و جامع و جاودانه اسلام، همه‌اش در سیاست خلاصه نمی‌شود؛ بلکه سیاست بخشی از آموزه‌های انسان‌ساز اسلام است. چنانکه اجتماع و فرهنگ و اقتصاد نیز زیرمجموعه اسلام بوده و به باور اسلام شناسان محقق و متون مستحکم دینی از قرآن و سنت و سیره قولی و عملی پیشوایان دین، در مورد تمام مقوله‌های یادشده نظر داده و در ساحت عمل نیز به آن پرداخته‌اند. در آموزه‌های بنیادین اسلام امور مادی و دنیوی توام با امور معنوی و سعادت اخروی ارزش پیدا می‌کند و اگر تزاحمی بین این دو پیش بیاید، مصالح معنوی و ارزش‌های معطوف به سعادت اخروی مقدم است.</p>
<p style="text-align: justify;">۴- به باور این نوشته، قیام پرشکوه و جاودانه حسینی آن‌گونه که رخ‌داده است در امتداد سیر تاریخی مبارزه حق و باطل و استمرار حرکت تاریخی انبیای الهی و در راستای حفظ دین و تثبیت و گسترش آموزه‌های حیات‌بخش اسلام و احیای نشانه‌های حق و از میان برداشتن انحراف‌ها و بدعت‌ها و در یک‌کلام،اصلاح امت، بوده است. و در این مسیر پرافتخار، همانند انبیای بزرگ الهی و پیامبر اعظم (ص) جد و پدر گرامی؛ امام علی (ع) و برادر بزرگوارش؛ امام مجتبی (ع) از نثار و بذل جان و شهادت یاران بی‌نظیر و اسارت خاندان باعظمت  نیز دریغ نکرد. همین ویژگی قیام عاشورا بوده که ماهیت جاودانگی به آن داده است.  در طرف مقابل اما جبهه باطل و انسان‌نماهای فرومایه و پست سیرت طغیان‌گر، ظالم و ستمگر که به‌رغم پیروزی ظاهری و پنداری! به سرنوشت ننگین و نفرت‌انگیز و ذلت‌بار دچار گشتند. همچون نمرود و فرعون و بولهب و ابوسفیان و&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;"> بنابراین اگر بخواهیم واقع‌بینانه و آگاهانه و بامطالعه دقیق و منصفانه و با شرح صدر و به دور از تنگ‌نظری و کوتاه بینی از قیام عزتمند عاشورا الهام بگیریم از منطق بسیار محکم و استوار آن‌که ذلت ناپذیری و ظلم‌ستیزی است پیروی کنیم چنانکه بسیاری از مبارزان و انقلابی‌ها و رهبران قیام و انقلاب‌های نام‌آور از آن آموخته و الگو گرفته‌اند.!  تقلیل قیام سترگ عاشورا به منازعه قدرت و پیوند نابجای آن به نزاع شیعه و اهل سنت! حکایت از خطای بزرگ روشی، بینشی و گمراه‌کننده است.! نه شیعه آن رویداد بزرگ را نزاع بر سر قدرت می‌داند و نه اهل سنت به دید منازعه قدرت می‌نگرد. تجلیل و تکریم بزرگان اهل سنت چه به‌صورت رسمی و یا غیررسمی در جای‌جای جهان اسلام ازجمله افغانستان و حضور بسیاری از سنی‌ها در عاشورا و  مراسم اربعین حسینی در عراق و برخی کشورهای دیگر، نشانگر نقص و نقض دیدگاه یادشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">درهرحال، در فضای محدود مجازی و فرصت اندک زمانی، بیش از این ، زمینه‌ی قلمی کردن موضوع یادشده میسور و مقدور نیست و تفصیل آنچه رخ‌داده است را می‌توان در کتاب پرارزش «حماسه حسینی» شهید مطهری (ره)  مطالعه کرد. آنچه در این نوشته و تذکر کوتاه قابل‌طرح است این است که: با رویکرد و روش تحلیل محتوا با استناد به سخنان و خطابه‌ها و بیانات امام حسین (ع) و گزارش‌ها و نقل‌های شاهدان عینی حادثه عاشورا  از جمله امام سجاد (ع) و زینب کبرا (س) و همچنین از راویانی که در طرف مخالف و مقابل امام بوده‌اند و خطابه‌ها و مکاتبات امام با دوستان و دشمنان، را شنیده یا دیده و نقل کرده‌اند. در ادامه به‌صورت فشرده طرح می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">مرحوم شیخ مفید و شیخ طوسی (رحمت‌الله علیهما) و مرحوم مجلسی (ره) و بسیاری از بزرگان علما و دانشمندان  با روش عالمانه و مستند به نقل و روایت این رویداد بزرگ پرداخته‌اند، شکل روایت تاریخی آن را نیز بزرگان تاریخ‌نگاری همچون طبری و ابن اثیر و بلاذری و مسعودی و&#8230; روایت کرده‌اند که با مراجعه به منابع یادشده ابعاد این نهضت پرعظمت بیش‌ازپیش آشکار می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در این گزارش مختصر به فرازهای از فرمایشات امام (ع) از آغاز حرکت قیام خواهانه شان از مدینه به مکه و از مکه به عراق و در کربلا که به مناسبت‌های مختلف، صورت گرفته است  در ذیل عناوین آینده  اشاره می‌شود:</p>
<p style="text-align: justify;">یکم) انگیزه حرکت و قیام امام (ع): به اعتقاد ما، پیامبر گرامی و امامان معصوم (ع) و پیشوایان الهی به‌عنوان جانشینان پیامبر از علوم لدنی و ماورایی برخوردارند و بر اساس آنچه آفریدگار متعال، شایستگی آنان را تایید و تصدیق نموده آن‌ها را به جایگاه رهبری و پیشوایی مردم برگزیده است&#8221; الله یعلم حیث یجعل رسالته&#8221; (۱۲۴، سوره انعام) از این منظر، امامان پاک و معصوم در هر زمان و شرایط به رسالت الهی و رهبری خدایی خویش به‌طور کامل واقف بوده و هرگونه قیام و اقدام و حتی سکوت مصلحت‌آمیز آنان، از روی حکمت و مصلحت بوده است. بدان جهت پیامبر اکرم (ص) زمانی دعوت پنهانی و محدود بستگان نزدیک خویش را در دستور کار قرار داده و در وقت دیگر پیام الهی خویش را آشکارا و در سطح عمومی اعلام و ابلاغ می‌نماید. در برخی از شرایط، پیمان صلح حدیبیه را با مشرکان امضا نموده و در فضای دیگر به جنگ مستقیم با کفار می‌پردازد. امام علی (ع) نیز بر مبنای وظیفه و رسالت امامت و رهبری خود و بافرمان الهی پیامبر(ص) فتح خیبر و خندق و جنگ احزاب را رهبری می‌نماید و در شرایط دیگر صبر و خانه‌نشینی را در پیش می‌گیرد و زمانی خلافت مسلمانان را به عهده می‌گیرد. امام مجتبی (ع) نیز بنا بر تشخیص مسوولیت رهبری و امامت جامعه اسلامی، گاهی به جنگ با دشمنان اسلام و منافقان می‌پردازد و در شرایط دیگر پیمان صلح می‌بندد. و در هر زمان و شرایط، گفتار و رفتار آنان، حجت و سند مشروع الهی و در راستای اعتلای دین مبین و کامل اسلام و در جهت اعتلای کلمه الله و ظهور و بروز و تسلط دین جاودانه اسلام و تحقق وعده غیرقابل تخلف الهی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">قیام و حرکت سومین امام و پیشوای بزرگ؛ امام حسین (ع) نیز در امتداد همان رسالت خطیر هدایت‌گری و رهبری  صورت گرفته و انگیزه و فلسفه قیام آن راهبر بزرگ الهی آن‌گونه که در خطاب به برادرش محمد حنفیه  اعلام می‌نماید:&#8221;إنی لم أخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا ولا ظالما بل إنما خرجت لطلب الإصلاح فی أمه جدی و أرید أن آمر بالمعروف وأنهی  عن المنکر و أسیر بسیره جدی و أبی&#8221; (ابن شهر آشوب، ۵۸۸ه-ق ،مناقب آل ابیطالب ، ص ۲۴۱ )  خروج و قیام من نه به خاطر جاه‌طلبی و آشوبگری و ظلم و ستمگری، بلکه به خاطر اصلاح در کار امت جدم می‌باشد، می‌خواهم فریضه بنیادین امربه‌معروف و نهی از منکر را تحقق ببخشم. چه معروفی بالاتر و مهم‌تر از سنت و سیره رسول اعظم که به فراموشی سپرده‌شده و معاویه علنا و رسما از نقل و نشر سنت قولی و فعلی آن حضرت جلوگیری می‌کرد و اینک  چه منکری بدتر و پست‌تر از یزید و حکومت او که هیچ ابایی از فسق و فجور علنی  و آشکار،  ندارد!! و جایگاه خلافت پیامبر را شایسته خود می‌داند!! درحالی‌که به هیچ‌یک از معیار و مبانی دین اعتقاد و اتکا و اعتنا ندارد و رسما وحی الهی را انکار می‌کند.!</p>
<p style="text-align: justify;">در چنین فضایی باید فاتحه اسلام را خواند.! اما رسالت عظیم رهبری و امامت به من چنین اجازه نمی‌دهد که سکوت نمایم و دین خدا ملعبه دست ناپاک و آلوده به فسق و فجور یزید باشد. لذا امام (ع) بارد بیعت یزید، انگیزه قیام و همچنین محتوا و ماهیت حرکت تاریخ‌ساز خود را با صراحت و قاطعیت اعلام می‌نماید و لو در این مسیر حیات‌بخش و افتخارآمیز، جان خود و یاران و نزدیکان خود را نیز قربانی و اسارت خاندان ولایت و امامت را نیز پذیرا می‌شود. زیرا دین خدا باید نصرت و یاری و از خرافه‌ها و بدعت‌ها پیراسته  و  سرانجام حاکم گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">دوم) ماهیت، محتوا و درون‌مایه قیام حسینی: با توجه به آنچه گفته شد انگیزه قیام و حرکت امام حسین (ع)  اصلاح و رفع فساد و امربه‌معروف و نهی از منکر و پیرایش دین مبین از بدعت‌ها و آلایش‌های نفرت‌انگیز و فساد آمیز که توسط حکام جور و ستمگر به وجود آمده است و آگاهی بخشی به مردم که با تهدید و تطمیع حاکمان  اغفال یا فریب‌خورده‌اند. ضد ارزش‌ها و ناهنجاری‌ها به نام دین و برچسب اسلام بر مردم ناآگاه تحمیل‌شده است. معروف و منکر جابه‌جا و چهره اسلام راستین با اعمال ننگین پوشانده شده است و آن‌گونه که امام (ع) دریکی از فرمایشاتشان فرمودند: &#8221; ألاترون أن الحق لا یعمل به والباطل لا یتناهی عنه، لیرغب المومن فی لقاء الله محقا فإنی لا أری الموت إلاالسعاده و لا الحیات مع الظالمین إلا برما&#8221; (تحف العقول، ج۲، ص ۲۴۵) (نمی‌بینید که به‌حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌شود! پس به تحقیق که مومن در چنین شرایطی با مبارزه و مجاهدت به مرگ و لقای خدا روی آورد و من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز عار و ننگ و رنج نمی‌بینم) از فرمایشات و بیانات امام به‌خوبی و وضوح می‌توان فهمید که ماهیت قیام امام دین مدارانه و اصلاح‌گرایانه و در کلام دیگر، هدایتگری و روشنگری بوده است و به پیروان و رهروان حسینی می‌آموزد که شما نیز آگاهانه در مقابل ظلم و ستم و فساد قیام و اقدام نمایید و ستم پذیر و ظلم را برنتابید. هرچند در این راه از بذل مال و جان و نزدیکان و بستگان نیز مضایقه نکنید. چنانکه راهبران راستین الهی (پیامبران الهی) عمل کردند و بدانید که فرجام و سرانجام پیروزی و جاودانگی از آن پرهیزکاران و دین‌مداران است &#8220;والعاقبه للمتقین&#8221; و &#8220;الله غالب علی أمره&#8221; و &#8220;لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"> سوم) هدف و غایت و پیام نهضت و قیام حسینی:  اصلاح امت و پیراستن دین از بدعت‌ها و انحراف‌ها و احیای سنت و سیره پیامبر و امیرالمومنین علی (ع) و حکومت و حاکمیت دین خاتم از طریق امربه‌معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم و بدعت و انحراف، از اهداف اصلی قیام باشکوه حسین (ع) بوده است و درسی که به پیروان راستین خودآموخته است و حتی آزادی خواهان جهان نیز از آن الهام گرفته‌اند، بیانگر امتناع از سکوت در برابر ظلم و ستم و عدالت‌خواهی و حق‌طلبی است، جمله معروف امام &#8220;و مثلی لا یبایع مثله&#8221; (طبری ، ج۷، ص ۲۱۶-۲۱۸)  این پیام بیدارگر را به جهان انتقال می‌دهد که تا تاریخ امتداد دارد نباید به ذلت و خواری و ظلم‌پذیری و بدعت محوری تن درداد. و لو به بهای مال و آبرو و نثار جان؛ چه اینکه مرگ باعزت از زندگی با ذلت و ننگ، گواراتر و دل‌پذیرتر است و به وعده صریح و غیرقابل تخلف الهی عاقبت و فرجام و سرانجام سرافرازی و رستگاری از آن پرهیزکاران و نیکان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3031</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غدیر؛ آینه تمام‌نمای اسلام</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3017</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3017#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Jul 2023 17:58:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[غدیر؛ آینه تمام‌نمای اسلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3017</guid>
		<description><![CDATA[   دین اسلام به‌عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین دین که از سوی خداوند توسط آخرین و برترین فرستاده و رسول خاتم، برای بشریت و در کتاب حکیم قرآن بر مردم جهان فرستاده شد، برنامه و دستورالعمل زندگی بشریت را از آغاز نزول تا قیامت و رستاخیز همگانی در بر دارد. بدیهی است تبیین و تعلیم آموزه‌های [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">   دین اسلام به‌عنوان کامل‌ترین و جامع‌ترین دین که از سوی خداوند توسط آخرین و برترین فرستاده و رسول خاتم، برای بشریت و در کتاب حکیم قرآن بر مردم جهان فرستاده شد، برنامه و دستورالعمل زندگی بشریت را از آغاز نزول تا قیامت و رستاخیز همگانی در بر دارد. بدیهی است تبیین و تعلیم آموزه‌های چنین مکتب جامع و گسترده صرفا در توان و از عهده انسان‌های کامل که خود با اراده آفریدگار، مصون و محفوظ از خطا و گناه و مبرا از جهالت و نادانی هستند بلکه برخوردار از علوم ماورایی و متصف به صفات متعالی عصمت و مصونیت از خطا و سهو و نسیان می‌باشند، ساخته است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در آیات فراوان از قرآن کریم پیامبرش را دارای علم لدنی و برخوردار از علومی می‌داند که جز از مقام ربوبی و با تعلیم او ممکن و میسور نیست &#8220;و علمک ما لم تکن تعلم&#8221; نساء، ۱۱۳ (خداوند تو را علومی تعلیم داد که از راه‌های غیر الهی ناممکن بود). همچنین رسولش را با صفاتی: کریم، رووف، رحیم، و برخوردار از خلق عظیم معرفی می‌کند و او را نور و بشارت‌دهنده و هدایت‌گر و بیم دهنده و اسوه و مقتدا و الگوی تمام و کمال، راهبر و راهنمای بشریت می‌داند.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول اعظم اسلام (ص) نیز از سپیده‌دم وحی و نزول قرآن، تا هنگام رحلت، بار سنگین رسالت الهی را بر عهده گرفت و باتحمل مشکلات طاقت‌فرسا و تلاش خستگی‌ناپذیر پیام دین و محتوای وحی الهی را  به مردم عربستان آن روز و بلکه از طریق معجزه جاودان قرآن به گوش جهانیان رساند. از آنجایی‌که سنت قطعی الهی بر موقت و گذرا بودن این دنیا و تداوم حیات جاودان در سرای دیگر (آخرت) قرارگرفته است. خداوند متعال به پیامبرش می‌فرماید: تو نیز همانند انبیای پیشین از دنیا رحلت می‌کنی و به جهان ابدی و لقای پروردگارت می‌شتابی، بنا براین رسالت تعلیم و تبیین دین جاودان و محتوای کتاب ماندگار قرآن را بر عهده جانشین و خلیفه خود اما در شکل ولایت و امامت تعلیم و بیاموز تا آن هنگامی‌که توامان در پیشگاه باعظمت خداوندی (قیامت) حاضر شوید.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول اکرم (ص) از لحظات نخستین ابلاغ پیام رسالت، مساله وصایت و جانشینی را نیز به مردم اعلام نمود. «حدیث یوم‌الدار» حدیث منزلت، حدیث شریف ثقلین و صدها آیه قرآن کریم و روایات معتبر و متواتر که در مناسبت‌های مختلف از پیامبر گرامی اسلام وارد شده است. مرحوم علامه امینی همه این روایات را از منابع اهل سنت در کتاب ارزشمند الغدیر با ذکر منبع و نحوه دلالت آورده است. در تاریخ اسلام چند نقطه عطف مهم را به‌طورکلی می‌توان یادآوری کرد که در معرفی و گسترش و تثبیت دین مبین اسلام  جایگاه والا و اساسی دارند:</p>
<p style="text-align: justify;">یکم) هجرت: هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه که منشای تاریخ اسلامی نیز قرار گرفت نقش اساسی در معرفی  اسلام و نقطه آغاز توسعه قلمرو آن از محیط کوچک مکه به فضای بزرگ‌تر مدینه که موردپذیرش قبایل مختلف ساکن مدینه و همان‌طور تهداب دولت اسلامی قرار گرفت  و ازآنجا با اعزام سفرا و ارسال نامه‌ها به تمام قدرت‌های روز دنیا دین اسلام و پیام اصلی آن در قلمرو بسیار گسترده اعلام و ابلاغ شد.</p>
<p style="text-align: justify;">دوم) فتح مکه: شکل‌گیری مدینه النبی (ص) و استحکام پایه‌های اصلی دولت اسلامی در مدینه  باعث رعب و وحشت دشمنان سرسخت و مشرکان عنود مکه گشت و در جنگ‌های مختلف که بین سپاه اسلام و نیروهای مشرکان، رخ داد قوت و قدرت روزافزون اسلام کم‌کم زمینه فتح مکه را فراهم نمود. پیامبر گرامی اسلام باتدبیر و سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه با انعقاد پیمان صلح «حدیبیه» فاصله پیروزی بزرگ و حاکمیت اسلام در سراسر جزیره العرب را بیش‌ازپیش کم و کوتاه  نمود. تدابیر بی‌نظیر پیامبر در سال دهم هجرت، سرانجام فتح  اعظم مکه و شکست کامل دشمنان را به ارمغان آورد و با سیاست عفو عمومی و رافت الهی پیامبر اعظم (ص) مردم گروه‌گروه به اسلام روی آوردند و دین مبین و کامل اکنون بر تمام قلمرو عربستان حاکم گردید. و محیط توحیدی مکه و بیت‌الله الحرام از همه گونه مظاهر شرک و بت‌پرستی  پالایش و پیراسته و طنین روح‌افزا و حیات‌بخش توحید و خداپرستی  فضای مکه را عطرآگین نمود و پژواک دل‌نشین آن نوازش بخش جان‌های خسته و طراوت روح و روان مردم را به ارمغان آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">سوم) واقعه غدیر: اکنون‌که آموزه‌های فطری و حیات‌بخش اسلام بر تمام عربستان حاکم شده است فرستاده بزرگ الهی، از طریق وحی مامور به اعلام و ابلاغ آخرین و مهم‌ترین حلقه رسالت الهی خویش می‌شود و آن اعلام ولایت و جانشینی امیرالمومنین علی (ع) است. هرچند چنانکه گفته آمد پیش‌ازاین بارها این مهم اعلام و ابلاغ شده است. اما این بار باید در جمع صدها هزارنفری مسلمانان و بدون دغدغه و خوف از کارشکنی معاندان و منافقان صورت بگیرد. زیرا با خاتمیت پیامبر گرامی و جاودانگی و همگانی بودن دین مبین و آموزه‌های جاودانه آن، تثبیت و تصدی این امر مهم باید در قالب و شکل امامت و ولایت تا هنگامه قیامت ادامه یابد و این مهم در غدیر خم و در هجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجرت و در بازگشت از حجه الوداع  به وقوع پیوست.</p>
<p style="text-align: justify;">چهارم) جایگاه و اهمیت غدیر: واقعه غدیر از مهم ترین وقایع تاریخ اسلام است؛ زیرا دراین روز با پیام وحی  دین اسلام کامل و نعمت الهی به صورت تام وکامل بر مردم تجلی کرد. انتخاب غدیرخم ازسوی پیامبر اسلام که در جزیره بیابانی و خشک عربستان به صورت نسبی آبگیر و در برگیرنده درختانی بوده است که مناسب توقف سه روزه حجاج به همراه پیامبر بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">الف) ایراد خطبه تاریخی و بسیار مهم پیامبر که در آن از حمد و ثنای الهی و بیان صفات حق تعالی سخن می‌گوید.</p>
<p style="text-align: justify;">ب) بیان امرمهم دستور الهی  و ابلاغ آن</p>
<p style="text-align: justify;">ج) وحی الهی برای مصونیت پیامبر و دین خداوند از فتنه منافقین</p>
<p style="text-align: justify;">د) اعلام پیامبر مبنی بر آخرین حضور او در جمع مسلمانان</p>
<p style="text-align: justify;">ه) بیان اینکه حلال پیامبر تاقیامت حلال و حرام او تا قیامت حرام است.</p>
<p style="text-align: justify;">و) امامت امت اسلامی تا قیامت بر عهده امام علی (ع) و فرزندان اوست</p>
<p style="text-align: justify;">ظ) بیان فضایل وعلوم امیرالمومنین (ع)</p>
<p style="text-align: justify;">ح) انکار ولایت امیرالمومنین (ع) گناه نابخشودنی است</p>
<p style="text-align: justify;">ط) بیان جمله تاریخی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» پس از اقرار گرفتن از حاضرین براولی بودن خود وعلی از مسلمانان نسبت به خود شان</p>
<p style="text-align: justify;">ی) تاکید چندباره بر وصایت و جانشینی علی (ع)</p>
<p style="text-align: justify;">ک) یادآوری حدیث متواتر ثقلین و پیوند ناگسستنی قرآن و عترت از همدیگر</p>
<p style="text-align: justify;">ل) دعا در حق دوستان و پیروان امام علی (ع) و نفرین بر دشمنان او</p>
<p style="text-align: justify;">م) بیان ختم امامت در مهدی قایم (عج)، از فرزندان امیرالمومنین (ع)</p>
<p style="text-align: justify;">ن) بیان صفات امام مهدی (عج)</p>
<p style="text-align: justify;">و سرانجام فرمان عمومی مبنی بر بیعت با امیرالمومنین علی (ع)  به‌عنوان ولی امر و امام و جانشین خود  و تبریک و بیعت همگان با امام )ع)  و مهم‌ترین پیام غدیر که روز تکمیل دین و اتمام نعمت و ابلاغ رسالت الهی  و تثبیت دین خدا و رضایت الهی از این امر و اینکه غدیر آینه تمام‌نما و تجلیگاه اصلی اسلام و دین مبین و جاودانه اسلام است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3017</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رسم قربانی، خشونت خدایی یا رهایی انسانی؟</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=3012</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=3012#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jun 2023 16:41:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[رسم قربانی، خشونت خدایی یا رهایی انسانی؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=3012</guid>
		<description><![CDATA[نخست فرارسیدن عید قربان را به باورمندان و برپادارندگان آن تبریک و تهنیت گفته و نکاتی را ذیل این موضوع به خوانندگان محترم به نگارش می‌گیرم. عید قربان، میان مسلمانان از احترام و قداست خاصی برخوردار بوده و مناسک آن را باشکوه خاص هرسال برپا داشته و گرامی ‌می‌دارند. این عید را بدین‌جهت عید قربان [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">نخست فرارسیدن عید قربان را به باورمندان و برپادارندگان آن تبریک و تهنیت گفته و نکاتی را ذیل این موضوع به خوانندگان محترم به نگارش می‌گیرم.</p>
<p style="text-align: justify;">عید قربان، میان مسلمانان از احترام و قداست خاصی برخوردار بوده و مناسک آن را باشکوه خاص هرسال برپا داشته و گرامی ‌می‌دارند. این عید را بدین‌جهت عید قربان گویند که حاجیان وقتی مراسم حج را به پایان می‌برند؛ گوسفند یا شتری را ذبح کرده و از احرام خارج‌شده و حاجی می‌گردند. قربانی کردن حیوانی در راه خدا و تقسیم گوشت آن برای مستمندان و فقیران یکی از عناصر مناسک حج به شمار می‌رود.</p>
<p style="text-align: justify;">این مراسم بر اساس باور و پنداشت مسلمانان بازنمایی حرکت حضرت ابراهیم پایه‌گذار خانه کعبه در بیابان مکه است. حضرت ابراهیم که از طرف خدا مامور می‌گردد که در مکه سکنی گزیده و خانه کعبه را بسازد و فرزند خویش حضرت اسماعیل را در پیشگاه خداوند خویش قربانی نماید. ازآنجای که دین اسلام ازجمله ادیان ابراهیمی است مسلمانان این حرکت حضرت ابراهیم را به شکل حج بازنمایی کرده و به‌جای اسماعیل گوسفند و یا شتری را در پیشگاه خداوند خویش نثار کرده و رضایت او را آرزو می‌کنند؛ شاید خداوند قربانی وی را قبول و تقصیر و قصور آن‌ها را ببخشاید. مسلمانان عادی به این مراسم صرفا از جنبه یک واجب دینی نگریسته و غیرازآن فهم و برداشتی دیگری ندارند؛ اما از نظر کسانی که حرکت‌ها و دستورات دینی را دنبال فلسفه و دلایلش می‌گردند و برای مراسم آیینی معنا و پیامی در نظر می‌گیرند و تلاش دارند تا از ظواهر عبور و به باطن امور دینی دست یابند، مناسک حج را صرفا یک مراسم عبادی خشک و خالی ندانسته و برای آن فلسفه و پیام‌های انسانی و اجتماعی تراشیده و آن حرکت نمادین را تفسیر کرده و معنا و پیامی به آن بخشیده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمینه همه‌ی مراسم آیینی دینی و مذهبی عمدتا دو گرایش و دو گونه واکنش وجود داشته و از دو موضع و دو منظر به آن پرداخته و استخراج معنا و پیام گردیده است. در موضوع حج که یکی از مراسم آیینی دین اسلام و از پرشکوه‌ترین آیینی است که مسلمانان را از چهارسوی دنیا به مکه کشانده و در جاها و روزهای مخصوص برنامه و رفتارهای مخصوص را انجام می‌د‌هند و انصافا مراسم بسیار پرشکوه و قابل‌توجهی است، اگر از منظر عوارض و پیامدهای اجتماعی سیاسی آن، نیز به آن توجه شود فواید گوناگون مثبت و منفی زیادی دارد که بررسی و یادآوری آن در این مقال نمی‌گنجد.</p>
<p style="text-align: justify;">در این یادداشت فقط به تفسیرها و برداشت‌های موجود میان موافقان و مخالفان مراسم حج و رسم قربانی آن پرداخته می‌شود. موافقان مراسم آیینی حج و تمثیل رفتار حضرت ابراهیم و هاجر و قربانی کردن گوسفند را از جنبه‌ی فردی نگاه کرده و این مراسم را نمایشی از رابطه انسان و خداوند و درجه اخلاص و تعبدیت و رهایی از همه تعلقات دنیوی در نظر گرفته و می‌گویند برپایی مراسم آیینی رفتار ابراهیمی رفتارهای نمادینی است که حجاج با بازنمایی آن تلاش می‌کنند پا جای پای حضرت ابراهیم بگذارند و از تعلقات دنیوی رهایی یابند تا به کمالات انسانی و ماورایی خود نایل آیند و قربانی کردن و ذبح یک موجود جاندار در واقع ذبح تعلقات و وابستگی‌ها و آزادی از قید اسارت‌های بشری است.</p>
<p style="text-align: justify;">مخالفان این مراسم آیینی خصوصا رسم قربانی کردن را از منظر دیگر نگریسته و معنای دیگری برای آن قایل گشته و برای بشر خصوصا برای مناسبات انسانی در سطح جهانی و حتی در سطح درون دینی آن را مضر دانسته و برآیند آن را خشونت اجتماعی و قساوت انسانی دانسته‌اند. آن‌ها چه در رفتار حضرت ابراهیم که به خاطر یک خواب حاضر می‌شود بدون در نظر داشت حق حیات برای فرزند خود او را درراه یک پندار و باور قربانی کند و این‌گونه رفتار را پا گذاشتن روی عواطف انسانی و مهر پدری و درواقع مسخ گوهر انسانیت می‌دانند. انسان اگر انسان است با همین مهرورزی و عطوفت و مهربانی و انس خود انسان است. لذا بازتولید نمادین خشونت ابراهیمی باعث تولید خشونت دینی گشته و آن را ترویج و گسترش می‌بخشد. فهم انسان از خدایی خویش تاثیر مستقیم روی مناسبات اجتماعی و مراودات انسانی دارد. الهیات این‌چنینی نتیجه‌اش این است که بشر در طول تاریخ آن را تجربه کرده و تجربه بشری سراسر خشونت‌های دینی و جنگ‌های پندارهای واهی بوده است. با توجه به آن‌چه به شکل بسیار گذرا و اختصار بیان گردید، حال نمی‌دانم که شما خواننده‌ی محترم با کدام یک این دو نگرش موافق هستی و چرا؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=3012</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شب قدر؛ تعالی روح و جان با محوریت امام و قرآن</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2983</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=2983#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 14 Apr 2023 23:36:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[شب قدر؛ تعالی روح و جان با محوریت امام و قرآن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2983</guid>
		<description><![CDATA[انسان موجودی است ترکیبی از جسم مادی و روح ملکوتی که به اقتضای همین ویژگی، هم استعداد تکامل و تعالی را دارد و هم زمینه سقوط و انحطاط را. در مسیر تکامل روحی  می‌تواند تا بی‌نهایت اوج بگیرد و از ملک و فرشته نیز سرعت و سبقت‌گرفته تا به سرمنزل و جایگاه قرب الهی به‌پیش [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">انسان موجودی است ترکیبی از جسم مادی و روح ملکوتی که به اقتضای همین ویژگی، هم استعداد تکامل و تعالی را دارد و هم زمینه سقوط و انحطاط را. در مسیر تکامل روحی  می‌تواند تا بی‌نهایت اوج بگیرد و از ملک و فرشته نیز سرعت و سبقت‌گرفته تا به سرمنزل و جایگاه قرب الهی به‌پیش رود.  چنانکه در سراشیب سقوط و مسیر انحطاط، از حیوانات هم فروتر و پست‌تر گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">این حقیقت به خاطر وجود خصیصه اختیار و قدرت انتخاب در وجود و فطرت انسان است که همان راز و رمز برتری او بر سایر مخلوقات، را نشان می‌دهد. اگر در مسیر خواسته‌های جسمانی و غرایز حیوانی حرکت نموده و آن را وجهه همت خویش قرار دهد، خلق‌وخوی او به سمت حیوانات و حیوان‌صفتی سوق می‌یابد. به‌طور مثال: اگر صفت شهوانی بر انسان غلبه کند همتای حیوانات شهوانی می‌شود؛ یا اگر غضب بر او غلبه کند مانند حیوانات درنده، دچار سبعیت و درنده‌خویی می‌شود و به همین‌سان غرایز دیگر حیوانی.  در این صورت ظاهر انسانی ولی باطن و حقیقت حیوانی دارد.  و چون با اختیار و اراده مسیر حیوانیت را انتخاب نموده از حیوانات هم پست‌تر و بدتر می‌شود؛ زیرا حیوان قدرت انتخاب ندارد یا خیلی محدود دارد .!</p>
<p style="text-align: justify;">اما اگر به اقتضاآت بعد روحانی خود به خواسته‌های متعالی و انسانی خویش بهاداده و در مسیر تکامل روحی قدم بردارد که به‌تصریح حکما و قرآن و روایات معصومین (ع) اصالت انسان و شخصیت او به همین بعد روحی و ملکوتی اوست. درنتیجه این انتخاب است که انسان بر ملایک و فرشته‌ها هم برتری می‌یابد و بلکه فرشته‌ها در خدمت او و از او می‌آموزد و او می‌شود معلم فرشته‌ها و مدال پرافتخار آموزگاری ملایک را از آفریدگار خویش دریافت می‌کند. «یا آدم انبئهم باسمائهم»  و آنگاه می‌شود مسجود ملایک! و جایگاه خلافت الهی را از آن خود می‌کند. بدیهی است این مهم بدون خودسازی و تلاش و مبارزه بانفس و تعدیل خواسته‌های حیوانی و غریزی و همسو کردن آن‌ها باراهنمایی عقل و خرد و وحی سامان نمی‌پذیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پروردگار متعال با حکمت بالغه خویش علاوه بر عقل به‌عنوان رسول باطنی و نیروی هدایت‌گر درونی، پیامبران و راهنمایانی نیز برای هدایت قافله پر رمزوراز بشری فرستاده است که در پیچ‌وخم‌های زندگی انسان و در قلمروهای که عقل بلندپرواز بشری با همه توانمندی‌هایش توان فهم و درک تفاصیل و ظرافت‌های آن‌ها را ندارد «و یعلمکم مالم تکونوا تعلمون» (چیزها و اموری را به شما آموزش می‌دهد که دانستن آن‌ها در توان شما نیست)؛ این مساله به اعتراف تمام اندیشمندان، که مجهولات و نادانسته‌های بشر بااین‌همه پیشرفت‌های خیره‌کننده علمی با دانسته‌ها و معلومات، نسبت یک‌به‌صد است. تازه این‌همه در عرصه و ساحت پدیده‌های این جهانی و مادی است، افق‌های معنویت و قلمرو  بی‌کران معنوی و روحانی، جز با هدایت‌ها و تعلیم تبیین پیشوایان و رهبران الهی میسور و ممکن نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">درست در همین عرصه‌ها و زمینه‌ها است که نقش و اهمیت فرستادگان الهی و کتاب‌های وحیانی (به‌ویژه قرآن)  آشکار می‌شود. تبیین ابعاد مختلف وجود انسان و جهان آن‌گونه که آفریدگار هستی در قرآن حکیم بیان نموده و ارتباط عالم دنیا و آخرت و پیوند همه آن‌ها با خالق خود، و تنظیم و تنسیق این رابطه و معنادار و هدفمند بودن آن و دور بودن آن از بیهودگی و پوچی و بطالت جزو رسالت فرستادگان الهی است &#8220;&#8230; و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض  ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار&#8221; آل‌عمران ، ۱۹۱  به‌راستی تبیین ریز مسایل و جزییات پیوند انسان و جهان و ارتباط دنیا و آخرت جز در توان انبیای الهی و کتاب‌های آسمانی هست ؟؟ !   بسیاری از تبصره‌های قانونی و متمم قوانین اساسی در نظام‌های سیاسی و اجتماعی کشورها که برای تنظیم حقوق اساسی و سیاسی اجتماعی آن‌ها وضع و اجرا می‌شود و هرچند وقت نیاز به تغییر و توسعه و تتمیم احساس و عملی می‌شود بهترین دلیل بر توانایی محدود بشر نیست؟  برآیند بیشترین تلاش‌های فکری بشر در اعلامیه جهانی حقوق بشر، بروز و ظهور یافته است که به اعتراف بسیاری، تا تمثیل تمام و کمال حقوق اساسی انسانی راه دراز و طولانی (صرف‌نظر از نواقص و نارسایی‌ها) در پیش دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">درون‌مایه تعالیم الهی انبیا و متون وحیانی، راهبری و راهنمایی بشر به تفکر و تدبر در لطایف و ظرافت‌های حکیمانه خلقت و توجه دادن او به هدف‌دار بودن و غایتمندی انسان و جهان و در کلام دیگر، شناخت مبدا و معاد و رابطه بین آن دو  است.  براین اساس همان‌گونه که تلاش و کوشش در تامین زندگی مادی نه‌تنها منع  نشده بلکه ترغیب و تشویق و البته تعدیل آن و معطوف نمودن بر اهداف متعالی و انسانی، در آموزه‌های دینی انبیای الهی و به‌خصوص قرآن کریم به‌عنوان مجاهدت و درخور ستایش شمرده‌شده است .&#8221;یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه&#8221;  انشقاق ، آیه ۶،&#8221; ای انسان تو با سختی و تعب  خودت را به‌سوی خداوند می‌کشانی  و سپس وی را ملاقات خواهی نمود&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین  تمام سعی و تلاش انسانی در زندگی دنیا و تامین معاش وزندگی دنیوی با استفاده از نیروی درونی عقل و استفاده از تجارب بشری و راهنمای بیرونی وحی، در مسیر و راستای کمال نهایی انسان (قرب به خدا) باید جهت‌دهی و سمت‌وسو داشته باشد. اساس زندگی دنیا بر رنج و مشقت و سختی، قرار داده‌شده است. &#8220;لقد خلقنا الإنسان فی کبد&#8221;  بلد، آیه ۴ ( بدون تردید ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم). از دیدگاه وحی،  زندگی انسان در دنیا همراه و همگام با سختی و مشقت است. ممکن است در اثر تلاش‌های طاقت‌فرسا آسایش موقتی به دست آورد اما آرامش همیشگی فقط از رهگذر زندگی معطوف به مبدا و معاد و راهنمایی‌های تعالی‌بخش وحیانی انبیا و امامان الهی ممکن و میسور است. خداوند متعال نیز فرجه‌ها و فرصت‌های بی‌بدیل و البته دست‌یافتنی فرا روی انسان قرار داده است که ماه رمضان و شب‌های قدر از بهترین آن‌ها است. به‌تصریح قرآن و نص روایات، حکمت تشریعی و تکوینی الهی هرسال در ماه رمضان به‌طور خاص از طریق و وساطت انسان کامل بر بندگان عرضه و ارایه می‌شود که به تعبیر عامیانه راه میانبر (ره صدساله را یک‌شبه پیمودن) در دسترس و اختیار انسان قرار داده می‌شود تا روح و جان انسانی خود را تعالی بخشیده و شایسته سلام و درود پروردگار و آفریدگار بی‌همتای خویش قرار بگیرد . &#8220;سلام هی حتی مطلع الفجر&#8221;  به‌واقع چه قدر زیان‌بار است اگر این نفحات روحانی و عروج معنوی را با غفلت و سهل‌انگاری از دست بدهیم.!!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=2983</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شب‌های قدر سرنوشت‌ساز است یا اندیشه و تلاش؟</title>
		<link>http://tarhenaw.com/?p=2979</link>
		<comments>http://tarhenaw.com/?p=2979#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Apr 2023 23:22:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[admin1]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[دينی]]></category>
		<category><![CDATA[شب‌های قدر سرنوشت‌ساز است یا اندیشه و تلاش؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tarhenaw.com/?p=2979</guid>
		<description><![CDATA[شب‌های قدر در باور اسلامی شب‌های حساس و سرنوشت‌سازی است. بر اساس آیات قرآن و احادیث وارده از سوی بزرگان دین خداوند قرآن را در این شب نازل کرده و نیز مقدرات یک‌ساله (از خوب و مطلوب تا بد و منکوب) انسان‌ها در این شب از طرف خداوند متعال تعیین می‌گردد. به همین دلیل از [&#8230;]]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">شب‌های قدر در باور اسلامی شب‌های حساس و سرنوشت‌سازی است. بر اساس آیات قرآن و احادیث وارده از سوی بزرگان دین خداوند قرآن را در این شب نازل کرده و نیز مقدرات یک‌ساله (از خوب و مطلوب تا بد و منکوب) انسان‌ها در این شب از طرف خداوند متعال تعیین می‌گردد. به همین دلیل از سوی متولیان و رهبران دینی و مذهبی توصیه به بیداری و راز و نیاز به درگاه خداوند به خاطر جلب رضایت او و کسب بهترین تقدیر، گردیده است. از همین‌رو در میان مسلمانان این شب گرامی داشته می‌شود. هرچند در این‌که کدام یکی از شب‌های رمضان شب قدر است میان شیعه و سنی اختلاف نظر است اما به پندار شیعیان شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست سوم شب‌هایی است که شب قدر در آن قرار دارد و مومنان برای درک آن شب، این سه شب را بیدار و به دعا و نیایش مشغول باشند و حاجات و خواسته‌های خود را با خداوند متعال در میان بگذارند و از خداوند رقم زدن بهترین تقدیر و سرنوشت را آرزو نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">ازآنجای که شهادت امیر مومنان امام علی (ع) در شب‌های قدر رخ‌داده برای شیعیان اهمیت و حساسیت این شب‌ها دوچندان و از جایگاه ویژه‌ی برخوردار گردیده است. شیعیان در این سه شب‌بیدار می‌مانند و به دعا و گریه و زاری مشغول می‌گردند و برای شهادت اولین امام خود نیز روضه و مداحی و نوحه‌خوانی می‌کنند. فضای معنوی و حال و هوای که این مناسبت دینی و مذهبی ایجاد می‌کند بسیار زیبا و باصفا و سازنده است اما این‌که واقعا این برداشت که مقدرات یک‌ساله انسان‌ها در این شب رقم می‌خورد و انسان‌ها می‌توانند با بیدار ماندن و دعا و تضرع و زاری سرنوشت دلخواه خود را رقم بزند جای اماواگرهای زیادی است. اگر این برداشت درست باشد و واقعا در این شب مقدرات انسان رقم بخورد و شب‌نشینی و دعا و التماس در پیشگاه خداوند نقشی داشته باشند باید مسلمانان از بهترین سرنوشت و کفار از بدترین سرنوشت برخوردار باشند درحالی‌که بسیار واضح و عیان می‌بینیم که چنین نیست و اتفاقا قضیه برعکس است کفار از سرنوشت بهتر و مسلمانان با سرنوشت بسیار بد و غم‌انگیزی سر دچار‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">با اندک تامل و بررسی وضعیت مسلمانان و غیرمسلمانان به این نتیجه‌ی قطعی می‌رسیم که برپایی مراسم احیا و شب‌زنده‌داری هیچ نقشی در تعیین سرنوشت بهتر برای مسلمان‌ها نداشته و ندارد. پس یا باید قایل شویم که این باور و برداشت از سوره قدر اشتباه است و یا از بیخ منکر شویم و بگوییم که خدای‌نخواسته حرف قرآن حرف خدا نیست و&#8230; . از طرف دیگر قرآن کریم به شکل بسیار صریح و رسا بیان کرده است که: وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى، و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست، تعیین تقدیر را توسط شب‌زنده‌داری و دعا و توسلات به ایمه و &#8230; نفی می‌کند و مثل این حدیث معروف که می‌گوید: تَفَکُّرُ ساعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ سَنَهٍ یا سِتّینَ سَنَهً یا سَبْعینَ سَنَه. یک ساعت تفکر از عبادت یک سال و یا شصت و یا هفتاد سال بهتر است. از این قبیل مضامین هم در قرآن و هم در احادیث الی ماشالله زیاد است و با تجربه انسانی همراه و هم‌سو است. شاید نیاز به گفتن نباشد که انسان موجودی است که تقدیرش را خداوند به خود او واگذار کرده و انسان باید باتدبیر و تلاش خود تقدیر خود را بسازد و از درد گرسنگی، رنج فقر و تنگ‌دستی، بیماری‌‌های گوناگون و جهنم جنگ و خشونت‌های اجتماعی خودش را نجات دهد و سرنوشت فردی و جمعی خود با سرپنجه عقل و تدبیر، معجزه کار و تلاش طبق میل و دلخواه خود بسازد و منتظر گشوده شدن در آسمان برای ارتزاق نمانند که نتیجه قطعی و تجربی‌اش سرنوشت امروز مردم افغانستان و بیست‌وهشت میلیون گدایی است که سازمان ملل اعلان کرده که اگر کمک‌های خود را قطع نمایند این تعداد انسان در معرض خطر جدی گرسنگی و &#8230; قرار می‌گیرد. بنابراین کار و تلاش خودش بهترین عبادت و نیایش است. اگر کار و تلاش برای رضای خدا و همکاری با همنوعان و دستگیری مستمندان و&#8230; باشد اثر و نتیجه‌اش مثل ضربت علی است که در روز خندق به کار رفت که از عبادت جن و انس با ارزش‌تر و بهتر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tarhenaw.com/?feed=rss2&#038;p=2979</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
